در دو اثر فارسى تراجم احوالى درباره زندگى وزرا يعنى نسائم‌الاسحار تأليف نويسنده‌‌اى گمنام و کتاب معروف آثارالوزرا از سيف‌الدين حاجى‌بن نظام فضلى گفته شده است. کتاب نخستين عنوان کتاب فى‌القاب‌الوزراء هم دارد و در سال ۷۲۵/۱۳۲۵ تأليف يافته و تنها نسخه موجود آن در اياصوفه به شماره ۳۴۸۷ استانبول همراه نسخه کتاب‌فى‌المواعظ و دربر دارنده برگ‌هاى ۱۱۱a - ۵۴a از کل نسخه است. (۲۰ در ۵/۱۴ سانتى‌متر؛ مرکب سياه با عناوين قرمز؛ خط نسخ با علائم حروف بى‌صدا؛ در هر صفحه ۱۵ سطر)۱. پس از مقدمه‌اى در باب کلى وزارت، زندگينامه وزرا از وزراء خلفاى راشدين شروع مى‌شود. زندگينامه وزراء عباسى در برگ ۷۱b پايان مى‌پذيرد (سپس سه برگ سفيد دارد) و آخرين وزير عباسى مؤيدالدين‌بن القصاب است که در زمان الناصرلدين‌الله و در سال ۲ـ۵۹۰/ ۶ـ۱۱۹۴ به وزارت رسيد. سپس وزراء سلسله‌هاى ديگر مطرح مى‌شود و اين بحث با وزراء سامانيان آغاز مى‌گردد. (برگ ۷۳b به بعد). بخش مربوط به وزراء سامانى سال‌هاى پايانى اين سلسله، هجوم قراخانيان و ظهور قدرت سبکتکين در خراسان را نيز دربر دارد (برگ‌هاى ۷۵a-۷۳b). در مورد وزراء غزنوى به تفصيل از اسفرايني، ميمندى و حسنک و به‌طور مختصر هم وزراء پس از محمود صحبت مى‌راند (برگ‌هاى ۷۹a-۷۵b) در اين بخش صحبتى از منابع نمى‌شود اما گزارش مربوط به حسنک وزير که ميمندى به‌جاى او مى‌نشيند، واژه به واژه شبيه نوشته‌هاى بيهقى در صفحات ۷ - ۳۶۶ است و از اين منبع و يا يک منبع عمومى ديگر اقتباس شده است.


(۱) پ. هورن اين نسخه را به‌طور مختصر در بررسى ”نسخه خطى فارسى در استانبول“ در ZDMG، جلد ۶۴ (۱۹۰۰) ص ۵۰۵ يادداشت ۹۹۱ البته بدون تحليل، وصف کرده است.


در آثار الوزرا هم اطلاعات ضمنى برگرفته از منابع دست اول غزنوى ديده مى‌شود. سيف‌الدين فضلى در نيمه دوم سده نهم / پانزدهم از ديوانيان تيمورى در خراسان بود؛ براى مدتى نيز وزارت سلطان‌ابوالغازى حسين بايقرا را بر عهده داشت. اثر او مفصل‌تر از نسائم‌الاسحار است و بخش مستوفائى درباره وزراء غزنوى دارد (برگ‌هاى ۱۱۵a- ۸۷b) از نسخه فارسى ايندياآفيس به شماره ۱۵۶۹ (۶۲۱، شماره‌هاى ۳-۲۵۲). او مطالب خود را از ابوالفتح‌بستى شروع مى‌کند و با عبدالمجيدبن احمد بن عبدالصمد وزير ابرهيم‌بن مسعود اول و فرزند او مسعود سوم به پايان مى‌برد. او بيش از همه به ميمندى (برگ‌هاى ۱۱۱aـ ۸۹a) و حسنک وزير (برگ‌هاى ۱۱۴aـ ۱۱۱a) مى‌پردازد. نويسنده در بخش ميمندى و از نظر افتادن و عزل او از مقامات ابونصر مشکان بهره مى‌گيرد و زبان، سبک و پرداخت آن شبيه سبک و زبان بيهقى است. داستان برکشيدن حسنک به وزارت همچون نسائم مفصل است. فضلى در اينجا به‌عنوان منبع مقامات ابونصررمشکان را نام مى‌برد ولى اطلاعات او آکنده از اطلاعات نسائم و يا بيقهى است. (برگ‌هاى ۱۱۳bـ ۱۱۲a).


و.آ. همدانى از رابطه بين آثارالوزراء و نسائم صبحت مى‌کند و گاهى نيز جملاتى را به‌عنوان شاهد مثال مى‌آورد (بعضى از نسخه‌هاى کمياب استانبول ص ۵۶۳). اين مسأله را در مقايسه با بخش وزراء سامانى (آثار، برگ‌هاى ۸۷aـ ۸۵b) بيشتر مى‌توان مشاهده کرد يعنى در جائى که فضلى اطلاعات هر دو اثر را خلاصه کرده است؛ اما در بخش مربوط به غزنوى اطلاعات جديدى را از منابع معاصر که هنوز در سده نهم/ پانزدهم موجود بوده، ثبت مى‌کند. گفتنى است که خواندمير (متوفى ۹۴۲/۶ - ۱۵۳۵) اطلاعات خود را درباره زندگينامه وزراء در دستورالوزرا بيشتر از نسائم گرفته است؛ با داورى از روى اطلاعات وى درباره وزراء غزنوى که در کتاب اليوت و داوسن، تاريخ هند، ج۴، صص ۵۳ـ۱۴۸ ترجمه شده، معلوم مى‌شود که اين وام‌گيرى بى‌کم و کاست و موبه‌مو صورت گرفته است.۲


(۲) در مورد نسائم و آثار نگاه کنيد به استوري، ص ۱۰۹۰ و در مورد آثار هم به ناظم، سلطان‌محمود، صص ۱۱-۱۲ مراجعه کنيد.