املاح آب دريا

آب درياى خزر به‌علت کمى مقدار نمک آن کم‌شور ولى در مقابل به‌علت دارا بودن سولفات منيزيم يا نمک تلخ بسيار تلخ است. شورى آب دريا در نقاط مختلف آن متفاوت مى‌باشد در نقاطى که فاقد واردات آب رودخانه باشد شورى آب بيشتر و به‌عکس در مناطقى که رودهاى پر آب وارد دريا مى‌شوند کمتر مى‌باشد. بر اين اساس است که در اطراف مصب رودخانه ولگا شورى آب دريا بسيار کم حتى نزديک مصب کاملاً شيرين است. همچنين در کرانه‌هاى باخترى و جنوبى که رودخانه‌هاى زياد به دريا مى‌ريزند و بارندگى زياد است کم‌شورى آب محسوس‌تر است برعکس در کرانه‌هاى خاورى به‌علت کمى نزولات جوى و قلت رودخانه‌ها مقدار نمک دريا بيشتر و آب شورتر است. متوسط شورى آب دريا ۱۳ در هزار است که حداقل آن (۵/۷) در قسمت شمالى و حداکثر آن (۱۶) در بخش ميانى مى‌باشد.


ترکيبات نمکى اين دريا با ساير دريا متفاوت است

جدول مقايسه ترکيبات نمکى درياى خزر با اقيانوس‌ها

نمک‌ها درصد درياى خزر درصد اقيانوس
نمک طعام ۶۲/۱۵ ۷۸/۳۲
سولفات منيزى يا نمک تلخ ۲۳/۵۸ ۶/۴۰
سولفات کلسيم ۶/۹۲ ۳/۹۴
کلرور منيزى و برومور منيزى ۴/۵۴ ۹/۴۴
کربنات کلسيم ۱/۲۴ ۰/۲۱
کلرور پتاس ۱/۲۱ ۱/۶۹
جمع ۹۹/۶۴ ۱۰۰


رستنى‌هاى درياى خزر در اثر کمى نمک آب و عدم ارتباط با درياهاى آزاد بسيار کم است که در قسمت‌هاى کم‌عمق رشد مى‌کنند مانند گياهان آبى و گياهان گلدار. ولى انواع مختلف ماهى‌ها که بعضى از انواع آب‌ها از نظر تغذيه و ارزش اقتصادى حائز اهميت مى‌باشند در اين دريا به مقدار زياد به‌سر مى‌برند۱.


(۱راى اطلاع از ماهى‌هاى درياى خزر به جغرافياى اقتصادى کتاب جغرافياى مفصل ايران فصل منابع طبيعى مبحث ماهيگيرى در درياى خزر مراجعه شود.

نام‌هاى درياى خزر

هيچ دريائى در جهان تاکنون شناخته نشده که در طول تاريخ به‌اندازه درياى خزر نام‌هاى گوناگون داشته باشد، اين نام‌ها يا منتسب به‌نام قبايل و اقوام ساکن اطراف دريا در طول تاريخ مى‌باشد يا آنکه از نام مناطق و شهرهاى اطراف آن گرفته شده است اين اسامى و جهات انتساب آن به دريا به‌طور خلاصه به‌شرح زير مى‌باشد:

کاسپين

کاسپين از نام قبايلى است موسوم به کاسپى‌ها که در سده نخست ميلادى به گفته استرابو در کرانه جنوب باخترى درياى خزر مى‌زيستند.

ديلم (ديلمان)

ديلمان نام قومى است که در ديلم سرزمين واقع بين طبرستان و آذربايجان زندگى مى‌کردند نام ديلم از سده نهم ميلادى به اين دريا داده شده است.

گيلان - گيل‌ها (گِل‌ها)

گيل‌ها (گِل‌ها) نام قبايلى است که از چند سده قبل از ميلاد در سرزمين گيلان امروزى زندگى مى‌کردند و نام خود را به اين دريا داده‌اند.

خزر

خزر نام قومى است تُرک که از آسياى مرکزى در سده‌هاى ۷ و ۸ ميلادى به اطراف اين دريا مهاجرت نمودند. حکومت اين قوم در سده يازدهم وسيله روس‌ها منقرض شد، ولى نام خزر توسط ايرانى‌ها و عرب همچنان بر روى اين دريا باقى‌ ماند.

تبرستان

تپورها يا تاپوران اقوامى بودند که از چندين سده پيش از ميلاد در کوهستان‌هاى شمالى استرآباد و مازندران در جنوب درياى خزر زندگى مى‌کردند اين نام از آنها است.

مازندران

نام آن از مازندران يکى از استان‌هاى ساحلى درياى خزر مى‌باشد.

استرآباد (هيرکانى)

استرآباد سرزمينى است که نام پيشين آن هيرکانى بود محدود از خاور به خراسان از باختر به مازندران از شمال به رود اترک زمانى نام دريا از اين سرزمين بوده است.

خراسان

خراسان يکى از استان‌هاى خاورى ايران است به‌عقيده مسعودى چون درياى خزر در مجاورت خراسان قرار داشت لذا اين نام به دريا داده شده است.

قزوين

در کتاب المنجد درياى خزر به‌نام بحر قزوين و در لغت‌نامه دهخدا و دايرةالمعارف اسلامى نيز ”قزوين دريا“ آمده است.

