مورخان شوروى در بررسى انقلاب مشروطه ايران راهى کاملاً متفاوت با ساير مورخان از جمله مورخان ايرانى در پيش گرفته‌اند. بين بررسى‌هاى متقدم و متأخر آنها نيز تمايزى چشمگير وجود دارد: مثلاً تواريخ متقدم شوروى با سياست و اعمال تزارها در ايران خصومت‌آميز است در حاليکه نوشته‌هاى متأخر آنها قابل مقايسه با نوشته‌هاى مورخان و محققان انگليس و آمريکا است و گاهى نيز مستقيم و درونگرانه است. اين نوع گرايش در سال ۱۹۳۷ شروع شد و آن زمانى بود که پوکروفسکى (Pokrovskiy) نخستين مورخ مارکسيست بى‌اعتبار گرديد. در اثناء جنگ جهانى دوم آثار تاريخى زيادى منتشر نشد ولى همين گرايش در سال ۱۹۴۵ بار ديگر سر بر کشيد و از سال ۱۹۵۱ به بعد بسط زيادى يافت.


آثار زير درباره تاريخ انقلاب مشروطيت ايران است. بررسى تاريخ ايران از م.س.ايوانف (Ivanov Ocherk istorii irana Moscw.1952)، تاريخ جديد ممالک شرقى غيرروسى (Noveyshaya istoriya stran Zarubezhnogo vostka vol. ii. Moscow.1952) و مقاله بور - رامنسکى (Bor-Ramenskiy) با عنوان ”نقش بلشويک‌هاى ماوراء قفقاز در انقلاب مشروطيت ايران، ۱۱-۱۹۰۵“ (Istorik - Markisst No II.of 1940).


افزون بر اينها مى‌توان شمار زيادى مقاله درباره تاريخ ايران در مجلات ادوارى و بولتن‌هاى آکادميک و نيز در دو چاپ دايرةالمعارف شوروى (Great soviet encyclopedia) مشاهده کرد.


آثار متقدم عمده درباره انقلاب ايران عبارتند از: ايران جديد از آ. سلطان‌زاده (Sovremennaya persiya by V.Gurko - krazhin Moscow 1925) تاريخ مختصر ايران از گورکو-کرياژين و ايران در مبارزه براى استقلال از م. پاولوويچ و س.ايرانسکى (Persiya V bor'be za nezavisimot by M.Palovich and S.Iranskiy. Moscow.1925).


انقلاب ايران در تاريخ‌نگارى جديد شوروي، نخستين نهضت براى ”رهائى ملي“ است که با تمامى موانع متعدد تا به امروز ادامه يافته است. در اين تاريخ‌نگارى بيشترين تأکيد بر تأثير انقلاب بلشويکى روسيه بر انقلاب مشروطه ايران شده است. درباره نقش انقلابيون ماوراء قفقاز توصيفات رندانه و سنجيده ارائه شده در حالى‌که در گزارش‌هاى غربيان و ايرانيان بسيار عادى برگزار شده است. در اين تاريخ‌نگارى دشمنى تزارها با اين انقلاب مهر تأييد خورده ولى در نوشته‌هاى متأخر روس‌ها تلاش شده که اين قضيه با عطف توجه به ”دوروئى و رياکاري“ انگليس در انقلاب مشروطيت ايران، در ابهام قرار گيرد.


ايوانف در نظريه خصومت بنيادى انگليس با انقلاب مشروطه ايران مى‌نويسد:


امپرياليست‌هاى انگليس در خصومت با انقلاب ايران حتى از حکومت تزارى هم جلوتر رفتند. آنها همواره سعى داشتند با تبليغات دروغين و عوام‌فريبي، سياست امپرياليستى خود را نسبت به انقلاب ايران بپوشانند و چنن وانمود کنند که گويا آنان بودند مردم ايران را در کسب مشروطيت و مبارزه با شاه يارى کردند و روس‌ها هستند که از سلطنت قاجار دفاع نموده و انقلاب را سرکوب کرده‌اند و غير آن ... کتاب ايران‌شناس انگليسي، اي.گ.براون با عنوان انقلاب مشروطه ايران در سال‌هاى ۹-۱۹۰۵ از اين ديدگاه عوام‌فريبانه و دروغين نوشته شد. امپرياليست‌هاى انگليس ... در جاى خود تلاش کردند حتى اين شايعه عوام‌فريبانه و سر تا پا کذب را وارد ادبيات روسيه کنند در حالى‌که حقايق محض، تبليغات انگليسى را يکسره در بوته تکذيب قرار داد (ايوانف،Ivanov Ocherk istorii irana Moscw.1952، صفحه ۲۱۶-۲۱۷).


