فتح‌عليشاه قاجار به تاريخ‌عمومى علاقه نشان داد و ميرزامحمدرضا منشى‌الممالک تبريزى و عبدالکريم عليرضا اشتهاردى را واداشت تا زينةالتورايخ را گردآورند. اين تاريخ عمومى به لحاظ زنديه و قاجاريه نيز مفيد است و وقايع آن تا سال ۱۲۲۱هـ ادامه يافته است (زرين‌کوب، عبدالحسين، تاريخ ايران پس از اسلام، ص ۴۲). شمس‌التواريخ عبدالوهاب قطره هم از زمره اينگونه تواريخ بود و وقايع آن تا بالا گرفتن کار دودمان قاجار به روزگار محمدشاه در يک مقدمه و چهل فصل تدوين شده است (برگل، ادبيات فارسي، جلد ۲، ص ۶۷۷). على‌قلى ميرزا اعتضادالسلطنه (متوفى ۱۲۹۸هـ) پسر فتح‌عليشاه از شاهزادگان فرهنگ‌دوست قاجار به تاريخ علاقه‌مند بود و اکسيرالتواريخ را در دو مجلد تأليف کرد و وقايع آن را از کيومرث تا به سال ۱۲۵۸هـ ادامه داد با شرحى از حالات دانشمندان و شاعران اين روزگار (برگل، ادبيات فارسي، جلد ۲، ص ۶۷۷).


در دوره قاجار، يکى از مورخان از ضابطه‌هاى به ميراث رسيده و يکسره بهره جست و يکى از جامع‌ترين تواريخ عمومى تاريخ‌نگارى ايران را فراهم آورد. محمد‌تقى سپهر کاشانى در ۱۲۱۶هـ متولد شد. در زادگاه خود کاشان به تحصيل علوم پرداخت و در جوانى به تهران آمد و مورد عنايت فتحعلى‌خان صباى کاشانى ملک‌الشعراى دربار فتحعلى‌شاه واقع شد. سپهر به‌‌تدريج جاى خود را در دربار قاجار باز کرد و با جلوس محمدشاه مداح خاص و منشى و مستوفى ديوان او شد. او در زمان ناصر‌الدين شاه هم گاهى جزء ملازمان رکاب شاه بود و ناصرالدين شاه نگارش تاريخ قاجاريه را بدو واگذاشت و در سال ۱۲۷۲هـ به او لقب لسان‌الملکى داد. سپهر در سال ۱۲۹۷هـ در تهران درگذشت. ناسخ‌التواريخ او به‌جز گزارش رويدادهاى روزگار نگارنده يعنى تا سال ۱۲۷۳هـ ارزش چندانى ندارد (برگل، ادبيات فارسي، جلد ۲، ص ۶۸۷-۶۸۵). اين تاريخ عمومى انشائى دارد متکلف و تا حدودى به تقليد از جامع‌التواريخ رشيدى تحرير شده و به اقتضاء احوال زمان، غالب مجلدات آن به شرح احوال ائمه اطهار اختصاص يافته است (زرين‌کوب، تاريخ ايران بعد از اسلام، ص ۴۲).


ذيل نويسى روضةالصفاى ميرخواند را رضا قليخان هدايت انجام داد.


نامه خسروان را جلال‌الدين ميرزا ملقب به احتشام‌الملک از فرزندان فتح‌عليشاه در سه مجلد نوشت و آن را بيشتر مبتنى بر افسانه‌ها و داستان‌ها ساخت. در نوشتن آن از زبان فارسى سره بهره جست. در صحبت از تواريخ عمومى دوره قاجار، بايد به آثار يک مورخ ديگر هم نظر بيفکنيم. محمدحسن‌خان مقدم مراغه‌اى ملقب به اعتمادالسلطنه در سال ۱۲۵۹هـ در تهران متولد شد. در دارالفنون تحصيل کرد و زبان فرانسه و اصول پياده‌نظام را فراگرفت و تحصيلات را با مدال طلا به پايان برد و وارد امور ديوانى گرديد. در سال ۱۲۷۵هـ به مقام سرهنگى ارتقاء يافت. اعتمادالسلطنه به‌سرعت مدارج ترقى را پيمود و مناصب عمده دربارى يافت. در سال ۱۲۸۷هـ اداره روزنامه‌جات و سال بعد رياست دارالطباعه دولتى و دارالترجمه همايونى بدو واگذار شد. او در مدت نيم سده از عمر خود، بيست و پنج سال خود را به کار فرهنگى پرداخت و در سال ۱۳۱۳هـ چشم از جهان فرو بست (آرين‌پور، يحيي، از صبا تا نيما، جلد ۱، ص ۶۵-۲۶۴). تاريخ منتظم ناصرى او يک تاريخ عمومى در سه مجلد است که به اسلوب گاهشمارى تدوين شده و حوادث آن از آغاز هجرت تا سال ۱۳۰۰هـ ادامه يافته است. تاريخ او از بعضى چاپلوسى‌ها و پرده‌پوشى‌هاى معمول دوره قاجار خالى نيست ولى به هرحال از منابع عمده اين دوره تواند بود. منتخب‌التواريخ مظفرى را هم صديق‌الممالک شيبانى (متوفى ۱۳۲۷ هـ) نوشت. اين تاريخ عمومى هم ”از جهت تاريخ اواخر عهد ناصرى و قسمتى از عهد مظفرالدين‌شاه درخور توجه است“.


