در دروهٔ ساسانيان جامعه به طبقات: موبدان؛ نظاميان؛ دبيران؛ کشاورزان و پيشه‌وران تقسيم مى‌شد. عامهٔ مردم در اين دوره با سختى روزگار مى‌گذارنيدند که نارضايتى حاصل از اين وضع دليل اصلى انقراض ساسانيان بوده است. در اين دوره ارتش متمرکز ايجاد شد و لشکريان تحت تعليم قرار مى‌گرفتند، کشور به ۴ منطقه تقسيم شده بود و ماليات بر دو نوع ارضى يا خراج و سرانه بود. تجارت، خصوصاً تجارت ابريشم در اين دوره رونق و اهميت زيادى داشت که از طريق جادهٔ ابريشم صورت مى‌گرفت. تجارت دريائى نيز جريان داشت. در اين دوره پيشه‌ورى و خصوصاً مصنوعات فلزى از رشد بسيارى برخوردار بود. مسکوکات اين دوره از طلا و نقره و مس بودند که به زبان پهلوى روى آنها حک شده بود. زبان اين دوره پهلوى ساسانى و خط مأخوذ از آرامى بود. در زمان خسرو انوشيروان فرهنگ ايران اوج مى‌گيرد. علاوه بر ترجمهٔ چند اثر از هندي، طب و نجوم نيز اهميت زياد داشت و گفته مى‌شود که شطرنج در زمان او به ايران آمد. معمارى اين دوره داراى اهميت بسيار است و پس از دورهٔ اشکانيان که فرهنگ يونانى در آن نفوذ زيادى داشت، دورهٔ ساسانيان را بايد دورهٔ احياء هنر ملى ناميد پايتخت اولين پادشاهان ساسانى استخر بود که بعدها به تيسفون منتقل شد. از آثار اين دوره دو کتيبهٔ اردشير اوّل در نقش رستم؛ کتيبه‌هاى شاپور اوّل در نقش رجب، جاحى‌آباد، شاپور و نقش رستم را مى‌توان نام برد. بناى شهرهائى چون اردبيل، دستگرد، دزفول، شوشتر و قزوين را مربوط به اين دوره مى‌دانند. موسيقى نيز در اين دوره رشد زيادى داشت، موسيقيدانان نامدارى چون باربند و نکيسا و بامشاد و رامتين در اين دوره مى‌زيسته‌اند. تمدن ساسانى شايد از جنبهٔ ايرانيت در سراسر تاريخ ايران نظير نداشته باشد.


دين رسمى ايرانيان دين زرتشتى بود. برخى از شاهان ساسانى به مسيحيت نيز اهميت مى‌دادند. علاوه بر اينها مذاهب ديگرى چون کيش مزدک و کيش مانى و زروانيت در اين دوره ظهور کردند و مهرپرستى (ميترائيسم) نيز گسترش بسيار زيادى يافت. در اين دوره روحانيون قدرت يافتند و در تمام امور مداخله مى‌کردند.

زروانيت

در اين کيش زروان بيکران که برتر از اهورامزدا و اهريمن بوده، پرستش مى‌شده است. زروان (زمان بيکران) پديد آورندهٔ هرمزد و اهريمن به‌شمار مى‌رفته است. در برخى دروه‌ها زروانيت گسترش بيشترى مى‌يافته يا از نفوذ آن کاسته مى‌شده است.

مانى

در ۲۱۵ يا ۲۱۶ ميلادى زاده شد. او در جوانى به هند رفت و اولين پيروان او در آن کشور بودند. در بازگشت به ايران از سوى شاپور اوّل مورد استقبال قرار گرفت و او شاپورگان يکى از کتاب‌هاى خود به زبان پهلوى را به‌نام او کرد. او نقاش زبردستى بود و کتابى به‌نام ارژنگ داشته که در آن با نقاشى سعى در تفهيم جهان‌بينى خود داشته است. شاپور اوّل در ابتدا کيش او را پذيرفت ولى سپس تغيير عقيده داد و مانى مدتى در کشورهاى ديگر زيست. مدتى پس از بازگشت به ايران در زمان بهرام اوّل توسط روحانيون زرتشتى متهم به فساد عقيده و کشته شد. او مخترع خط جديدى نيز بود.


کيش ماني، بسيارى از اصول خود را از اديان بودائى و زرتشتى و خصوصاً مسيحى اخذ کرده و نگرشى بدبينانه نسبت به جهان بود. طبق عقايد مانى همه چيز از آميزش دو اصل جاويدانِ نور و ظلمت پديد مى‌آيند و اين آميزش سبب آلودگى نور است و نور نيازمند رهائى از اين اسارت است. نزديک‌ترين پيروان مانى زندگى زاهدانه و پررياضتى را مى‌گذارندند، آنها موظف بودند که هيچ جاندارى را بى‌جان نکنند و همسر برنگزينند چون تولد مثل باعث تدوام اسارت نور مى‌شود.


کيش مانى على‌رغم سرکوب و کشتار در نقاط مختلف گسترش يافت و بر تفکرات ديگر تأثير گذاشت.

مزدک

اهل استخر يا به روايت ديگر از اهالى نيشابور بوده است که در زمان قباد اوّل و انوشيروان ساسانى مى‌زيست. او نيز معتقد به‌وجود دو اصل نور و ظلمت بود و آميزش اين دو اصل را اتفاقى مى‌دانست. او همهٔ انسان‌ها را برابر مى‌دانست و معتقد بود که نابرابرى‌ها زائيدهٔ ديوان بدخواه است که مى‌خواهند جهان صحنهٔ رنج بى‌پايان باشد. او انسان را مکلّف به کارهاى خير مى‌دانست. پيروان نزديک مزدک نيز زندگى زاهدانه‌اى داشته‌اند. مزدکيان به‌دليل عقايد متفاوت و برابرى‌طلبانه با کشتار و سرکوب سنگينى مواجه شدند ولى تفکرات مزدک تأثير بسيار زيادى در زمان خود و نيز در دوران پس از اسلام در ايران باقى گذاشت و تا قرن‌ها جنبش‌هاى مختلف با الهام از تفکرات وي، به پا مى‌شدند.

مهرپرستى (ميترائيسم)

مهر از خدايان مشترک ميان ايرانيان و هنديان بوده است. اين کيش به‌وسيلهٔ يونانى‌هائى که به ايران تاخته بودند پذيرفته شد و آنها آن را در اروپا گسترش دادند و تا چند قرن اين مذهب رقيب مسيحيت در اروپا بوده و تأثير زيادى بر آن گذاشته است. آنها معتقد بودند که انسان باگذار از اين دنيا به عالم ديگر مى‌رود و وجود جاودانى پيدا مى‌کند و بسته به آنکه نيکوکار بوده يا بدکار، به بهشت يا دوزخ مى‌رود.

مذهب بودائى

در نقاط مختلف، بيشتر در شرق ايران رواج داشته است.