مفهوم و ضرورت ايجاد سازمان‌ها

آدمى براى پاسخ به نيازهاى متعدد و گستردهٔ معنوى و مادى خود بايد از همفکري، همکارى و تشريک مساعى با انسان‌هاى ديگر در قالب‌ها و نظام‌هاى خاصى استفاده کند که امروزه به آن ”سازمان“ مى‌گويند. دربارهٔ علت يا علل نياز همکارى افراد با هم و بهره‌مندى از يکديگر، دلايلى اين چنين ارائه شده است:


جامعه‌شناسان آدمى را طبعاً ”مدنى و اجتماعي“ مى‌دانند و معتقد هستند نيازها، خصايص و امکانات وجودى او ايجاب مى‌کند در زندگى دسته‌جمعى و مشترک وارد شده براى رفع احتياجات خويش از تعاون و همفکرى مشترک ديگران استفاده کند. هم‌چنين تنوع نيازها، گسترش دانش‌ها و مهارت‌هاى بشري، توسعه و تکامل اشکال مختلف زندگي، موجب گسترش سازمان‌هاى متنوع و متعددِ سياسي، اجتماعي، اقتصادى و تربيتى شده و جوامع کنونى را بيش از پيش به سازمان‌هاى مختلف نيازمند ساخته است. اين نيازها تا حدى است که بيشتر افراد در سازمانى به‌نام ”زايشگاه“ متولد مى‌گردند، در سازمان ”خانواده“ رشد مى‌يابند، در سازمان‌هاى ”آموزشى و پرورشي“ آموزش مى‌بينند و سرانجام در يکى از سازمان‌هاى دولتى يا خصوصى وارد مى‌شوند و سال‌هاى متمادى عمر خود را به‌گونه‌اى در سازمان‌هاى فرهنگي، مذهبي، علمي، صنعتي، بازرگاني، اداري، آموزشى و پژوهشى صرف مى‌کنند.

تعريف‌هاى سازمان

با توجه به هدف‌هاى گوناگون فرد يا جامعه سازمان‌هاى مختلفى ايجاد مى‌شود که هريک ويژگى‌هاى خاص خود را دارا است. مثلاً سازمان‌هاى نظامي، صنعتى و آموزشى از جمله سازمان‌هائى هستند که براى هدف‌هاى خاصى به‌وجود مى‌آيند و همين امر موجب مى‌شود که يافتن تعريف جامع و مانع براى سازمان با اشکال مواجه گردد.


البته تمام سازمان‌ها - اعم از دولتى يا خصوصى - خصوصيات مشترکى دارند، چنانکه عده‌اى از افراد با وظايف متفاوت، براساس سلسله مراتب سازمانى خاص و با امکانات معين، براى تحقق هدف‌هاى مشخص، به‌طور دسته‌جمعى همکارى و فعاليت مى‌کنند. با توجه به خصوصيات مشترک در سازمان‌هاى مختلف، استادان و کارشناسان علوم ادارى از سازمان تعريف‌هاى متعددى ارائه داده‌اند، از جمله:


- سازمان عبارت است از همکارى مشترک افراد براى انجام دادن مقاصد مشترکى که در پيش دارند.


- سازمان، واحدى طرح‌ريزى شده است که داراى تشکل‌ عمدى براى رسيدن به هدف‌هاى مشخص است (علاقه‌بند، علي؛ مقدمات مديريت آموزشي؛ ص ۵۸.).


- سازمان عبارت از يک رشته روابط منظم و منطقى است که براى رسيدن به هدف‌هاى مشترک ميان افرادى که وظيفه‌هاى گوناگون دارند برقرار مى‌شود؛ زيرا تعداد اين افراد به‌قدرى است که نمى‌توانند به‌طور مستقيم با هم در تماس باشند.

اهميت سازمان

يکى از مهم‌ترين، مؤثرترين و گسترده‌ترين سازمان‌هاى مختلف اجتماعى که مسئوليت انتخاب و انتقال عناصر فرهنگى را به نسل نوخاستهٔ جامعه برعهده دارد، سازمان آموزش و پرورش هر کشور است. اين سازمان دستگاهى است که الگوى کلى نهادها و سازمان‌هاى رسمى جامعه به‌شمار مى‌رود و از ديرباز نقش سازنده و اساسى در بقاء و تداوم فرهنگ و تمدن بشرى ايفاء کرده است.


