حاجب بزرگ

که به تعبير امروزى وزير دربار محسوب مى‌شد، اداره امور سراى امير و کارهاى مربوط به او و خاندان سامانى را برعهده داشت. قدرت حاجب بزرگ در زمانى که اميران سامانى خردسال بودند افزايش مى‌يافت و در ساير امور مملکت نيز نفوذ او فراوان بود. زيرنظر حاجب بزرگ حاجبان ديگرى خدمت مى‌کردند و به اين علت از حاجب بزرگ با عنوان حاجب‌الحجاب نيز ياد شده است. در دربار مشاغل فراوانى وجود داشت و متصديان مختلف آنها، چون جامه‌دار، خزانه‌دار، شرابدار، جاندار (محافظ) وکيل در و... زيرنظر حاجب بزرگ انجام وظيفه مى‌کردند.

وزير

در رأس نظام ادارى مملکت قرار داشت و از طريق ديوان وزارت بر کار ساير ديوان‌ها نظارت مى‌کرد. انتخاب وزير از جمله اختيارات امير سامانى بود که از زمان وزارت حاکم جليل در عهد اميرنوح‌بن نصر انتخاب و عزل وزير اغلب با خواست سران قدرتمند سپاه و يا حاجبان بزرگ صورت مى‌گرفت. با اينکه اساس سازمان ادارى پيچيده حکومت سامانيان در عهد اميراسماعيل توسط کارگزاران بزرگ دولت پى‌ريزى شد اما در زمان نوه او اميرنصربن احمد محل تشکيلات دوانى به‌صورت متمرکز در کنار کاخ امير سامانى در بخارا (در ريگستان) تعيين شد. نرشخى از ده ديوان با اسامى ديوان وزير، ديوان مستوفي، ديوان عميدالملک، ديوان صاحب شُرط، ديوان صاحب بريد، ديوان شرف (اشراف)، ديوان مملکة خاص، ديوان محتسب ديوان اوقاف و ديوان قضا نام برده است (تاريخ بخارا، ص ۳۶). نرشخى از ديوان عرض (جيش) سخنى به ميان نياورده است اما با توجه به آنچه خوارزمى در مفاتيح‌العلوم از اصطلاحات رايج در آن ديوان گفته است وجود ديوان عرض (سپاه) در عصر سامانى محقق مى‌شود (مفاتيح‌العلوم، ص ۶۷-۶۶).

وزير صدر

اگرچه اغلب از ميان خاندان‌هاى ديوانسالار قديمى و دبيرانى که داراى سابقه ديوانى بودند انتخاب مى‌شد و از لحاظ نظرى مسئوليت اداره کشور را به‌عهده داشت اما در عمل لياقت فردى وى از يک‌سو و قدرت و نفوذ ساير مقامات از سوى ديگر، حدود اختيارات وزير را مشخص مى‌کرد و چنانکه ديديم نهاد وزارت به مرور قدرت و نفوذ خود را از دست داد.