مادهٔ ۲۱۶

مدير يا مديران تصفيه توسط همان مرجعى که آنان را انتخاب کرده است قابل عزل مى‌باشند.

مادهٔ ۲۱۷

مادام‌که امر تصفيه خاتمه نيافته است مديران تصفيه بايد همه ساله مجمع عمومى عادى صاحبان سهام شرکت را با رعايت شرايط و تشريفاتى که در قانون و اساسنامه پيش‌بينى شده است دعوت کرده صورت دارائى منقول و غيرمنقول و ترازنامه و حساب سود و زيان عمليات خود را به ضميمه گزارشى حاکى از اعمالى که تا آن موقع انجام داده‌اند به مجمع عمومى مذکور تسليم کنند.

مادهٔ ۲۱۸

در صورتى‌که به‌موجب اساسنامهٔ شرکت يا تصميم مجمع عمومى صاحبان سهام براى دوره تصفيه يک يا چند ناظر معين شده باشد ناظر بايد به عمليات مديران تصفيه رسيدگى کرده گزارش خود را به مجمع عمومى عادى صاحبان سهام تسليم کند.

مادهٔ ۲۱۹

در مدت تصفيه دعوت مجامع عمومى در کليه موارد به‌عهده مديران تصفيه است. هرگاه مديران تصفيه به اين تکليف عمل نکنند ناظر مکلف به دعوت مجمع عمومى خواهد بود و در صورتى‌که ناظر نيز به تکليف خود عمل نکند يا ناظر پيش‌بينى يا معين نشده باشد دادگاه به تقاضاى هر ذى‌نفع حکم به تشکيل مجمع عمومى خواهد داد.

مادهٔ ۲۲۰

صاحبان سهام حق دارند مانند زمان قبل از انحلال شرکت از عمليات و حساب‌ها در مدت تصفيه کسب اطلاع کنند.

مادهٔ ۲۲۱

در مدت تصفيه مقررات راجع به دعوت و تشکيل مجامع عمومى و شرايط حد نصاب و اکثريت مجامع مانند زمان قبل از انحلال بايد رعايت شود و هرگونه دعوتنامه و اطلاعيه‌اى که مديران تصفيه براى صاحبان سهام منتشر مى‌کنند بايد در روزنامه کثيرالانتشارى که اطلاعيه‌ها و آگهى‌هاى مربوط به شرکت در آن درج مى‌گردد منتشر شود.

مادهٔ ۲۲۲

در مواردى‌که به‌موجب اين قانون مديران تصفيه مکلف به دعوت مجامع عمومى و تسليم گزارش کارهاى خود مى‌باشند هرگاه مجمع عمومى موردنظر دو مرتبه با رعايت تشريفات مقرر در اين قانون دعوت شده ولى تشکيل نگردد و يا اينکه تشکيل شده و نتواند تصميم بگيرد مديران تصفيه بايد گزارش خود و صورتحساب‌هاى مقرر در ماده ۲۱۷ اين قانون را در روزنامه کثيرالانتشارى که اطلاعيه‌ها و آگهى‌هاى مربوط به شرکت در آن درج مى‌گردد براى اطلاع عموم سهامداران منتشر کنند.

مادهٔ ۲۲۳

آن قسمت از دارائى نقدى شرکت که در مدت تصفيه مورد احتياج نيست بين صاحبان سهام به نسبت سهام تقسيم مى‌شود به‌شرط آنکه حقوق بستانکاران ملحوظ و معادل ديونى که هنوز موعد تأديه آن نرسيده است موضوع شده باشد.

مادهٔ ۲۲۴

پس از ختم تصفيه و انجام تعهدات و تأديه کليه ديون دارائى شرکت بدواً به مصرف بازپرداخت مبلغ اسمى سهام به سهامداران خواهد رسيد و مازاد به‌ترتيب مقرر در اساسنامه شرکت و در صورتى‌که اساسنامه ساکت باشد به نسبت سهام بين سهامداران تقسيم خواهد شد.

مادهٔ ۲۲۵

تقسيم دارائى شرکت بين صاحبان سهام‌خواه در مدت تصفيه و خواه پس از آن ممکن نيست مگر آنکه شروع تصفيه و دعوت بستانکاران قبلاً سه مرتبه و هر مرتبه به فاصله يک ماه در روزنامه رسمى و روزنامه کثيرالانتشارى که اطلاعيه‌ها و آگهى‌هاى مربوط به شرکت در آن درج مى‌گردد آگهى شده و لااقل شش ماه از تاريخ انتشار اولين آگهى گذشته باشد.

مادهٔ ۲۲۶

تخلف از مادهٔ ۲۲۵ مديران تصفيه را مسئول خسارات بستانکارانى قرار خواهد داد که طلب خود را دريافت نکرده‌اند.

