يعقوب در شهر زرنگ ميان دروازه فارس و طعام، کاخى ساخت که دارالاماره نيز در آن واقع بود (اصطخري، مسالک و ممالک، ص ۱۹۳). همچنين، بناى قسمتى از بازارهاى شارستان زرنگ را که در اطراف مسجد آدينه قرار داشتند از آثار يعقوب ليث مى‌دانند و گفته مى‌شود يعقوب عايدات آن را که روزانه هزار درهم برآورد مى‌شد، وقف مسجد آدينه در سيستان و مسجدالحرام در مکه کرده بود (اصطخري، ص ۱۹۴، مؤلف صورةالارض (ص ۱۵۲) آن را از آثار عمرو مى‌داند). مقدسى نيز بناى يکى از مناره‌هاى مسجد جامع شهر زرنگ را ساختهٔ يعقوب ليث مى‌داند (احسن التقاسيم فى‌معرفة الاقاليم، ص ۴۴۵). از بناهاى ديگرى که به يعقوب نسبت مى‌دهند، قلعه سعيدآباد در شهرستان اصطخر است که چون بر آن غلبه يافت، خرابش کرد، ولى بعدها که به ساختمانى جهت زندان نياز پيدا شد، دستور داد در همان محل زندان را بسازند. ”و آنجا را زندان خشم گرفتگان و کسانى که از کشتن ايشان چشم مى‌پوشيد قرار داد“ (صورةالارض، ص ۴۲).


مؤلف فارسنامه ناصري، ساختمان قصرى را در سردسيرات فارس، در ناحيه‌اى ميان شمال و شرق شيراز، به يعقوب نسبت مى‌دهد (فارسنامه ناصري، ج۱، ص ۲۱۲).


کاخ عمروليث نيز در شهر زرنگ، ميان دو دروازه فارس و طعام قرار داشت و ساختمان بزرگى که خزانه او را تشکيل مى‌داد، ميان دو دروازه کرکويه و نيشک واقع بود. بناى شهر سَينج ( اين شهر در معجم‌البلدان (ج۳، ص ۳۰۶) سَنيج ثبت شده است). را نيز به عمروليث نسبت مى‌دهند، اين شهر از توابع کرمان و در نزديکى ايالت سيستان بوده است. او در نيشابور، در کنار ”ميدان حسين“ و در نزديکى زندان شهر، دارالاماره ساخت (اصطخري، مسالک و ممالک، ص ۲۰۴، صورةالارض، ص ۱۶۷). ”دارالاماره خراسان در عهد اکاسره تا آخر عهد طاهريان در بلخ و مرو بودى و چون دولت به بنى‌ليث رسيد عمروبن ليث در نيشابور دارالامارات ساخت و نيشابور دارالملک خراسان شد“ (نزهةالقلوب، ص ۱۴۸ و ۱۵۶). همچنين در شهر شيراز به سال ۲۸۱هـ.ق مسجدى بنا نهاد معروف به ”جامع عتيق“؛ ”گفته‌اند آن مقام هرگز از ولى خالى نبوده و بين‌المحراب و المنبر دعا را اجابت بود“ (نزهة‌القلوب؛ ص ۱۱۵. فارسنامه ناصري؛ ج ۲، ص ۱۰۲۶). ساختمان مسجد ديگرى در جيرفت به عمروليث نسبت داده مى‌شود که در زمان تسلط او بر کرمان بنا شده است (افضل‌الدين کرماني؛ عقدالعلى للموقف الاعلي، ص ۳۱۶) و گفته مى‌شود طغرلشاه در اين مسجد دفن است.



رباطى را نيز در راه سيستان به کرمان و فارس از آثار او به حساب مى‌آوردند (صورةالارض، ص ۱۵۹). آبادانى‌هاى عمرو در اطراف نيشابور تا سال‌هاى بعد نيز شهرت داشته است. بيهقى مى‌نويسد: ”چون خبر او (شورش ابوعلى سيمجور و حرکت او به سوى نيشابور) به امير محمود رسيد از شهر (نيشابور) برفت و به باغ عمروليث فرود آمد، يک فرسنگى شهر“ (تاريخ بيهقي، ص ۲۰۵).


طاهر، جانشين عمرو، در بُست باغى ساخت که داراى نُه گنبد بود و کاخى بر کناره هيرمند که به ”قصر بوالحسني“ (ظاهراً کنيه طاهر، ابوالحسن بوده است) معروف است (تاريخ سيستان، ص ۲۸۰).


به بازماندگان صفارى نيز بناهائى نسبت داده مى‌شود. مؤلف احياءالملوک مى‌نويسد: طاهربن محمدبن طاهربن خلف در زمان سلجوقيان در قلعه ارگ سيستان بنائى ساخت که به ”سراى طاهري“ معروف است و ويرانه‌هاى آن سخن از عظمت اين خاندان دارد (احياءالملوک، ص ۷۳).


در سيرجان نيز، در اطراف شهر، دو رشته قنات وجود داشته که آب منازل و باغ‌هاى شهر را تأمين مى‌کرده‌اند. اين دو رشته قنات را به بازماندگان صفارى نسبت مى‌دهند۱.


(۱). احسن‌التقاسيم فى معرفة الاقاليم، ج۲، ص ۶۸۶. مؤلف آثار البلاد (ص ۲۶۳) به عمرو و طاهر، پسران ليث‌بن طاهر صفارى اشاره دارد که نسبت آنها دقيقاً مشخص نيست.