هنگامى که نادر متوجه تعلل ترک‌ها در اجراء مفاد قرار داد بغداد شد، به قصد آزادى مناطق اشغالي، عزم قفقاز کرد و در ربيع‌الاول سال ۱۱۴۷ /۲۱ اوت سال ۱۷۳۴ به کنار رود کورا رسيد. خان شروان که به “شمشيرزنان شيردل“ خود مى‌نازيد، متوارى شد و شهر به تصرف درآمد (Nadir Shah: A Critical Study Based Mainly Upon Contemporary Soureces; P 83).


در گرجستان دسته‌اى از قواى ايران تفليس را تصرف کردند و بااستعانت روس‌ها از باب تدارک وسايل قلعه‌گيرى و توپخانه و مهندسان، گنجه را محاصره کردند. نبرد اساسى در محرم سال ۱۱۴۸/ ژوئن سال ۱۷۳۵ در دشت بغاورد، و محل آق‌تپه، با عبدالله‌پاشا و سارو مصطفى‌پاشا رخ داد که در طى آن ۱۲۰ هزار نفر از قواى عثماني، به سختى شکست خوردند و قريب پنجاه هزار نفر کشته دادند. عبدالله‌پاشا نيز به قتل رسيد و بازماندهٔ سپاهيان او منهزم شدند. تمامى توپخانه و ابزار جنگ عثمانى‌ها به تصرف نيروهاى ايران درآمد و کمى بعد حکام گنجه و تفليس نيز تسليم شدند و ايروان نيز به ازاء دست کشيدن نادر از محاصره قارص مسخر شد (جمادى‌الاول سال ۱۱۴۸). بدين ترتيب تا ماه‌رمضان همان سال سراسر قفقازيه دگربار به زير نفوذ ايران درآمد و با استرداد باکو و دربند به‌وسيلهٔ روس‌ها، مرزهاى کشور در غرب و شمال‌غربى و به حدود طبيعى فلات ايران و وضع خود در سال ۱۱۳۴ رسيد۱.


(۱) فارسنامهٔ ناصري؛ ص ۱۷۹

لکهارت از شعف مدرم قفقازيه سخن مى‌گويد که پس از سال‌ها تحمل سلطهٔ بيگانگان (روس و عثماني) با مسرت بسيار، مقدم فاتح نامدار خود را پذيره شدند (Nadir Shah: A Critical Study Based Mainly Upon Contrmporary Sources6 PP 90 - 92.)