مادهٔ ۲۲۷

مديران تصفيه مکلف هستند ظرف يک ماه پس از ختم تصفيه مراتب را به مرجع ثبت شرکت‌ها اعلام دارند تا به ثبت رسيده و در روزنامه رسمى و روزنامه کثيرالانتشارى که اطلاعيه‌ها و آگهى‌هاى مربوط به شرکت در آن درج مى‌گردد آگهى شود و نام شرکت از دفتر ثبت شرکت‌ها و دفتر ثبت تجارتى حذف گردد.

مادهٔ ۲۲۸

پس از اعلام ختم تصفيه مديران تصفيه بايد وجوهى را که باقى‌مانده است در حساب مخصوصى نزديکى از بانک‌هاى ايران توديع و صورت اسامى بستانکاران و صاحبان سهامى را که حقوق خود را استيفاء نکرده‌اند نيز به آن بانک تسليم و مراتب را طى آگهى مذکور به اطلاع اشخاص ذى‌نفع برسانند تا براى گرفتن طلب خود به بانک مراجعه کنند. پس از انقضاء ده سال از تاريخ انتشار آگهى ختم تصفيه هر مبلغ از وجوه که در بانک باقى‌مانده باشد در حکم مال بلاصاحب بوده و از طرف بانک با اطلاع دادستان شهرستان محل به خزانه دولت منتقل خواهد شد(۱) .


(۱ه قانون تأسيس سازمان جمع‌آورى و فروش اموال تمليکى مصوب ۲۴/۱۰/۱۳۷۰ مراجعه شود.

مادهٔ ۲۲۹

دفاتر و ساير اسناد و مدارک شرکت تصفيه شده بايد تا ده سال از تاريخ اعلام ختم تصفيه محفوظ بماند به اين منظور مديران تصفيه بايد مقارن اعلام ختم تصفيه به مرجع ثبت شرکت‌ها دفاتر و اسناد و مدارک مذکور را نيز به مرجع ثبت شرکت‌ها تحويل دهند تا نگهدارى و براى مراجعه اشخاص ذى‌نفع آماده باشد.

مادهٔ ۲۳۰

در صورتى‌که مدير تصفيه قصد استعفاء از سمت خود را داشته باشد بايد مجمع عمومى عادى صاحبان سهام شرکت را جهت اعلام استعفاء خود و تعيين جانشين دعوت نمايد. در صورتى‌که مجمع عمومى عادى مزبور تشکيل نشود يا نتواند مدير تصفيه جديدى را انتخاب کند و نيز هرگاه مدير تصفيه توسط دادگاه تعيين شده باشد مدير تصفيه مکلف است که قصد استعفاء خود را به دادگاه اعلام کند و تعيين مدير تصفيه جديد را از دادگاه بخواهد. در هرحال استعفاء مدير تصفيه تا هنگامى که جانشين او به‌ترتيب مذکور در اين ماده انتخاب نشده و مراتب طبق مادهٔ ۲۰۹ اين قانون ثبت و آگهى نشده باشد کان‌لم‌يکن است.

مادهٔ ۲۳۱

در صورت فوت يا حجر يا ورشکستگى مدير تصفيه اگر مديران تصفيه متعدد باشند و مدير تصفيه متوفى يا محجور يا ورشکسته توسط مجمع عمومى شرکت انتخاب شده باشد مدير يا مديران تصفيه باقى‌مانده بايد مجمع عمومى عادى شرکت را جهت انتخاب جانشين مدير تصفيه متوفى يا محجور يا ورشکسته دعوت نمايند و در صورتى‌که مجمع عمومى عادى مزبور تشکيل نشود يا نتواند جانشين مدير تصفيه متوفى يا محجور يا ورشکسته را انتخاب کند يا در صورتى‌که مدير تصفيه متوفى يا محجور يا ورشکسته توسط دادگاه تعيين شده باشد مدير يا مديران تصفيه باقى‌مانده مکلف‌ هستند تعيين جانشين مدير تصفيه متوفى يا محجور يا ورشکسته را از دادگاه بخواهند.


اگر امر تصفيه منحصراً به‌عهده يک نفر باشد در صورت فوت يا حجر يا ورشکستگى مدير تصفيه در صورتى‌که مدير تصفيه توسط مجمع عمومى شرکت انتخاب شده باشد هر ذى‌نفع مى‌تواند از مرجع ثبت شرکت‌ها بخواهد که مجمع عمومى عادى صاحبان سهام شرکت را جهت تعيين جانشين مدير تصفيه مذکور دعوت نمايد و در صورتى‌که مجمع عمومى عادى مزبور تشکيل نگردد يا نتواند جانشين مدير تصفيه را انتخاب نمايد يا در صورتى‌که مدير تصفيه متوفى يا محجور يا ورشکسته توسط دادگاه تعيين شده باشد هر ذى‌نفع مى‌تواند تعيين جانشين را از دادگاه بخواهد.