اردشير بابکان (۲۲۶ تا ۲۴۱ ميلادى)

او بر فرمانرواى پارس غلبه کرد و بر جاى او نشست و اصفهان و کرمان را نيز به قلمرو خود افزود. اين هنگام دوران ضعف و زوال دولت اشکانى بود. اردشير در جنگ با اردوان پنجم آخرين پادشاه اشکاني، بر وى غلبه کرد و اردوان را کشت و با فتح تيسفون شاهنشاهى ساسانى را بينان گذاشت. او سيستان، خراسان، گرگان، مرو، بلخ، خوارزم، کوشان، توران و مکران را نيز به قلمرو خود افزود و آنها را تابع خويش ساخت. در زمان وى جنگ با شاه ارمنستان که از خاندان اشکانى بود درگرفت و با پيروزى اردشير، به قسمتى از بين‌النهرين که در دست روميان بود لشکر فرستاد، جنگ‌هاى ايران و روم دوباره آغاز شد. در زمان او مجدداً مرکزيت که در دوران اشکانيان نبود، برقرار شد، مذهب زرتشت رسمى شد و مغان قدرت بيشترى يافتند و جمع‌آورى اوستا دنبال شد. او سپاه دائمى به شيوهٔ ”سپاه جاويدان“ داريوش اوّل تشکيل داد و تشکيلاتى که او در سياست دين پديد آورد حدود ۴۰۰ سال دوام يافت. اردشير قبل از مرگ سلطنت را به پسر خود شاپور واگذاشت.

شاپور اول (۲۴۱ تا ۲۷۲ ميلادى)

پسر اردشير بود که در زمان حيات پدر، شريک او در سلطنت بود. او ارمنستان را که مجدداً شوريده بد مطيع ساخت. نيز جنگ‌هائى با امپراتورى روم داشت که در يکى از آنها والريانوس امپراتور روم از او شکست خورد و اسير شد. اين جنگ‌ها باعث فرسودگى ايران شد و ارمنستان نيز از تابعيت ايران سر پيچيد. شهرهاى جنديشاپور در خوزستان و شاپور در فارس را بنا کرد و با به‌کار گرفتن اسراى رومى بر رود کارون در شوشتر سدى بنا کرد. از وقايع مهم زمان او دعوت نبوتت مانى است که شاپور او را تحت حمايت خود قرار داد. همچنين ترجمهٔ برخى از کتاب‌هاى هندى و يونانى در زمان وى شروع شد.

هرمز اوّل (۲۷۲ تا ۲۷۳ ميلادى)

پسر شاپور مدت کوتاهى بعد از پدر سلطنت کرد.

بهرام اوّل (۲۷۳ تا ۲۷۶ ميلادى)

پسر ديگر شاپور بود. در زمان او مجدداً جنگ با روميان در گرفت و مانى در زمان وى کشته شد.

بهرام دوّم (۲۷۶ تا ۲۹۳ ميلادى)

پسر بهرام اوّل بود. او به مشرق لشکر کشيد و سکاها را مطيع ساخت. در جنگ با روم بخشى از بين‌النهرين و نيز ارمنستان به روم واگذار شد.

بهرام سوّم (۲۹۳ ميلادى)

پسر بهرام دوّم چندماهى سلطنت کرد و نرسى پسر شاپور اوّل بر او شوريد و بر تخت نشست (۲۹۳ تا ۳۰۲ ميلادي) در زمان او نيز جنگ با رومى‌ها ادامه يافت و منجر به شکست ايرانيان از آنها شد. پس از او هرمز دوّم پسر وى به سلطنت رسيد (۳۰۲ تا ۳۱۰ ميلادي). او در جنگ با اعراب کشته شد. پس از وى پسر او آذرنرسى سلطنت کوتاه‌مدتى داشت و به‌دست درباريان به قتل رسيد (۳۱۰ ميلادى).

