تأليف تاريخ‌ بيدارى ايرانيان۱، پس از استقرار حکومت مشروطه، دوره جديدى در تاريخ‌نگارى ايران پديد آورد. ناظم‌الاسلام کرمانى در نوشتن اين اثر تلاشى بليغ و موفقيت‌آميز از خود نشان داد تا براى نخستين بار زندگى گروه عظيمى از مردم ايران را وارد تاريخ سازد. مضمون، منابع، اسناد و سبک نوشتارى اين اثر، به آن روزگار، بى‌همتا و بى‌نظير است.


(۱) تاريخ بيدارى ايرانيان براى نخستين بار در سال ۱۹۱۰ منتشر شد و کامل‌ترين چاپ آن در سال ۱۹۷۰ به‌وسيله بنياد فرهنگ ايران و با ويراستارى على‌اکبر سعيدى سيرجانى انتشار يافت.


رژيم پهلوى در سال ۱۹۲۰ در ايران مستقر شد. يکى از تأثيرات بلافصل استقرار اين رژيم، وقفه در تحقيقات تاريخى فارسى بود. به مدت پانزده سال آثار تاريخى ارزشمندى پديد آمد. مورخان همچون سنت سابقه سلسله‌هاى از بين رفته، در سال‌هاى نخستين اين دوره جديد، سلسله‌ قاجار را در نوشته‌هاى تاريخى خود کاملاً مغفول گذاشتند. رويدادهاى مهمى چون قيام تنباکو، نهضت مشروطيت، جنگ اول جهاني، انقلاب روسيه و کودتانى ۱۹۲۱ که ظاهراً عناوين مناسبى براى مورخان دوره پهلوى برشمرده مى‌شد، در بوته فراموشى افتاد. مورخان بالقوه، براى مدت يک دهه مترجمان آثار تاريخى زبان‌هاى اروپائى درباره اروپاى جديد و يا ايران باستان گرديدند.


از اين زمان به بعد، دوره بين تأليف تاريخ بيدارى ايرانيان تا ابتداى جنگ دوم جهانى (۱۹۴۰-۱۹۱۰) دوره تقويت و تربيت مورخان بود. با اينکه در اين دوره اثرى بنيادى‌تر و اساسى‌تر از اثر پيشين منتشر نشد ولى اين دوره براى تاريخ‌نگارى آينده ايران از اهميتى به‌سزا برخوردار بود. ايران در اين سال‌ها دو جنگ جهانى را از سرگذارند و تغيير سلطنت را تجربه کرد و گام‌هاى قاطع به‌سوى تجدد و نوگرائى برداشت. رشد وسيع و عظيم مطبوعات و ايجاد مؤسسات علوم عالي، فنون تحقيقات غربى را در ايران متداول کرد. با اينکه محصولات تاريخ‌نگارى اين دورهٔ برزخ را بيشتر ترجمه‌ها و يا اقتباس‌هاى آثار غربى براى استفاده عموم و يا دانشجويان دانشگاه تهران تشکيل مى‌داد، ولى در ميان آنها، آثار اساسى و ضرورى نيز از براى توسعه تاريخ‌نگارىمعاصر ايران وجود داشت. ارزش اين آثار در اين بود که فنون تاريخ‌نگارى جديد سده نوزدهم اروپا را وارد تاريخ‌نگارى معاصر ايران کرد و به‌صورت بخشى از شيوه جديد انديشه‌گرى در ادبيات ايران متبلور شد. مشابه اين روند، پديدارى سبکى ساده نگار و صرح‌اللهجه بود که آينده مورخان را روشن‌تر ساخت.


تحولات عظيمى که نتيجه جنگ دوم جهانى بود علاقه به تاريخ‌نگارى ايران به‌خصوص نوشته‌هاى سده نوزدهم را تشديد کرد. دو تن از مورخان يعنى عباس اقبال و احمد کسروى در تکوين اين علاقه سهمى درخور داشتند. عباس اقبال در تابستان سال ۱۹۴۴ مجله تحقيقى يادگار را به‌منظور تحقيق در گذشته و حال مردم ايران و جهان منتشر کرد. يادگار پنج سال دوام آورد ولى انتشار آن در تحقيقات تاريخى تحريکى درخور پديد آورد.


