نهضت مشروطيت حرکت اجتماعى ـ سياسى بسيار مهم بود. درباره اين حرکت‌ گاه با گزافه سخن گفته‌اند و گاه نيز رطب و يا بس را به ‌هم بافته‌اند و گاه آن را تخطئه کرده‌اند. به هر حال نهضتى بود که عدل و عقل درهم آميخت و در پى بنيان حکومتى قانونمند برآمد و وظيفه دگرگون کردن سنت استبدادى را برعهده گرفت. اين نهضت در خدمت بسط دنياى فکرى و انديشگى و استقلال عمل و آزادى انسان‌ها بود. عواملى آن را از حرکت باز داشتند و به انحراف آن کشاندند.


منابع اين نهضت متنوع هستند و اصالت آنها هم ارتباط با موضوع و مقوله مورد مطالعه دارد. شايد صورت مذاکرات مجلس معتبرترين مأخذ در کارنامه مجلس باشد. اسناد و مدارک موجود در آرشيوهاى دولتى از عمده منابع مشروطيت است و انبوهى از اين اسناد و مدارک در آرشيوها ضبط است. روزنامه‌ها به‌عنوان منبع اخبار و وقايع در حد خود و با تطبيق با ساير مأخذ مى‌توانند مورد استفاده باشند. بعضى از روزنامه‌ها پايبند درستى اخبار بودند. سرگذشت‌هاى خودنگاشته، خاطرات، يادداشت‌هاى موضوعى و يادداشت‌هاى روزانه و نامه‌هاى خصوصى جملگى مى‌توانند در زمره منابع دوره مشروطيت قرار گيرند.


يگانه تاريخ معتبر که در دوران نهضت مشروطيت نوشته شد تاريخ بيدارى ايرانيان نوشته ناظم‌الاسلام کرمانى است. ميرزا محمد ناظم‌الاسلام پسرعلى محمد شريف کرمانى متولد ۱۲۸۰ هـ در کرمان، مقدمات فارسى و عربى و فقه و اصول و منطق را فرا گرفت و در سفرى به عراق از حوزه درس حاجى ميرزا محمدحسن شيرازى بهره‌ياب شد و پس از مراجعت به ايران با سيدمحمد طباطبائى آشنائى يافت. در دوره مشروطيت به سياست و روزنامه‌نگارى و تأليف تاريخ پرداخت. در اواخر صفر ۱۳۳۷ هـ در کرمان درگذشت. تاريخ بيدارى ايرانيان در ذکر حوادث مربوط به اواخر دوران استبداد و آغاز مشروطيت تأليف شده است. اين تاريخ مجموعه متون کامل و مفصل و اسناد و مدارک مربوط به انقلاب مشروطه است و مأخذ موثقى است در باب حرکت مشروطه‌خواهى ايرانيان (آرين‌پور، يحيي، از صبا تا نيما، جلد ۲، ص ۱۱۹-۱۱۸).


تاريخ مشروطه احمد کسروي، تاريخ‌نگارى فارسى را در عصر جديد شکل داد و شالوده‌اى براى تاريخ معاصر ايران گرديد. او در اين تاريخ خود کوشيد از دخل و تصرف در واقعيت بپرهيزد و موضع جنبش جديد ايران را به‌عنوان بزرگ‌ترين واقعه تاريخ معاصر ايران بازشناسد و پيدايش روح جمعى ايرانيان را در عصر جديد بازنمايد. در تدوين تاريخ مشروطه و تاريخ هيجده ساله آذربايجان که متمم آن است به قول خودش ”بيش از همه به آن کوشيده که به راستى نزديک باشد“ تاريخ او موثق‌ترين و درست‌ترين تاريخى است که در باب نهضت مشروطه نوشته شده است (آرين‌پور، يحيي،از نيما تا روزگار ما، جلد ۳، ص ۹۶). او در نمودن معنى درست حکومت مردم بر مردم و زنده کردن نام مجاهدان و فدائيان و شهداى مشروطيت و گردآوردن کارهاى اين رادمردان کوششى بليغ نمود (آرين‌پور، يحيي، جلد ۳، ص ۹۵).


شرح واقعيات و مواد تاريخى مشروطيت از محمدمهدى شريف کاشانى به شرح واقعات و مواد تاريخى دوره مشروطيت تصريح دارد. کتابى سودمند در شناخت حرکت مشروطه خواهى ايرانيان است. خود مؤلف از مشروطه‌طلبان بود و با احتشام‌السلطنه و بهبهانى حشر و نشر و همکارى داشت. مجدالاسلام کرمانى هم از مردمان بيداردل و روزنامه‌نويس بود و در زمان مشروطه روزنامه نداى وطن و روزنامه محاکمات را مديريت مى‌کرد. نوشته‌هاى او در اين روزنامه حکايت از آشنائى‌اش با دانش و افکار جديد دارد (آدميت، فريدون، ايدئولوژى نهضت مشروطيت، جلد ۲، ص ۳۸۶). او در تاريخ انقلاب مشروطيت ”بعضى از قضاياى تاريخى را به‌صورت منطقى آن مطرح مى‌کند. وجوه مختلف آن را مى‌سنجد و به نتيجه تاريخى مى‌رسد“ (آدميت، فريدون، ايدئولوژى نهضت مشروطيت، جلد ۲، ص ۳۸۶). تاريخ انحلال مجلس متمايز از دو اثر او است.


