آن هنگام که زکى‌خان در ايزدخواست کشته شد، على‌مرادخان در اصفهان و صادق‌خان در کرمان بود. ذوالفقارخان افشار بر قزوين و زنجان مستولى شده بود و آقامحمد‌خان به فتح و تسخير ايالات شمالى ايران اشتغال داشت. اين همه مدعى سلطنت، و هرج و مرج داخلي، زمينه را براى تسلط سردارى زورمند فراهم مى‌کرد و فقط با اتحاد و يگانگى خوانين زند بود که هرج و مرج خاتمه مى‌يافت؛ اما اين امر هيچ‌گاه صورت نگرفته و نزاع و کشمکش تا عهد لطفعلى‌خان زند همچنان ادامه داشت (از نادر تا کودتاى رضاخان ميرپنج؛ ص ۱۷۲).


ميرزامحمد کلانتر مى‌نويسد: ”زمان استبداد زکى‌خان صد روز تمام بود“. بعد از قتل او ابوالفتح‌خان در روز ۲۳ ماه جمادى‌الاول سال ۱۱۹۳ به شيراز وارد شد؛ به‌طورى که صدهزار نفر مردم شيراز به استقبال وى آمدند و او را به پادشاهى تهنيت گفتند و روز بعد خطبه و سکه را به نام او نموديم“ (روزنامه؛ ص ۷۲).


ابوالفتح‌خان در ابتداى کار براى سر و سامان بخشيدن به اوضاع پريشان ولايات، على‌مردان‌خان را به سردارى عراق منصوب کرد و قاصدى نيز به جانب صادق‌خان که در کرمان بود فرستاد و او را به شيراز دعوت کرد. صادق‌خان بعد از ورود به شيراز از ابتدا ”اگرچه تمکين و خدمت ابوالفتح‌خان“ مى‌کرد، مى‌خواست شاه جديد تمام امور را با صلاحديد وى انجام دهد. جوانى و بى‌تجربگى ابوالفتح‌خان راه رسيدن صادق‌خان را به حکومت آسان کرد (شيرازي، على‌رضا، تاريخ‌زنديه، با مقدمه ارنست بئير؛ ص ۳۸).


”ابوالفتح‌خان بنا بر استيلاء غرور شباب به اين معنى تن در نداده، خود به قبض و بسط امور و بست و گشاد کار نزديک و دور مى‌پرداخت و به اقتضاء ايام جوانى اکثر اوقات به گستردن بزم ارم، نظم شادمانى و پيمودن ساغر شراب ناب ارغواني، مشغول عشرت و کامرانى مى‌بود. هرچند صادق‌خان در نهان و آشکارا او را به ترک اين رفتار، نهايت تأکيد و اصرار مى‌نمود، مفيد نيفتاد (شيرازي، على‌رضا، تاريخ‌زنديه، با مقدمه ارنست بئير؛ ص ۳۹). روزبه‌روز نفاق و دشمنى در ميان ابوالفتح‌خان و صادق‌خان بيشتر مى‌شد، به‌طورى که موجب خلل در کار حکومت گرديد. سرانجام به‌دستور ابوالفتح‌خان، صادق‌خان را تحت‌نظر گرفتند و در خانه وى حبس کردند. اين امر سبب شد وى با برخى از بزرگان در برانداختن حکومت ابوالفتح‌خان متحد شود. تا اينکه در روز يکشنبه نهم شعبان ”بدون نزاع و جدال خلع سلطنت از او کرده (شيرازي، على‌رضا، تاريخ‌زنديه، با مقدمه ارنست بئير؛ ص ۳۹). و اين امر باعث شد على‌مرادخان که تا اين زمان از ابوالفتح‌خان اطلاعت مى‌کرد و مدعى صادق‌خان شود و از زنجان رهسپار اصفهان گردد (روزنامه؛ ص ۷۲-۷۳).


(۱) روزنامه؛ ص ۷۴، وى مدت حکومت ابوالفتح‌خان را دو ماه و نه روز نوشته است.