يارى احمد کسروى به تاريخ‌نگارى معاصر ايران متفاوت بود. کسروى علاقه ويژه‌اى به نهضت مشروطيت داشت و بيشتر نوشته‌هاى خود را در اين زمينه در مجله خويش منتشر مى‌ساخت. او تأليف تاريخ مشروطه خود را اول‌ بار از مجله پيمان شروع کرد و در سال ۱۹۴۰ به‌صورت کتاب درآورد که تاکنون بارها تجديد چاپ شده است. در اين مقام بدون اشاره به تحقيقات ساير محققان، بايد اذعان کرده که تاريخ مشروطه کسروي، با همه نواقص آن، يکى از مهم‌ترين آثارى بود که پس از انتشار تاريخ بيدارى ايرانيان ناظم‌الاسلام انتشار يافت. آنچه در کتاب او اهميت دارد تحقيق دقيق وى نيست که گاه حتى از سطح معيارهاى پذيرفته شده مورخان جديد نيز پائين‌تر است. بلکه جوهره و روحى است که وى به تاريخ معاصر ايران دميده است. در اين اثر براى نخستين بار، خواننده احساس مى‌کند که در آن سوى اين نوشته‌ها، يک‌نفر فيلسوف نشسته است. آنچه کسروى به مردم ايران هديه کرد، آگاهى ملى آنها به‌عنوان بزرگ‌ترين منبع الهام آنها از دنياى جديد بود. او براى نخستين بار نهضت مشروطيت ايران را به‌گونه بزرگترين واقعه تاريخ معاصر ايران جلوه‌گر ساخت. کسروى در اين اثر خود، براى تاريخ‌ معاصر ملى ايران بنيادهائى برپا کرد. وى ابراز داشت که تاريخ معاصر ايران واقعاً از نهضت مشروطيت آغاز شده است و همين بينش جديد، تاريخ ايران را به پيش و پس از مشروطيت تقسيم کرد. در تاريخ‌نگارى معاصر ايران بايد بيش از اندازه روى کتاب کسروى مکث کرد چون پايه و اساسى درافکند که تأليفات بعدى بر آن استوار شدند. طُرفه اينکه آثار تاريخى فارسى دو دهه بعد بيشتر درباره تاريخ مشروطيت ايران بود.


تحول ناگهانى فضاى فکرى ايران در اثناء جنگ دوم جهانى بيشتر نويسندگان را به کوشندگى واداشت. افرادى که گاهى نويسندگى مى‌کردند و يا از سال ۱۹۳۰ به بعد قلم به‌دست نگرفته بودند در سال ۱۹۴۰ با ظهور آزادى دگرباره در جامعه ايران، با اشتياق زيادى دست به قلم بردند. وقايع سده نوزدهم ايران ناگهان اهميت درخورى پيدا کرد. رويدادهاى خاک خورده دوران قاجار از زير گرد و خاک بيرون کشيده شد و خاطرات جمع‌آورى گرديد. هدف از اين کار ارائه ”واقعيت تاريخي“ بود ولى در بيشتر موارد آنچه مطمح نظر قرار نگرفت ”واقعيت“ بود. در اين دوره جوانان مشتاقى وجود داشتند که مى‌خواستند در گذشته تاريخى ايران به تحقيق بپردازند ولى به قدر بسنده قابليت و شايستگى اين کار را نداشتند. يکى از اين افراد حسين مکى بود که تاريخ بيست ساله او (تاريخ بيست ساله ايران، ۳ج، تهران، ۱۹۴۶”بعدها اين اثر تا هشت جلد تعمميم يافت - م) ارزشى درخور دارد. به غير از اين، آثار بايسته ديگرى در اين روزگار منتشر شد. يکى از مهم‌ترين آنها اثر محمود‌محمود با عنوان تاريخ روابط سياسى ايران و انگليس در قرن نوزدهم ميلادي، انتشار در ۱۹۴۹ بود (تاريخ روابط سياسى ايران و انگليس در قرن نوزدهم، ۸ ج، تهران، ۱۹۵۴-۱۹۴۹). راجع‌‌به تاريخ مشروطه کسروى:


اين اثر کسروي، آثار ديگر دوره مشروطه را الهام بخشيد. در ميان اين آثار کتاب تاريخ‌انقلاب مشروطيت ايران مهدى ملک‌زاده (تاريخ انقلاب مشروطيت ايران، ج۶، تهران، ۵۳-۱۹۴۸) در شش جلد بود که در سال‌هاى ۱۹۴۸ و ۱۹۵۳ انتشار يافت. ولى علاقه به تحقيقات تاريخى و تحليل منابع تاريخى سده نوزدهم در اواخر سال ۱۹۵۰ انگيخته شد. دليل اين مسئله هم در انتشار شمارى از مجلات تحقيقى توسط محققان کارآزموده بود. مطالب اين مجلات که يادگار سرمشق آنها برشمرده مى‌شد آميزه‌اى از نوشته‌هاى ادبى و تاريخى و مورد علاقه خوانندگان بود. يغما که نام خود را از نام حبيب يغمائى گرفته بود، شيوه‌اى سنتى و محافظه‌کار داشت. سخن با مديريت پرويز خانلرى داعيه پيشگامى و پيشاهنگى داشت. البته شماره‌هاى نخستين آن داراى انگيزش و مقبول بود ولى مطالب آن بعدها منحصر به ترجمه‌هاى متوسطى از ادبيات غرب گرديد. راهنماى کتاب با مديريت احسان يار شاطر به بررسى کتاب و ادبيات مى‌پرداخت. اين نشريه را ايرج افشار به مدت پانزده سال منتشر کرد و به سطح بالائى از کيفيت فرهنگى رساند. بعدها دو مجله‌ ديگر هم منتشر شدند که به‌دليل پرادختن به تاريخ قاجار ارزشى درخور داشتند. اين مجلات وحيد و بررسى‌هاى تاريخى بودند. بررسى‌هاى تاريخى تحت نظارت ارتش شاهنشاهى انتشار مى‌يافت و فقط به مسائل تاريخى مى‌پرداخت و به‌خصوص به دوره قاجار تأکيدى ويژه داشت. مدير و سردبير آن سرهنگ جهانگير قائم مقامى بود که بيش از هر کس ديگر درباب جمع‌آورى و انتشار اسناد سده نوزدهم کوشيد.