اهميت سوادآموزى

مسئلهٔ مبارزه با بى‌سوادى و گسترش آموزش و پرورش عمومى از مسائل عمده‌اى است که مورد توجه کشورهاى مختلف جهان قرار گرفته است و به‌دليل ارتباط و همبستگى رشد اخلاقي، فرهنگي، اجتماعى و اقتصادى هرجامعه با افزايش تعداد باسوادان، سرمايه‌گذارى در اين زمينه و تلاش براى مبارزه با بيسوادى از مهمترين سياست‌هاى کشورها اعلام شده است.


على‌رغم تلاش‌هائى که در اين زمينه صورت گرفته است، به دلايل گوناگون از جمله افزايش جمعيت در بعضى از کشورها پيش‌بينى مى‌شود که تعداد بيسوادان بالاى پانزده سال جهان در سال ۲۰۰۰ به بيش از نهصد ميليون نفر برسد.


در ايران توجه به سواد‌آموزى و ضرورت تداوم آموزش و پرورش و فراگيرى علم در مراحل مختلف زندگى از ديرباز مورد تأکيد بوده است.


فرمودهٔ حضرت محمد (ص):


”اُطْلُبُوا العِلْمَ مِنَ‌ المَهْدِ اِليٰ اللَحْدِ“


تأکيد فراوان آن حضرت بر آموزش مردان و زنان ”طَلَبُ العِلْمِ فَريضةُ عَليٰ کُلَّ مُسلِمٍ وَمُسلِمٕ وَمِسْلِمَة“ مؤيد عنايت مکتب اسلام به اهميت و ضرورت گسترش سواد و کسب علم در جوامع بشرى و بيان‌کنندهٔ فلسفهٔ آموزش مداوم است که پس از گذشت پانزده قرن، امروزه در جهان معاصر ظاهر شده است.

آئين‌نامه‌ها و مقررات آموزشى و امتحانى

براى دوره‌هاى مقدماتى و تکميلى در نهضت سواد‌آموزي، آئين‌نامه‌ٔ آموزشى و امتحانات دورهٔ ابتدائي، آئين‌نامهٔ آموزشى و امتحانات دوره‌هاى مقدماتى و تکميلي، آئين‌نامه‌ آموزشى و تربيت نيروى انسانى تهيه و اجراء شده است.


در اين آئين‌نامه‌ها زمان‌بندى هريک از دوره‌هاى آموزشي، مواد درسي، مقررات امتحاني، تعريف و شرح وظايف آموزشيار راهنمائى تحصيلى مشخص شده است. برابر مقررات مصوب، ارزش تحصيلى باسوادانى که دورهٔ تکميلى را بگذرانند، معادل کلاس سوم ابتدائى است.


براى افزايش معلومات سوادآموزان، دورهٔ سومى با عنوان دورهٔ پايانى در نظر گرفته شده است که سوادآموزان با گذراندن اين دوره مى‌توانند در امتحانات پنجم ابتدائى شرکت کنند که در صورت توفيق به آنان گواهينامهٔ پنجم ابتدائى داده مى‌شود.

بررسى کمى و کيفى سوادآموزى در ايران

طبق گزارش رسمى وزارت آموزش و پرورش طى هشت سال نسبت باسوادان شش ساله و بيشتر کشور از ۴/۶۶ درصد در سال ۱۳۶۷ به ۴/۸۶ درصد در سال ۱۳۷۵ رسيده است. هم‌چنين از سال ۱۳۶۸-۱۳۷۵ جمعاً ۷/۱۱ ميليون نفر در کلاس‌هاى سواد‌آموزى شرکت کرده‌اند. نسبت زنان شرکت‌کننده به مردان ۵/۲۳ درصد بوده و تعداد کسانى که با موفقيت دوره‌ها را طى کرده‌اند حدود ۶/۵ ميليون نفر است. هم‌چنين نسبت قبولى ۶/۴۲ درصد بوده است.


بررسى آمار فوق نشان‌دهنده اين واقعيت است که درصد زيادى از بيسوادان کشور باسواد شده‌اند و بعضى از طرح‌هاى سواد‌آموزى در زمينهٔ باسواد کردان کارگران در کارخانه‌ها، کارکنان بيسواد در ادارات و سربازان بيسواد در پادگان‌ها با موفقيت همراه بوده است. ولى هنوز درصد زيادى از جمعيت شش ساله و بالا، به‌ويژه در مناطق روستائي، بيسواد هستند. در يک بررسي، علل متعددى براى عدم توفيق در مبارزه با بيسوادى ذکر شده است، از جمله:


- عدم تعميم آموزش همگانى و اجراء کامل تعليمات اجبارى


- افزايش جمعيت و رشد بالاى آن به‌ويژه جمعيت جوان


- نبودن انگيزه‌هاى لازم در بيسوادان براى باسواد شدن و شرکت در کلاس‌هاى سواد‌آموزى


- پائين‌بودن سطح فرهنگ و اقتصاد بيسوادان


- پراکندگى روستاها توأم با پراکندگى جمعيت و عدم امکان تشکيل کلاس سواد‌آموزى


- کوهستانى و کويرى بودن بعضى از مناطق ايران و وجود گرما و سرماى زياد۳


- کمبود اعتبارات و تجهيزات و وسايل نقليه


- وجود گويش‌هاى متنوع در ايران


- کمبود نيروى انسانى باسواد در روستاها و مشکل تربيت، تأمين و اعزام آموزشيار از شهر به روستا


- آشنا نبودن آموزشياران در حد لازم با فرهنگ و ويژگى‌هاى بيسوادان به‌ويژه در مناطق روستائى


- عدم ارتباط لازم برنامه‌هاى سوادآموزى با نيازهاى حرفه‌اى و شغلى بيسوادان


- وجود تشکيلات گسترده براى سواد‌آموزى و کمبود توان علمى و تجربى لازم در جهت جذب و آموزش بيسوادان و تداوم آموزش نوسوادان


- وجود اُفت تحصيلى قابل توجه.


گرچه طرح بسيج عمومى سواد‌آموزى گروه سنى ۱۰-۳۵ ساله براى مبارزه با بيسوادى و رفع بعضى از تنگناهاى فوق به‌ اجراء درآمده و موجب افزايش تعداد باسوادان شده است، ولى اين معضل اجتماعي، تلاش‌هاى همه‌جانبهٔ کليه سازمان‌‌هاى اجتماعى و حضور فعالانهٔ همهٔ اقشار باسواد کشور و تخصيص وقت و اعتبار بيشتر و بهره‌مندى بيشتر از کارشناسان و مديران بصير، مجرب، مخلص و عاشق را مى‌طلبد.