نکته قابل اعتنا اينکه پاولوويچ و گورکو - کرياژين از کتاب‌هاى براون به‌عنوان آثار موثق و قابل اعتماد به فراوانى بهره جسته‌اند. ايوانف قضيه کودتاى ارتجاعى ژوئن ۱۹۰۸ را که طى آن شمارى از انقلابيان و مشروطه‌طلبان ايران در سفارتخانه انگليس پناه گرفتند با عبارات زير وصف مى‌کند:


شمارى از اعضاء مجلس که در ميان آنها تقى‌زاده هم بود در سفارت انگليس پناه گرفتند. بريتانيا اين افراد را آن‌طور که تبليغات دروغين و رياکارانه انگليس ادعا مى‌کرد براى همدردى با مشروطه‌طلبان پناه نداده بود بلکه امپرياليست‌هاى انگليس تنها براى نجات عمال خود که در بين آنها چند تن نماينده مجلس وجود داشت مى‌کوشيدند (ايوانف، (Ivanov Ocherk istorii irana Moscw.1952، ص ۲۲۶).


نکته جالب توجه اينکه منظور ايوانف در اينجا فقط تقى‌زاده، شخصيت برجسته مجلس و انقلاب مشروطه ايران بود و طُرفه اينکه در گزارش مفصل ايوانف از ماه‌هاى نخستين مجلس اول با عنوان ” افتتاح نخستين مجلس و مبارزه براى استقرار قانون (اکتبر- دسامبر ۱۹۰۶)“ (پاولوويچ و ايرانسکي، Persiya V bor'be za nezavisimot by M.Palovich and S.Iranskiy. Moscow.1925) اصلاً نامى از تقى‌زاده به ميان نيامده است. مورخان متقدم در توجيه گرايش بريتانيا به انقلاب ايران با ايوانف هم‌نوا نيستند. پاولوويچ مى‌نويسد:


اگر در دوره نخستين نهضت مشروطيت، مخالف توده مردم و بست نشستن آنها در مبارزه عليه شاه بسيار مؤثر و کارگر بود ... حمايت جدى بريتانياى کبير هم از گروه‌هاى مشروطه‌خواه ايران، کم‌اهميت نبود ... ترس از خدا و يا نيروهاى مقدس نبود که دولت شاه را ساقط کرد بلکه ترس او ازبريتانيا بود که ۱۵۰۰۰ تن در سفارت آن بست نشسته بودند (ا.م.رايزنر، انقلاب سال ۷-۱۹۰۵ روسيه و بيدارى آسيا“ در مجله Sovetskoye Vostokovedeniye، شماره ۲، سال ۱۹۵۵).


گورکو - کرياژين و پاولوويچ برخلاف ايوانف، تقى‌زاده را از رهبران انقلاب و شخصيت برجسته مجلس اول دانسته‌اند.


گمان مى‌رود ايوانف و رايزنر بر اين عقيده باشند که تمامى قفقازى‌ها و ماوراء قفقازى‌هائى که در زمان انقلاب ايران به اين کشور مهاجرت کردند انقلابى بودند و يا اينکه تمامى اين انقلابيون از هواداران حزب سوسيال دموکرات (کمونيست)، البته نه اعضاء آن برشمرده مى‌شدند. مورخان متأخر شوروى از مجاهدان و فدائيان دوره مشروطه تصويرى شسته و رفته ارائه داده‌اند. مجاهدان هرگز حزبى سازمان‌يافته نبودند. ملک‌الشعراء بهار در کتاب تاريخ مختصر احزاب سياسى (تهران ۱۳۴۴) مى‌گويد: ”در سال اول فتح تهران رجب ۱۳۲۷ قمرى مطابق ۱۹۰۸ ميلادى در ايران دو حزب پيدا شد: يکى انقلابي، ديگر اعتدالى و در همان سال پس از افتتاح مجلس دوم اين دو حزب به اسم دموکرات عاميون و اجتماعيون اعتداليون رسمى شد و خودشان را به مجلس معرفى کردند“ (ص ۸) بهار سپس مى‌افزايد (ص ۱۲): ”حزب دموکرات با انگليسى‌ها روابط خوبى داشت و مأمورين بريتانيا در ايالات به اين حزب روى خوشى نشان مى‌دادند و حزب اعتدال با روس‌ها مناسبات خوب داشت“. بهار هرگز مجاهدان را يک حزب نمى‌نامد. ولى ايوانف (ايوانف،Ivanov Ocherk istorii irana Moscw.1952، ص ۲۱۰) مجاهدان را حزب مستقرى مى‌نامد و حتى از برنامه کامل آنها در گردهمائى سپتامبر ۱۹۰۷ اطلاعاتى ارائه مى‌دهد. ايوانف و ساير مورخان معاصر شوروى از احزابى که بهار نام مى‌برد نام مى‌برند ولى اهميت چندانى بدان‌ها قابل نمى‌شوند. از اين‌رو ايوانف در يکى از مقاله‌هاى جديد خود مى‌نويسد: ”در مجلس دوم دو گروه عمده وجود داشتند: اعتداليون ... و دموکرات‌ها يا افراطى‌ها ... در واقع بين اعتدالى‌ها و دموکرات‌ها در زمينه سياست داخلى هيچ نوع تضادى وجود نداشت ... در زمينه سياست خارجى اعتدال‌ها متمايل به انگليس و روسيه تزارى بودند و حال آنکه دموکرات‌ها ... تلاش مى‌کردند با کمک آلمان‌ و آمريکاى امپرياليست، موقعيت روس و انگليس به‌ويژه روسيه تزارى را محدود کنند“. اين برداشت و توضيح ايوانف کاملاً با گزارش بهار از روابط دو حزب فرق دارد.