تاريخ معاصر يا حيات يحيى نوشته ميرزا يحيى دولت‌آبادى در ۴ مجلد ترکيبى از تاريخ وقايع سياسى و سرگذشت و خاطره شخصى است. او گزارشگر وقايع است و خاطرات خود را با آن در هم آميخته و دوره سى‌ساله‌اى پيش از مشروطه‌خواهى تا برافتادن قاجاريان را دربر مى‌گيرد. ميرزا يحيى خود در رده روشنفکران و مؤسس دو مدرسه بود و در جريان‌هاى سياسى زمانه کوشندگى داشت و در ”برخى بند و بست‌هاى داخلى دخالت“ مى‌ورزيد (آدميت، فريدون، ايدئولوژى نهضت مشروطيت، جلد ۲، ص ۳۸۶-۸۷). حيات يحيى در ارزيابى تاريخ اجتماعى و شناخت هويت و رفتار رده خودش منبعى درخور است (آدميت، فريدون، ايدئولوژى نهضت مشروطيت، جلد ۲، ص ۳۸۶-۸۷).


روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران يادداشت‌هاى حاجى ميرزا سيداحمد تفرشى حسينى است که سال‌هاى ۱۳۲۱ تا ۱۳۲۸ هـ را دربر مى‌گيرد. مؤلف آن از صداقت و ساده‌دلى بى‌بهره نبود، ميل به مشروطه‌طلبى داشت با اينکه از ديوانيان قاجار بود. اين يادداشت‌هاى نيز به هر حال خالى از مطالب سودمند نيست. از نظر فريدون آدميت، محقق تاريخ مشروطيت، تاريخ انقلاب مشروطيت مهدى ملک‌زاده ”عارى از اعتبار علمى است“ (آدميت، فريدون، ايدئولوژى نهضت مشروطيت، جلد ۲، ص ۴۰۲). او در اثر خود هرچه خواسته از آثار نويسندگان و خاطرات افراد برداشته و بدون ذکر مأخذ در کتاب خود گنجانده و مقدار فراوانى هم مجعولات و تصورات شخصى و لفاظى بدانها افزوده است و اثرى به‌وجود آورده ”آکنده از افسانه و گزافه‌گوئى و تحريف تاريخ و قضاوت‌هاى نادرست تاريخي، نويسنده پايبند امانت علمى هم نيست“ (آدميت، فريدون، ايدئولوژى نهضت مشروطيت، جلد ۲، ص ۴۰۲-۳).


طلوع مشروطيت از مهدى‌قلى خان هدايت، يادداشت‌هاى تاريخى راجع به فتح تهران و اردوى برق از سالار فاتح، گوشه‌اى از رويدادهاى انقلاب مشروطيت از امجدالواعظين تهراني، از ديگر آثارى هستند که مى‌توان اطلاعاتى از آنها بيرون کشيد. مشروطه‌خواهى در ايالات هم موضوع چند رساله شده است. بلواى تبريز از محمدباقر ويجويه، قيام آذربايجان در انقلاب مشروطيت ايران از کريم طاهرزاده بهزاد، قيام آذربايجان و ستارخان از اسماعيل اميرخيزي، گيلان در جنبش مشروطيت نوشته ابراهيم فخرائي، کاشان در جنبش مشروطيت تأليف حسن نراقي، تاريخ انقلاب آذربايجان و خوانين ماکو از نصرت‌الملوک، تاريخ انقلاب طوس از محمد حسن خراسانى از اهم رسالاتى هستند که در اين قلمرو تأليف يافته‌اند و اطلاعاتى در بردارند. بر اين زمره بايد کتاب نهضت آزاديخواهى مردم فارس در انقلاب مشروطيت ايران از جهانگير قائم‌مقامى را نيز افزود که بر پايه اسناد رسمى فراهم آمده است.


خاطرات سياسى احتشام‌السلطنه در قلمرو مشروطه منبع اخبار بسيط است و از نظر اجتماعى و سياسى درخور توجهى خاص. مهدى‌قلى خان در پنج دولت وزير کابينه بود و لذا در خاطرات خود از وقايع اين ايام سخن مى‌راند و طبعاً از وقايع دولت و مجلس و دربار نيک آگاهى داشت. مجموعه اسناد ظهيرالدوله هم آگاهى‌هائى از دوران مشروطه دارد به‌خصوص که خود نويسنده ”روى دل به مشروطگى داشت. حاکم عارف‌منش بود و اسناد او در باب مشروطه‌طلبى ارزشى بايسته دارد“ (آدميت، فريدون، ايدئولوژى نهضت مشروطيت، جلد ۲، ص ۳۸۹-۹۰).