سازمان آموزش و پرورش از نظر اجتماعي، فرهنگي، اخلاقي، اقتصادى و فراهم کردن زمينهٔ تکامل و رشد آدمي، اهميت بسيارى دارد. از نظر اجتماعي، جامعه‌شناسان، آموزش و پرورش را وسيلهٔ اداره و کنترل جامعه تعريف مى‌کنند و آن را عامل بقاء و دوام تمدن‌ها مى‌دانند و معتقد هستند که مجموعهٔ دانش‌ها و مهارت‌هاى بشرى به‌ميزان تصورنشدنى افزايش يافته و ارتباط انسان‌ها پيچيده‌تر شده است. اين امر به‌تدريج نوعى دخالت آگاهانه را در جريان انتقال فرهنگ بشرى از طريق ايجاد و گسترش سازمان‌هاى آموزشى و پرورشى ضرورى ساخته است.


مطالعات عمق در زمينهٔ تغيير و تحول آيندهٔ جهان نشان مى‌دهد که جمعيت جهان در سال ۲۰۰۰ به حدود ۳۵/۶ ميلياردنفر و در سال ۲۰۳۰ به حدود ۱۰ ميلياردنفر خواهد رسيد و در همين مدت جمعيت کشور ايران به بيش از دو برابر افزايش خواهد يافت. در جهان امروز به‌دنبال پيشرفت‌هاى علمى و فنى - که به انقلاب علمى و فن‌آورانه تعبير شده - از سى‌ سال پيش هر پنج يا هفت سال، حجم انتشار کتاب‌هاى علمى به دو برابر افزايش يافته است (يونسکو؛ تفکر درباره تحولات آيندهٔ آموزش و پرورش؛ ترجمه محمدعلى اميري؛ ج ۱، ص ۱۳ و ۴۴.).


بنابراين سازمان آموزش و پرورش، مرتب توسعه يافته است و هرسال تعداد بيشترى از کودکان، نوجوانان و جوانان وارد دوره‌هاى تحصيلى ابتدائي، متوسطه و عالى شده و برخوردارى از آموزش و پرورش را يک حق اجتماعى تلقى کرده‌اند.


از نظر اقتصادي، آموزش و پرورش نوعى سرمايه‌گذارى پرحجم و پرثمر تلقى مى‌شود که اثربخشى و بازدهى کيفى و کمى آن در درازمدت به‌دست مى‌آيد. زيرا به‌کمک سازمان‌هاى آموزش و پرورش، نيروهاى انسانى کارآمد در بخش‌هاى صنعت، خدمات و کشاورزى تربيت مى‌شود و هم‌چنين، زمينه براى رشد اقتصادي، توسعه صنعتي، بالارفتن کيفيت زندگى و سرانجام استقلال فرهنگى و سياسى فراهم مى‌گردد. بنابراين امروزه در اغلب کشورهاى جهان سعى مى‌شود درصد زيادى از بودجهٔ سالانه به ايجاد و گسترش سازمان‌هاى آموزش و پرورش اختصاص داده شود.


از نظر فرهنگى و شخصيتي، انسان موجودى است آفريننده، مبتکر و هنرمند که کمال وى به دانستن و توانستن است. انسان سرشار از استعدادها، تمايلات، انگيزه‌ها و انرژى‌هاى وسيع خدادادى است و قادر است از کوچکترين تا عظيم‌ترين منابع و آثار هنرى را خلق کند. او در فطرت از قدرت الهى بهره‌ گرفته، مى‌تواند تجلى استعدادها باشد و خلاقيت خود را در طبيعت به‌صورت صنعت و هنر ارائه دهد و به‌همين علت تکامل، تعالى و فلاح او در گرو دانائى‌ها، توانائى‌ها و خودسازى‌هائى است که همه از طريق دستگاه‌هاى تعليم و تربيت جامعه تحقق مى‌يابد.


بنابر آنچه گفته شد، سازمان آموزش و پرورش با رشد و توسعه جوامع انسانى در ابعاد اخلاقي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي، مذهبى و ارتباطات بين‌المللى پيوندى ناگسستنى دارد.


مى‌توان گفت نقش و رسالت سازمان‌هاى آموزش و پرورش در دنياى امروز تا آن اندازه است که جوامع مختلف انتظار دارند، اين سازمان پاسخگوى نيازهاى معنوى و مادى آنان باشد و به‌عنوان عامل اصلى و پرثمر، تحقق نيازهاى فردى و اجتماعى را ممکن سازد.