بدون اشاره به تذکره‌ها تاريخ‌نگارى هنر ايران کامل نخواهد شد. اين تذکره‌ها گرچه درباره شاعران تأليف شده ولى در تاريخ کتاب‌آرائى از منابع مهم هستند، چون برخى از شاعران زبان فارسى اهل هنر يعنى مصوّر و مذّهب و يا محرّر و مجلّد را محل توجه قرار داده و در شرح احوال آنها اطلاعاتى هم راجع‌به هنر ايران ارائه داده‌اند. مثلاً در زمان سلجوقيان، راوندى صاحب کتاب راحةالصدور مى‌نويسد که طغرل‌بن ارسلان را ”هواى مجموعه‌اى بود از اشعار، خال دعاگو يعنى دائى راوندى زين‌الدين مى‌نوشت و جمال نقاش اصفهانى آن را صورت مى‌کرد. صورت هر شاعرى مى‌کردند و در عقب آن شعرى مى‌آوردند و مضاحکى چند مى‌نوشتند و آن حکايت را صورت رقم مى‌زدند ...“ (راوندي: راحةالصدور، تصحيح محمد اقبال. انتشارات علمي، تهران، بى‌تا، ص ۵۷) قطعاتى بدين سياق که درباره تذکره‌ها آمده شايد از بارزترين اطلاعات در باب هنر نقاشى در دوران سلجوقى باشد چون مى‌رساند که اين هنر در اين دوران ارجمند بوده ولى مع‌الاسف چيزى از آن باقى نمانده است.

تذکرةالشعرا

به هر تقدير تذکره‌ها منبعى ارزشمند درباره هنر و هنرورزى در ايران است و چه بسا اطلاعاتى دارند که در ساير منابع ديده نمى‌شود. مثلاً تذکرةالشعرا نوشته دولتشاه سمرقندى افزون بر مطالبى در باب شعر و شاعري، گاه اشاراتى دارد به سير هنرورزى در ايران دوره شاهرخي. مثلاً يک جا مى‌نويسد ”اما چهار هنرمند در پايتخت شاهرخى بوده‌اند که در ربع مسکون به روزگار خود نظير نداشته‌اند. خواجه عبدالقادر مراغى در علم ادوار و موسيقي، يوسف اندکانى در خوانندگى و مطربي، استاد قوام‌الدين در مهندسى و طراحى و معمارى مولانا خليل مصور که ثانى مانى بود...“ (دولتشاه سمرقندي: تذکرةالشعرا، به همت محمد رمضاني. تهران، ۱۳۳۸ ش، ص ۲۵۷).


و اين قطعه‌اى بود از اشارات مفصل سمرقندى به هنرورزان و صاحبان طبع و قريحه و گاهى هم از شاعرانى نام مى‌برد که خود در عين شاعري، خطاط و نقاش متبحرى هم بوده‌اند و در اين وادى قلم مى‌جنبانده‌اند. دولتشاه کتاب خود را در سال ۸۹۳هـ به‌نام امير عليشير نوائى مشاور با تدبير سلطان حسين بايقراى تيمورى نوشت.

مجالس النفائس

خود امير عليشير نوائى را کتابى است به‌نام مجالس‌النفائس که آن را در سال ۸۹۶هـ به ترکى جغتائى نوشت و بعدها فخرى هروى در سال ۹۲۸هـ آن را با برخى اضافات به فارسى برگرداند. در مجالس‌النفائس ذکر بعضى از رجال هنرمند و خطاط دربار اين وزير آمده و آکنده از اطلاعات هنرى به‌خصوص هنر خطاطى و نقاشى است. مثلاً در اين تذکره مى‌خوانيم: ”ملا درويش محمد از آدمى زادگان خراسان است ... اول رنگ و روغن کار مى‌کرد چون ملازمت استاد بهزاد رسيد عشق تصوير و نقاشى پيدا کرد و استاد نيز به تربيت او مشغول شد و در اندک فرصتى کامل شد“ (ميرعليشير نوائي: مجالس‌النفائس، به سعى و اهتمام على‌اصغر حکمت. تهران، ۱۳۶۳ ش. ص ۱۵۴) و مطالبى از اين دست بسيار است.