شاپور دوّم (ذوالاکتاف ـ ۳۱۰ تا ۳۷۹ ميلادى)

پسر هرمز دوٌم، هنوز به‌ دنيا نيامده بود که به پادشاهى برگزيده شد. در دوران کودکى او کشور به‌دست بزرگان و مادر وى اراده مى‌شود و از اطراف مورد حلمه قرار گرفته بود. خصوصاً اعراب بحرين و بين‌النهرين که به تيسفون تاختند و آنجا را غارت کردند. شاپور با اعراب جنگيد، آنها را شکست داد و بحرين را فتح کرد. در اين زمان قسطنطين کبير امپراتور روم مسيحى شد و مسيحيان ايران طرفدار وى شدند. شاپور سياست خشنى با مسيحيان در پيش گرفت و دين زرتشت را وسيلهٔ وحدت بخشيدن به مملکت خود قرار داد. در زمان شاپور ايران و روم غالباً در جنگ بودند در زمان او او ارمنستان مجدداً منضم به ايران شد و شاپور برگرجى‌ها و هن‌ها نيز غلبه يافت. دورهٔ سلطنت نيشاپور و فيروزشاپور (الانبار) را بنا نهاد و شوش را بازسازى کرد. طاق‌بستان از حجارى‌هاى زمان او است. پيروزى‌هاى او در مرزهاى شرقى سبب گسترده شدن فرهنگ و زبان ايران در ترکستان چين شد.

اردشير دوم (۳۷۹ تا ۳۸۳ ميلادى)

برادر شاپور بود که پس از وى بر تخت نشست. او ماليات‌ها را موقوف کرد و به اين جهت به نيکوکار موسوم شد.

شاپور سوّم (۳۸۳ تا ۳۸۸ ميلادى)

برادرزادهٔ ادرشير دوّم بود. در زمان او ارمنستان طبق عهدنامه‌اى ميان ايران و روم تقسيم شد.

بهرام چهارم (۳۸۸ تا ۳۹۹ ميلادى)

برادر شاپور سوّم که پس از او به شاهى رسيد. او به‌سبب اينکه بر کرمان حکومت مى‌کرد لقب کرمانشاه داشت و برخى بناهاى شهر کرمانشاهان را به وى منسوب مى‌کنند.

يزدگرد اوّل (۳۹۹ تا ۴۲۱ ميلادى)

پسر شاپور سوّم بود. در زمان وى جنگ با روميان و آزار مسيحيان براى مدّتى موقتاً متوقف شد.

بهرام پنجم (بهرام گور ـ ۴۲۱ تا ۴۳۹ ميلادى)

پسر يزدگرد اوّل بود. در زمان او جنگ با روميان از سرگرفته شد و عاقبت به‌موجب صلح‌نامه‌اى ايرانيان پذيرفتند که عيسويان در کشور آنها آزادى دينى داشته باشند و روميان نيز آزادى دينى زرتشتيان را در قلمرو خويش پذيرا شدند. او هون‌هاى سفيد (هپتاليان) را که به ايران حمله کرده بودند شکست داد. از ديگر کارهاى او بخشيدن قسمتى از خراج زمين به مؤديان بود.

يزدگرد دوّم (۴۳۹ تا ۴۵۷ ميلادى)

پسر بهرام پنجم بود که کوشيد با جبر دين زرتشت را در ارمنستان رواج دهد. او آزار مسيحيان را از سر گرفت.

هرمز سوّم (۴۵۷ تا ۴۵۹ ميلادى)

پسر يزدگرد دوّم بود که توسط برادر خود پيروز اوّل (۴۵۹ تا ۴۸۳ ميلادي) برکنار شد. او با هپتاليان جنگيد ولى دستگير شد و به ناچار صلح کرد. در زمان وى گرجستان بر وى شوريد. او عاقبت در جنگ با هپتاليان کشته شد. پس از وى بلاش (۴۸۴ تا ۴۸۸ ميلادي) بردار خود به شاهى رسيد که بزرگان وى را سرنگون ساختند و پس از او سلطنت به قباد اوّل (۴۸۸؟ تا ۵۳۱ ميلادي) پسر پيروز رسيد. در زمان قباد بود که مزدک پسر بامداد دعوى پيامبرى کرد. او چون مذهب مزدک را پذيرفت خلع شد و بردار او جاماست برتخت نشست. قباد زندانى شد ولى از زندان گريخت و نزد هپتاليان رفت و با سپاهى که آنها در اختيار وى نهادند به ايران بازگشت و جاماست را برکنار کرد و مجدداً بر تخت نشست و از اين زمان تدريجاً از مزدک و مزدکيان فاصله گرفت. در زمان او نيز جنگ‌هائى با رومى‌ها روى داد که منجر به صلح بين دو دولت شد. او همچنين هون‌ها را که به قلمرو وى هجوم آورده بودند بيرون راند. در اواخر سلطنت وي، قتل عام مزدکيان صورت گرفت.