آثار قلمى ثقةالاسلام تبريزى و زندگى‌نامه ثقةالاسلام هم دو منبع حاوى اسناد و مدارک ارزنده در مورد مشروطه‌خواهى هستند و براى تاريخ سياسى آذربايجان، وقايع مجلس اول، دوره استبداد صغير، انتخابات مجلس دوم در تبريز، فرقه دموکرات و غيره سودمند است. يادداشت‌هاى تاريخى و مدارک منتشر نشده ميرزا فضعلى آقامولوى تبريزي، يادداشت‌هاى صادق مستشارالدوله، خاطرات حيدرخان عمواوغلو که بخشى از آن انتشار يافته، نوشته‌هاى پراکنده حسن تقى‌زاده نماينده آذربايجان يادداشت‌هاى روزانه محمدولى‌خان تنکابنى (سپهسالار اعظم بعدي) فرمانده اردوى شمال، جملگى از اسناد و مدارک دوران مشروطيت است که گوشه‌اى از وقايع اين دوران پرتلاطم را دربر مى‌گيرند.


در بحث از انقلاب مشروطيت نمى‌توان بعضى از رساله‌هائى را که در توجيه و تفسير اين نوع حکومت و يا رد آن تأليف يافته، چشم‌پوشى کرد. رساله تنبيه‌الامه و تنزيه‌المله را شيخ محمدحسين نائينى نوشت در باب مشروعيت مشروطه و تلاش کرد که حکومت مشروطه را بر شالوده‌هاى شريعت اسلامى تفسير کند. رساله ديگر در توجيه و تفسير مشروطيت بر پايه اصول اسلامى اللئالى المربوطه فى وجوب المشروطه نوشته شيخ محمداسماعيل محلاتى غروى بود. رساله انصافيه هم از ملاعبدالرسول کاشانى در دفاع از مشروطيت و اثبات عدم مبانيت آن با شريعت اسلامى است. کلمه جامعه شمس کاشغرى از فاضل خراسانى ترشيزى در معناى شورا و مشروطه و مجلس شوراء ملى و توافق مشروطيت با قانون اسلامى بود. شيخ رضا دهخوارقانى هم رساله توضيح مرام را در باب دمسازى تشيع با مشروطيت تأليف کرد. مکالمه مقيم و مسافر از حاج آقا روح‌الله نجفى اصفهانى رساله ديگرى است در دفاع از مشروطيت و اثبات مشروعيت آن. رساله قانون مشروطه مشروعه از سيدعبدالحسين لارى به دفاع از مشروطيت مى‌پردازد اما شرايطى برمى‌شمارد که آن را با ساير رساله‌هاى مدافع مشروطيت متفاوت مى‌کند. کلمه حق يراد بها و الباطل کوششى است در باب دفاع از مشروطيت. عمادالعلما خلخالى هم رساله بيان معنى سلطنت مشروطه و فوائدها را در تبيين و پشتيبانى از مشروطيت، پيش از استبداد صغير، به قلم آورد. احياءالملة شيخ حسين اهرى بوشهرى هم از رده اين نوع رساله‌ها است.


در مقابل رساله‌هائى که به دفاع از مشروطيت تأليف شدند، رساله‌هائى هم موجود هستند که در رد مشروطيت فراهم آمده‌اند و پيش از همه بايد از تذکرةالغافل و ارشادالجاهل منتسب به شيخ‌ فضل‌الله نورى يا سيداحمد فرزند سيدکاظم ياد کرد. اين رساله از جمله رسائل مهم مشروعه‌خواهان است در نقد مشروطه و مشروطه‌طلبان و بسط انديشه مشروعه‌خواهي. دلايل براهين الفرقان فى بطلان قوانين نواسخ محکمات‌القرآن و صواعق سبعه از شيخ ابوالحسن نجفى مرندى نيز رساله‌اى است در مذمّت و رد مشروطيت، شيخ فضل‌الله نورى رساله‌اى پرداخت به‌نام حرمت مشروطه که اصلى‌ترين منبع در باب انديشه مشروعه‌طلبى است. در اين مقام نبايد رساله کشف‌المراد من‌المشروطه و الاستبداد را از محمد حسين‌بن على اکبر تبريزى مغفول گذاشت. اين رساله نيز در جهت فکرى مشروعه‌خواهان تأليف شده است ( در باب توضيح و تشريحى از اين رسالات نگاه کنيد به: زرگرى‌نژاد، غلامحسين، رسائل مشروطيت، تهران، کوير، ۱۳۷۴).