استفاده از انديشه‌ها و تجارب صاحبنظران و دست‌اندرکاران تعليم و تربيت از طريق تشکيل شوراهاى مختلف براى اتخاذ تصميم‌هاى مناسب در ادارهٔ سازمان‌هاى آموزش و پرورش امرى ضرورى به‌نظر مى‌رسد. براين اساس از شروع تأسيس آموزش و پرورش به سبک جديد تاکنون به‌موجب قانون و آئين‌نامه‌هاى متعدد در نظام ادارى و آموزشى کشور، شوراهاى متعددى در تشکيلات مرکزي، استان‌ها، مناطق و مدارس ايجاد شده است.


يکى از شوراهائى که از بدو تشکيل تاکنون، نقش مهمى در سياستگذاري، تعيين اهداف، ساختار آموزشي، رسيدگى به امور فنى و وضع مقررات آموزشى و پرورشى داشته، شوراى عالى آموزش و پرورش است.


- سير تاريخى شوراى عالى معارف:

قانون تشکيل شوراى عالى معارف در بيستم اسفند ۱۳۰۰ ش براى توسعهٔ دواير علوم و اشاعهٔ معارف و رفع نقايص تحصيلات علمى و فني، مشتمل بر ۱۵ ماده به تصويب رسيد (فتحي، هوشنگ؛ ”شوراى عالى آموزش و پرورش“، مجلهٔ رشد معلم؛ شمارهٔ ۳، ۱۳۶۷ و ۱۳۶۸.). براساس اين قانون، شورا ده عضو رسمى و ده عضو افتخارى داشته است. اعضاء رسمي، غير از وزير معارف و مديرکل وزارت معارف عبارت بودند از يک نفر مجتهد جامع‌الشرايط، دو نفر از رؤساى مدارس عاليه و متوسطه، دو نفر از معلمان درجهٔ اول مدارس عاليه و متوسطه و پنج نفر از دانشمندان کشور.


وظايف عمدهٔ شورا عبارت بود از:


- مشورت براى رفع مشکلات آموزش عمومى و تهيه امکانات تأسيس مدارس فني، کشاورزى و غيره


- فراهم‌کردن زمينه‌هاى لازم براى توسعهٔ مدارس و تدارک مقدمات تعليمات اجبارى


- رسيدگى به امور فنى مدارس مانند برنامه‌هاى آموزشي، امتحانات، صلاحيت‌هاى حرفه‌اى معلمان و مديران و تهيه و تدوين آئين‌نامه‌هاى مربوط به آن


- نظارت عالى بر مؤسسات علمى


(مقدمات مديريت آموزشي؛ ص ۲۹۳.)


براساس مادهٔ ۸ قانون مذکور، شوراى عالى داراى دبيرخانه (دارالانشاء) بود که وظيفهٔ ثبت و ضبط مذاکرات، تهيه صورتجلسات و تحرير گزارش‌هاى مهم را برعهده داشت.


اهداف، حيطهٔ وظايف، اختيارات و ترکيب اعضاء شوراى عالى معارف حاکى از آن است که سياستگذارى و اتخاذ تصميم در توسعهٔ معارف و امور اساسى آموزش و پرورش ايران در دوره‌هاى مختلف تحصيلى به‌طور گسترده برعهدهٔ اين شورا بوده است و با اجراء مصوبات آن به مرور، مقررات دولتى در کليه امور مدارس اجراء شد.