مطالعهٔ سوابق تعليم و تربيت آدمى نشان مى‌دهد که به‌علت ناچيز بودن مجموعهٔ ميراث اجتماعى و ساده‌بودن ارتباطات انساني، آموزش و پرورش به‌وسيلهٔ خانواده‌ها و بيشتر به‌طور غيرآگاهانه انجام مى‌شده است. با گسترش علوم و مهارت‌هاى بشرى و توسعهٔ فرهنگ و تمدن‌هاى مختلف، به‌تدريج نوعى دخالت آگاهانه در جريان انتقال فرهنگ و تمدن به کودکان و نوجوانان ضرورى شمرده شد و ضمن توجه به تربيت غيرعمدي، تربيت عمدى پديد آمد. بزرگسالان با توجه به مقاصد معينى به پرورش خردسالان پرداختند و براى انجام دادن وظايف تربيتى به‌صورت رسمى و عمدى و طبق ضوابط، به‌تدريج سازمان‌هاى متعددى را به‌وجود آوردند.


در کشور ما نيز اين سازمان‌ها متعدد هستند که مهمترين آنها از صدر اسلام تاکنون خانواده، مسجد، مکتب و مدرسه بوده است. سازمان کنونى مدارس ايران نيز حاصل تحولاتى است که در دوران‌هاى مختلف گذشته در بافت و ساختار مؤسسات آموزشى و پرورشى پديد آمده است.