خسرو انوشيروان (۵۳۱ تا ۵۷۹ ميلادى)

پسر قباد بود. در زمان وى نفوذ کيش مزدک بالا گرفت و حتى تا ارمنستان هم رسيد. به فرمان او مزدک و مزدکيان که مخالف سلطنت وى بودند قتل عام شدند. خسرو براى از بين بردن علل گرايش مردم به مذهب مزدک، ماليات‌ها را سامان داد، مجازات‌ها را تعديل کرد و در ارادهٔ قشون تغييراتى داد. او بر هپتاليان (هون‌ها)، خزرها و ترکان چيره شد و يمن را تسخير کرد که يمن تا بعد از اسلام نيز تحت حکومت ايران بود. او چند بار با روميان جنگيد تا در ۵۶۱ صلحى ۵۰ ساله ميان آنها منعقد شد. قلمرو کشور او از سند تا درياى سرخ ادامه يافت و رود جيحون مرز ميان ايران و سرزمين خاقان ترک شد. در دروهٔ او شهرنشينى پررونق‌تر شد و تيسفون پايتخت ساسانيان به منتهاء رونق و شکوه خود رسيد. کشاورزى و بازرگانى ترويج شد، مدرسهٔ پزشکى جنديشاپور تأسيس و کتب يونانى و هندى به پهلوى ترجمه شدند. در اواخر سلطنت او مجدداً جنگ با روميان درگرفت که خسرو ضمن مذاکرات صلح درگذشت.

هرمز چهارم (۵۷۹ تا ۵۹۱ ميلادى)

پسر انوشيروان بود. جنگ با روميان در اين دوره به شکست ايرانيان انجاميد. ترکانِ شرق، قوم خزر و قبايل عرب نيز به ايران حمله کردند که با کاردانى بهران چوبين سردار هرمز، سامان گرفت ولى بهرام در جنگ با روميان شکست خورد و چون هرمز رفتار بدى با او کرد، بهرام بر وى شوريد و باعث قتل او شد.

خسرو دوّم (خسرو پرويز ـ ۵۹۰ تا ۶۲۸ ميلادى)

بهرام چوبين را با يارى امپراتور روم و به بهاء واگذارى ارمنستان به روم مغلوب کرد ولى بعدها مجدداً جنگ‌هاى ايران و روم آغاز شد. او آسياى‌صغير و شام و فلسطين و مصر را فتح کرد ولى بعدها از هراکليوس امپراتور روم شکست خورد و چون از انعقاد صلح با امپراتورى روم سر باز زد، سران سپاه بر او شوريدند و وى را برکنار کردند. در دوران او دولت ايران به شکوه و جلال بى‌سابقه‌اى رسيد. در ادبيات فارسى به عرب داستان‌هاى زيادى پيرامون همسر وى شيرين، اسب او شبديز، خنياگران دربار وى (باربد، نکيسا، سرکش) و تخت وى طاقديس، سروده شده است.

قباد دوّم (قباد شيرويه ـ ۶۲۸ تا ۶۲۹ ميلادى)

پسر خسرو بود که پس از مدت کوتاهى در اثر بيمارى درگذشت. از اين زمان تا ۶۳۲ ميلادي. ۸ تا ۱۰ پادشاه سلطنت کردند و قلمرو ساسانيان دستخوش هرج و مرج شد.

يزدگرد سوّم (۶۳۲ تا ۶۵۳ ميلادى)

آخرين پادشاه ساسانى است. در زمان او جنگ‌هائى با اعراب مسلمان شده رخ داد که همگى منجر به پيروزى اعراب شد. او پس از جنگ نهاوند به‌سوى مرو مى‌رفت که آسيابانى در نزديک مرو به طمع لباس و جواهراتش او را کشت.