رود سيحون به مثابه عامل طبيعى در مرزهاى شمالى و شمال شرقى ماوراءالنهر گوئى وظيفه داشت از مدنيت آنجا در برابر هجوم ترکان خانه به دوش حراست کند. با وجود سابقه حضور طولانى و مسالمت‌آميز و مبادلات تجارى ترکان در شهرهاى مرزى ماوراءالنهر، به دعوت کسانى چون المقنع و به انديشه غارت و چپاول، بارها سرزمين ماوراءالنهر لگدمال سم ستور ترکان شده بود. از سوى ديگر علاوه بر فعاليت‌هاى مبلغان مذهبى که بيشتر از دراويش بودند (ترکستان‌نامه، ج۱، ص ۵۴۴-۵۴۳)، غازيانى که با هدف گسترش اسلام در سرزمين‌هاى آن سوى سيحون به‌عنوان ”مطّوعه“ در رباط‌هاى نواحى شرقى ماوراءالنهر گرد مى‌آمدند، براى جنگ و جهاد با کفار آمادگى دائم داشتند (زرين‌کوب، عبدالحسين، تاريخ مردم ايران ”از پايان ساسانيان تا پايان آل‌بويه“ ص ۱۸۸). سامانيان از ابتداى کار خويش با ترکان در نبرد بودند چنانکه نوح‌بن اسد در سال ۲۲۴ق به اسبيجاب حمله برد و آن شهر را تصرف کرد (کامل، ج۱۲، ص ۱۴۹. اسبيجاب در شمال تاشکند کنونى واقع است ”بخارا دستاورد قرون وسطي، ص ۶۱“).


اميراسماعيل کمى پس از دريافت منشور رسمى حکومت خويش براى نبرد با ترکان به‌سوى ”طراز“ شتافت (سال ۲۸۰ق تاريخ طبري؛ ج۱۵، ص۶۶۵۵.). آيا اين جنگ يک اقدام پيشگيرانه بود يا با انديشه گسترش ملک صورت گرفت و يا آنچنان که منابع طرفدار اميراسماعيل مطرح نموده‌اند، اجراء سنت غزا جهت انتشار دين اسلام هدف اوليه اميراسماعيل سامانى در اين جنگ بوده است؟ به هيچ کدام از اين سؤالات نمى‌توان پاسخ قطعى داد، اما با توجه به مسائلى که در مرزهاى جنوبى ماوراءالنهر جريان داشت مى‌توان چنين برداشت کرد که ايجاد اطمينان از مرزهاى شمالى و شمال شرقى براى اميراسماعيل اولويت داشته است.شهر طراز در غرب فرونزه کنونى واقع بوده است (بخارا دستاورد قرون وسطي؛ ص۶۶).


به هر حال، اميراسماعيل با دشوارى بسيار موفق شد، ”طراز“ پايتخت ترکان نسطورى مذهب را محاصره کند و گويا به دليل طول مدت محاصره:


به آخر امير طراز بيرون آمد و اسلام آورد با بسيار دهقانان و طراز گشاده شد و کليساى بزرگ را مسجد جامع کردند و به نام اميرالمؤمنين معتضدبالله خطبه بخواندند و اميراسماعيل با بسيار غنيمت به بخارا آمد (تاريخ بخارا، ص ۱۱۸).


طبرى ضمن شرح اين جريان از اسارت پادشاه ترک، همسر او خاتون و نزديک به ده هزار تن از ترکان سخن گفته و از اينکه به هنگام تقسيم غنايم به هر سوار هزار درهم رسيد ياد کرده است (تاريخ طبري، ج۸، ص ۱۶۷). مسعودى نيز با ارائه ارقامى بالاتر از تعداد اسرا، ترکانى را که مورد حمله اسماعيل قرار گرفتند از قوم خدلج دانسته و عنوان پادشاه آنان را ”طنکش“ بيان کرده است۱.


(۱). مروج‌الذهب، ج۲، ص ۶۳۹. مسعودى تعداد اسراى جنگ طراز را پانزده هزار نفر ذکر کرده است.


به هر حال در اينکه پيروزى اميراسماعيل در اين نبرد حيثيت سياسى و مذهبى او را به‌صورتى چشمگير افزايش داد شکى وجود ندارد؛ از آن مهم‌تر تأمين امنيت مناطق مرزى شمال‌شرقى ماوراءالنهر بود که بدان وسيله حاصل شد. احتمالاً بعدها اسيران ترک اين جنگ، هسته مرکزى سپاه حرفه‌اى اميراسماعيل را تشکيل دادند. لازم به توضيح است که اميراسماعيل براى مقابله با دهقانان که نيروى تحت امرشان بدنه اصلى سپاه را تشکيل مى‌داد به استخدام ترکان در سپاه خويش و ايجاد ارتش حرفه‌اى دست يازيد. شايد هم قدرت توده مردم دائماً مسلح ماوراءالنهر که اتحاد آنها قدرت مهيبى را ايجاد مى‌کرد اسماعيل هنگام اولين ورود به بخارا اين مسئله را دريافته بود در اتخاذ اين تصميم بى‌تأثير بود (بخارا دستاورد قرون وسطي، ص ۱۷۵).