روزگار قاجاريه به لحاظ تواريخ سلسله‌اى پربار است. در تنظيم و تأليف آنها رويکردهاى مختلفى ديده مى‌شود. محمد‌بن محمدتقى ساروى از شاگردان ميرزا مهدى‌خان استرآبادى و در خدمت قاجارها بود. تاريخ محمدى او، تاريخ ظهور قاجارها و سلطنت آقامحمدخان است که به ‌دستور فتحعلى‌شاه در ايام ولايتعهدى او نوشت و آن را در سال ۱۲۱۱هـ تکميل کرد و بعدها نيز وقايع سال ۱۲۱۲هـ را پس از مرگ آقامحمدخان بدان افزود (Storey, II/332). ساروى تاريخ ديگرى با عنوان تاريخ‌ فتحعلى‌شاه قاجار تصنيف کرد که ناتمام باقى ماند و وقايع آن با ازدواج عباس ميرزا در سال ۱۲۱۷هـ به پايان رسيد (lbid).


رساله تدابير شاه و وزير از يک نويسنده گمنام نيز گزارشى از آقامحمدخان و وزير او حاجى ابراهيم‌خان کلانتر شيرازى است (lbid,333). تاريخ‌ملک‌آرا نوشته على‌قلى‌بن محمد چلاوى مازندرانى متخلص به اقبال، تاريخ قاجارها و سلطنت فتحعلى‌شاه است که به شاهزاده محمد‌قلى ميرزا اهداء شده است (lbid). مصطفى‌قلى‌بن محمد حسن موسوى سراوى سبلانى در سال ۱۲۶۹هـ تاريخ آل‌قاجار را براى قهرمان ميرزا حاکم آذربايجان تأليف کرد. اين تاريخ وقايع دوران قاجار را تا سال ۱۲۲۰هـ دربر دارد (lbid). محمدنديم محمدکاظم بارفروشى (متوفى ۱۲۴۱هـ) متخلص به نديم، در دربار قاجار برآمد. پدر وى خوانسالار خاص آقامحمدخان بود و خود وى کتابدار و حضور خوان فتح‌عليشاه شد. او مفرح‌القلوب را در پنج باب نوشت و ضمن آوردن حکايات اخلاقى و تعليمي، خاتمه‌اى بدان نگاشت که بيش از نيمى از کتاب را به خود اختصاص داد. او در اين خاتمه گزارش کاملى از زندگى آقامحمدخان و سلطنت فتحعلى‌شاه را تا حدود سال ۱۲۲۰هـ گنجاند (lbid).


عبدالرزاق بيک دنبلى خوئى متخلص به مفتون از سخن‌سرايان آذربايجان فرزند نجف‌قلى‌بيک، بيگلربيگى و حکمران تبريز، در سال ۱۱۷۶هـ در خوى متولد شد. از ده‌سالگى به مدت چهارده‌سال در شيراز به‌سر برد. سپس به آذربايجان بازگشت و مشغول کسب کمالات شد. در زمان غياب عباس‌ميرزا به منصب استيفاء نائل آمد. تا اينکه در سال ۱۲۴۳هـ در تبريز درگذشت. مآثرالسلطانيه يا مآثرسلطانى از اهم تواريخ اوايل قاجار است که وقايع سلطنت فتحعلى‌شاه را تا سال ۱۲۴۱هـ دربر دارد. با سبکى مغلق و مصنوع نوشته شده (آرين‌پور، يحيي، از صبا تا نيما، جلد ۱، ص۸۷-۱۸۶) ولى به لحاظ احتوا بر احوال اوايل قاجار اثرى ارزشمند است. دنبلى آثار ديگرى هم درباب ادبيات و زندگينامه شاعران و سخنوران دارد.


جهانگير ميرزا فرزند سوم عباس ميرزا ذيلى بر تاريخ دنبلى نوشت با عنوان تاريخ‌نو و حوادث تاريخ قاجاريه را از سال ۱۲۴۰هـ تا ۱۲۶۷هـ شرح داد. اين تاريخ به‌دليل اتکاء بر مشهودات و مسموعات نويسنده و گزارش جنگ‌هاى ايران و روس مفيد تواند بود و از جهت انشاء و سبک نگارش هم امتيازى ندارد (آرين‌پور، يحيي، از صبا تا نيما، جلد ۱، ص ۱۸۸).