تحفه سامي

تحفه سامى را که سام ميرزا نوشت در زمره تذکره‌هاى تاريخى جاى دارد. تأليف آن سال ۹۵۷هـ است و در باب شرح احوال ارباب قلم و طبع تدوين شده است و گاهى هم از هنرمندان نقاش و کتاب آرايان و خوشنويسان صحبتى به ميان مى‌آورد.

نفائس‌المآثر

اين تذکره را حسينى قزوينى در سال ۹۷۳هـ در هند تأليف کرد و در آن، ضمن ذکر شعرا، نکاتى مطلوب و مفيد درباره هنر و کتاب‌آرائى گنجاند، چرا که خود مؤلف هم نقاش و خطاطى چيره‌دست بود. مثلاً در اين اثر مى‌توان کامل‌ترين اطلاعات را درباره ميرسيدعلى و ترتيب مرقع مرصع قصه امير حمزه پيدا کرد۱.


(۱) اين اثر خطى است درباره آن بنگريد به: عبدالحى حبيبي: هنر عهد تيموريان و متفرعات آن. بنياد فرهنگ ايران، تهران، ۱۳۵۵ ش. صفحه ۱۷۳-۱۷۱.

روضةالسلاطين

تذکره روضةالسلاطين از فخرى هروى در سال‌هاى ۶۲-۹۵۸هـ تأليف شد. اين اثر مشتمل است بر زندگى‌نامه ۸۶ تن از سلاطين و امراء شاعر که بعضى از آنها نقاش و يا خطاط بوده‌اند. مثلاً در اين تذکره درباره سلطان اويس جلايرى مى‌خوانيم که ”به قلم واسطى چنان صورت کشيدى که مصوران دوران صورت متحير گرديدندى و خواجه عبدالحى مصوّر که در اين کار نام او بر صفحه روزگار است شاگرد او بوده است“ (فخرى هروي: تذکره روضةالسلاطين. تصحيح عبدالرسول خيام‌پور، تبريز، ۱۳۴۵ ش، ص ۶۲) و يا درباره سلطان احمد جلايرى مى‌نويسد که ”در تصوير تذهيب و در خاتم‌بندى نظير نداشته و از خطوط شش قلم را خوب مى‌نوشته و در علم موسيقى نظير نداشت“.

هفت اقليم

امين احمد رازى را نيز تذکره‌اى است مفصل با عنوان هفت اقليم که آن را در سال ۱۰۰۲هـ تکميل کرد و زندگى‌نامه بالغ بر يکهزار و پانصد تن شاعر و عارف را در آن آورد که بعضى از آنها نقاش و خطاط هم بوده‌اند. اين تذکره به ترتيب اسامى شهرها تنظيم شده است (امين احمد رازي: هفت اقليم. چندين جلد، تهران، ۱۳۴۰ شمسي).

مجمع‌الخواص

صادقى‌بيک افشار که خود شاعرى نام‌آور و نقاشى چيره‌دست بوده تذکره مجمع‌الخواص را در سال ۱۰۱۶هـ به ترکى جغتائى نوشت و زندگى‌نامه شاعران يک سده را در آن گنجاند. بعضى از اين شاعران نقاش و هنرمند هم بوده‌اند و صادقى بعضى از اوضاع هنرى عصر خويش را نيز در اين تذکره روشن ساخته است (صادقى بيک‌افشار: مجمع‌الخواص، ترجمع عبدالرسول خيامپور، تبريز، ۱۳۲۶ ش. ص ۳۲۷ به بعد).

تذکره نصرآبادى

ميرزا محمدطاهر نصرآبادى در زمان سلطنت‌ شاه سليمان صفوى تذکره نصرآبادى را نوشت و در آن افزون بر شاعران (گاه نقاش و گاه خوشنويس) بابى هم درباره خطاطان و خوشنويسان گشود که شعر مى‌سرودند. مطالب وى در خصوص هنرورزى اين دوران بى‌نهايت مفيد و مددکار است. از براى نمونه درباره صادقى‌بيک افشار مى‌نويسد: ”... در آخر به منصب کتابدارى سرافراز شده و در فن نقاشى عديل نداشت“.