محققان شوروى به اين دوره فترت توجه کمترى کرده‌اند. ايوانف دو فصل مختصر از کتاب خود را به اين دوره اختصاص داده يکى فصل ”انقراض سلسله قاجار“ و ديگرى فصل ”ايران در دوره رضاشاه“ (ايوانف، صفحه‌هاى ۳۰۱-۳۱۱ و ۳۵-۳۱۲). در Noveyshaya Istoriya بيست و هفت صفحه به وقايع سال‌هاى ۲۱-۱۹۱۸ اختصاص يافته (جلد ۱، صفحه ۶۲-۲۳۵). ولى تنها يازده صفحه آن درباره سال‌هاى ۲۸-۱۹۲۲ و بيست و پنج صفحه هم به وقايع سال‌هاى ۳۹-۱۹۲۹ پرداخته است.


در مطبوعات شوروى به کودتاى ۱۹۲۱ (سوم اسفند ۱۲۹۹) فقط اشاره کوتاهى شده و آن را به دسايس انگليس نسبت داده‌اند.


اين نکته نه تنها در آثار گذشته بلکه در بررسى‌هاى معاصر نظير مقاله ايرانسکى در سال ۱۹۲۳ هم ديده مى‌شود (ايرانسکي، پنج سال از روابط ايران و روسيه). ايوانف سيدضياءالدين شخصيت اصلى کودتا را عامل انگليس ناميده است. بعدها او و رقيب سياسى وي، قوام‌السلطنه، محور انتقاد و خرده‌گيرى تاريخ‌نگارى شوروى بودند.


در نوشته‌هاى محققان شوروى از شورش‌هاى آذربايجان و خراسان در سال ۱۹۲۶ صحبت شده که با اطلاعات فارسى و غربى همخوانى ندارد. از قرار معلوم شرح شورش سالار جنگ در بجنورد براساس شايعات گزافه‌اى بوده که در ژوئن ۱۹۲۶ به مشهد رسيده بود. واقع امر اين بود که يکى از افسران همراه ۴۰ تن از سربازان خود شورش کردند و از مرزهاى شوروى گذشتند. ايوانف (ايوانف، ص ۳۲۷) در تشريح اعتصاف تأسيسات شرکت نفت ايران - انگليس در سال ۱۹۲۹ مى‌گويد که از سپاهيان انگليس براى سرکوبى اعتصابيون استفاده کردند در حالى‌که در سال‌هاى بين ۱۹۲۱ و ۱۹۴۱ کسى از سپاه انگليس در ايران نبود. محققان روسى اصلاً توجهى به ويژگى مثبت حکومت رضاشاه نداشتند. نوشته‌اند که اصلاحات او تمامى داراى انگيزه تخريبى بود تا انگيزه تنويرى و مترقيانه. ايوانف و کتاب Noveyshaya Istoriya مسئله کشف حجاب اجبارى را به نقشه‌اى نسبت داده‌اند که براى به‌کارگيرى زنان در کارخانه با مزد کمتر طرح‌ريزى شده بود. حتى تحديد قدرت روحانيان به‌وسيله رضاشاه هم تقبيح شده است. ايجاد راه‌ها و بازسازى ارتش و پرداخت حقوق منظم به نظاميان را اقداماتى از براى تمرکز قدرت در دست رضاشاه دانسته‌اند.


کتاب Noveyshaya Istoriya اصلاحات زبان‌شناسى رضاشاه و به‌ويژه تلاش وى را براى تصفيه واژگان غيرفارسى فرهنگ‌ها، به سخره گرفته است. ايوانف (ايوانف ص ۳۲۴) مى‌نويسد شمارى از ”واژگان غربي، ترکى و فرنگي، از مدت‌ها پيش، وارد زبان فارسى شده و بخشى از ترکيب زبان را شکل داده است“ در کتاب ياد شده مى‌خوانيم که در سال ۱۹۳۵ عنوان جديد و رسمى ايران به جاى عنوان قديمى Persia انتخاب شد (ايوانف، جلد ۲، ص ۲۰۲). ولى يادش مى‌رود بيفزايد که اين قضيه مخصوص خارجيان و زبان‌هاى خارجى بود. در ايران عنوان ايران از زمان‌هاى بسيار دور به‌کار مى‌رفت.


ايوانف از وجود حزب کمونيست ايران در زمان رضاشاه مفصلاً صحبت مى‌کند. در کتاب ياد شده آمده که فعاليت‌هاى حزب کمونيست ايران در زمان رضاشاه زيرزمينى شده بود (ايوانف، جلد ۳، ص ۲۰۴ به بعد).