|
|
|
|
|
|
|
او عمروليث را شکست داد و خراسان و سيستان و گرگان و طبرستان را به قلمرو خود افزود. او دستگاه ادارى مرتبى داشت و امنيت و آرامش زمان وى باعث بهبود وضع مردم بود.
| |
|
|
|
|
او پسر و جانشين اسماعيل بود. دولت صفاريان را منقرض ساخت و رى را گرفت. سرانجام بهدست چند تن از غلامان خود به قتل رسيد.
| |
|
|
|
|
وقتى هشت ساله بود جانشين پدر شد. رودکى در دربار او مىزيست و او را مدح کرده است. در دورهٔ او فرقهٔ اسماعيليه آغاز به فعاليت نمود و نصر به اين فرقه پيوست. در اثر مخالفتهائى که با وى شد از سلطنت کناره گرفت و آن را به پسر خود نوح سپرد.
| |
|
|
|
|
او اسماعيليان را سرکوب کرد. در ۳۴۲ بهسبب اوضاع نابسامان اقتصادى شورشى درگرفت که منجر به غارت خزانهٔ سامانيان شد. سالهاى آخر سلطنت او به سرکوب شورشها گذشت.
| |
|
|
|
|
پسر نوحبن نصر بود. در زمان او فرماندهان ترک قدرت بيشترى يافتند و در حکومت نقش داشتند.
| |
|
|
|
|
عموى عبدالملک و جانشين او بود. البتکين از فرماندهان او بود که چون مغضوب واقع شد به غزنه گريخت و بانى سلطنت غزنويان شد.
| |
|
|
|
|
پسر سيزدهسالهٔ منصور بود که قلمرو وى دستخوش حمله و قيامهائى قرار گرفت که از آن جمله قيام ابوعلى سيمجور حاکم خراسان بود. براى سرکوبى او نوح از سبکتکين، داماد البتکين کمک خواست و سبکتکين، ابوعلى را شکست داد.
| |
|
|
|
|
در زمان او قلمرو سامانيان از شمال مورد تهاجم واقع شد و محمود پسر سبکتکين در خراسان و غزنين قدرت گرفت. او بهدست سرداران خود غزل شد.
| |
|
|
|
|
در زمان او ارادهٔ امور در دست سردارانى بود که منصور را عزل کرده بودند. محمود عزنوى به بهانهٔ تنبيه آنها حرک کرد و آنها را شکست داد و تمام خراسان را گرفت. ايلکخان ترک با استفاده از آشفتگى موجود به بخارا آمد، عبدالملک عاقبت دستگير شد و در زندان ايلکخان کشته شد.
| |
|