تأسيس مدارس به سبک جديد از حدود ۱۴۰ سال پيش مورد توجه بوده است. تأسيس دارالفنون در سال ۱۲۶۸ ق (۱۲۳۰ش) و توسعهٔ مدارس ايران در برخى از شهرستان‌هاى بزرگ را مى‌توان سرآغاز معرفى نظام جديد مدارس و از اقدامات مهم فرهنگى دانست. دارالفنون آموزشگاه دولتى بود که به شيوهٔ نظامى اداره مى‌شد و شاگردان آن با لباس‌هائى همشکل در مدرسه شرکت مى‌کردند. رشته‌هاى تحصيلى دارالفنون عبارت بود از پياده‌نظام، سواره‌نظام، توپخانه، مهندسي، پزشکي، جراحي، داروسازى و معدن‌شناسي. برنامهٔ آن نيز شامل مواد درسى در دو سطح متوسطه و عالى بود.


در اين مدرسه فرزندان اعيان و اشراف - که حدود ۱۴ تا ۱۶ سال داشتند - تحصيل مى‌کردند و فرزندان طبقات محروم از اين امکانات نادر بى‌بهره بودند. بيشتر استادان و معلمان دارالفنون، خارجى به‌ويژه اتريشى بودند. نتايج حاصله و تأثير دارالفنون در آموزش و پرورش ايران به سبک جديد متعدد است، از جمله:


- براى نخستين بار دولت رسماً مسئوليتى در امر آموزش و پرورش برعهده گرفت و هزينهٔ نگهدارى دارالفنون را از محل درآمدهاى مالياتى دولتى تأمين کرد.


- دولت به آموزش و پرورش مردم توجه بيشترى نشان داد و در سال ۱۲۳۴ ش وزارتخانه‌‌اى به‌نام وزارت علوم ايجاد شد.


- در برنامه‌ريزى درسي، نوع کتاب‌هاى درسي، شيوهٔ تدريس، کلاس‌داري، روش‌هاى امتحانى و مقررات حاکم بر ادارهٔ مدارسى که به‌تدريج تأسيس مى‌شد، مؤثر بود.


- راه آشنائى با علوم مختلف رايج در کشورهاى اروپائى از طريق ترجمهٔ کتاب‌هاى درسى از زبان‌هاى بيگانه به فارسى فراهم شد.


- کارهاى اساسى و مهم مملکت به‌تدريج به فارغ‌التحصيلان مدرسهٔ دارالفنون که از خانواده‌هاى اشراف بودند، واگذار شد.


پيش از مشروطيت، ميسيونرهاى مسيحي، تحصيلکرده‌هاى خارج و دولت مدارسى به سبک جديد تأسيس کردند. در سال ۱۳۲۰ ق تقريباً هفده مدرسهٔ ابتدائى جديد در تهران و ديگر شهرستان‌ها وجود داشت (مقدمات مديريت آموزشي؛ ج ۲، ص ۲۸۲.).


اولين مدرسه با شکل و طرح جديد در سال ۱۲۵۱ ش در تهران در محل بهارستان به‌وجود آمد و سپس براى آموزش زبان‌هاى خارجى مدرسه‌اى به‌نام ”مشيريه“ تأسيس شد و به‌دنبال آن در سال ۱۲۶۱ ش يک مدرسهٔ نظامى در اصفهان و در سال ۱۲۶۳ ش مدرسهٔ ديگرى در تهران تأسيس شد. سپس مدرسهٔ ”رشديه“ به رياست ”ميرزا حسن رشديه“ در سال ۱۲۷۵ ايجاد گرديد (مکتب رشديه را نيز امين‌الدوله در تهران تأسيس کرد.).


اين مدرسه را حاج ميرزا حسن‌خان سپهسالار ايجاد کرد (به‌نقل از: اسناد وزارت آموزش و پرورش؛ ۱۳۶۲).


در سال ۱۲۷۶ ش انجمن معارف به رياست وزير علوم وقت تشکيل شد که از وظايف مهم آن علاوه بر تأسيس کتابخانه، دارالترجمه، دارالتأليف و کلاس‌هاى شبانه براى اکابر، تأسيس و گسترش مدارس بود. به‌تدريج مدرسهٔ علميه، مدرسهٔ ادب، مدرسهٔ سادات، مدرسهٔ افتتاحيه و مدرسهٔ خيريه به‌وجود آمد. پس از دارالفنون مدرسهٔ عالى ديگرى به‌نام مدرسهٔ سياسى در سال ۱۲۷۸ ش افتتاح شد که محصلان را با امتحان و مصاحبه مى‌پذيرفت. مرحوم ميرزا على‌اکبر دهخدا از جمله محصلان اوليهٔ اين مدرسه بود (سازمان اسناد ملى ايران؛ اسناد وزارت آموزش و پرورش؛ ۱۳۶۲، ص ۶.). تا اواخر حکومت قاجاريه و اوايل دوران پهلوي، مدارس متعددى از سوى خارجيان يا ايرانيان به‌صورت ملى و خصوصى تأسيس و اداره گرديد.


مدارس مبلغان لازاريست فرانسوى در سال ۱۲۵۶ ق، سن‌لوئى در ۱۲۷۷ ق، مدرسه پسرانه آمريکائى در تهران در سال ۱۲۹۱ ق و مدرسهٔ دخترانه آمريکائى در ۱۳۱۳ ق تأسيس شدند و ژاندارک را فرانسوى‌ها در سال ۱۳۳۹ ق تأسيس کردند.


در سال ۱۲۸۹ ش برنامهٔ مدارس ابتدائى به‌صورت مدون براى اجراء به همهٔ مدارس ابلاغ شد. به‌دليل نفوذ فرهنگ فرانسه نسبت به ديگر فرهنگ‌ها، در آموزش و پرورش ايران، زبان خارجى غالب در مدارس، زبان فرانسه بود و کسانى هم که آموزش و پرورش کشور را اداره مى‌کردند، بيشتر تحصيلکردهٔ فرانسه و دوستدار فرهنگ فرانسوى بودند؛ بنابراين سازمان مدارس ايران به سبک جديد از آموزش و پرورش فرانسه متأثر يا اقتباس شده است.


در سال ۱۲۹۷ ش در ايران ۲۹۵ مدرسه بود که بيش از ۲۳۰۳۳ شاگرد داشت و در سال ۱۳۰۱-۱۳۰۲ همه مدارس ايران، ابتدائي، متوسطه (دخترانه و پسرانه)، عالي، مکاتب و مدارس قديم، ۶۱۲ واحد بود که در آنها ۵۵۱۳۱ نفر تحصيل مى‌کردند (اسناد وزارت آموزش و پرورش؛ ص ۸.). براى نظام‌دادن به مدارس و تعيين سياست‌هاى کلى در کشور در سال ۱۲۹۰ ش قانون اساسى معارف به تصويب رسيد که دربارهٔ آن بحث مى‌شود.