آبسکون

آبسکون شهرى است در جنوب خاورى دريا در دهانه رود گرگان، در معجم‌البلدان ياقوت و لغت‌نامه دهخدا نيز دريا به اين نام آمده است.

گرگان (جرجان)

گرگان مرکز شهرستان گرگان در سده نهم ميلادى اين نام خود را به دريا داده است.


همچنين در آثار و زبان‌هاى خارجى براى درياى خزر نام‌هاى ديگرى ذکر شده که برخى از اين نام‌ها براى مدت کوتاه بر روى اين دريا بود که جهت جلوگيرى از اطاله کلام از ذکر آنها خوددارى مى‌شود، ولى در ميان نام‌هائى که در طول زمان به درياى خزر داده شده امروزه ميان اروپائيان ”کاسپين“ و ميان ايرانيان ”درياى خزر“ يا درياى مازندران به‌کار مى‌رود.

مناظر جغرافيائى پيرامون درياى خزر

در بررسى مناظر جغرافيائى پيرامون درياى خزر نکته‌اى که جلب‌توجه مى‌کند تغييرات سطح آب درياى خزر مى‌باشد، که بر اثر اين تغييرات پديده‌هاى جغرافيائى سواحل چون جزاير و شبه‌جزاير و خليج‌ها داراى وضع ثابتى نبوده متناسب با پسروى و پيشروى آب دريا جزايرى به‌وجود آمده يا از بين‌ رفته‌اند و يا آنکه به شبه‌جزيره تبديل گرديده يا بعضى از جوايز دو يا سه برابر شده‌اند که اهم اين مناظر در ساحل ايرانى درياى خزر به‌شرح زير مى‌باشد:


شبه‌جزيره ميان‌کاله (ميان‌قلعه)، مجمع‌الجزاير آشوراده، خليج حسينقلى (غازان‌قلي)، خليج گرگان (استرآباد)، خليج انزلى (مرداب) پهلوي.

شبه‌جزيره ميان‌کاله (ميان‌قلعه)

به درازى ۵/۶ و پهناى متفاوت از ۵/۲ تا ۵/۶ کيلومتر در جنوب خاورى درياى خزر بين دريا و خليج گرگان واقع شده، سطح آن شنى قسمت‌هاى پست و باتلاقى آن نيزار بوده در بعضى نقاط آن درخت‌هاى انار جنگلى ديده مى‌شود.

مجمع الجزاير آشوراده

از سه جزيره کوچک تشکيل شده در خاور شبه جزيره ميان‌کاله واقع مى‌باشد که بر اثر پائين رفتن سطح آب دريا به شبه‌جزيره ميان‌کاله متصل شده است.

خليج حسينقلى (غازان قلى)

خليجى است کوچک و کم‌عمق در مصب رود اترک واقع در کرانه خاورى درياى خزر.

خليج گرگان (استرآباد)

به شکل يک سه گوش نامنظم به‌وسعت تقريبى ۴۰۰ کيلومتر مربع در جنوب خاورى درياى خزر واقع شده عمق آن در شرق حدود ۶ متر و اين عمق هرچه به‌سوى غرب نزديک مى‌شود کاهش مى‌يابد تا آنکه در ۴ کيلومترى ساحل به ۲ متر مى‌رسد. اين خليج وسيله تنگه‌اى به پهناى ۳۰۰ متر به دريا متصل است، مجمع‌الجزاير آشوراده در کنار اين خليج قرار دارد. بندر گز از بنادر کوچک و غيرفعال کرانه خاورى درياى خزر در جنوب خاورى آن واقع است. اين خليج بيشترين پهنا را (نزديک به ۱۲ الى ۱۷ کيلومتر) بين بندر گز و جزاير آشوراده دارا مى‌باشد. خليج‌ گرگان که از پيشروى آب درياى خزر به مسافت حدود ۶۰ تا ۷۰ کيلومتر در داخل خاک کرانه‌هاى خاورى تشکيل شده است در صورت ايجاد تأسيسات، لنگرگاه مناسب و محفوظى از باد براى لنگر انداختن کشتى‌ها خواهد بود. در اين خليج انواع ماهى صيد مى‌شود به همين جهت تأسيسات شيلات در اين خليج بسيار مفصل است. آب خليج شور و غلظت نمک آن حدود ۴ الى ۵ درصد بيش از غلظت آب سواحل جنوبى دريا است.

خليج انزلى (مرداب) پهلوى

به عرض ۱۵ و طول ۴۰ کيلومتر (بنا به نوشته م.پ. پتروف) در بخش باخترى کرانه جنوبى درياى خزر واقع شده عرض دهانه خليج ۴۲۶ متر يکى از طبيعى‌‌ترين لنگرگاه‌هاى ايران در درياى خرز مى‌باشد ژرفاى آن حدود ۳ متر ولى به‌دليل دريافت رسوبات زيادى که همراه رودخانه‌ها بدان وارد مى‌شود اين ژرفا متغيير و هر ساله کمتر مى‌شود. آب اين خليج از اختلاط آب دريا و آب‌هاى شيرين رودخانه‌هائى که به آن مى‌ريزند تشکيل مى‌شود. در خليج انزلى جزاير متعددى وجود دارد که بر اثر کاهش مداوم ارتفاع آب دريا پيوسته بر وسعت آنها افزوده مى‌گردد. اگر کاهش سطح آب به همين ترتيب ادامه يابد تمام جزاير به‌هم متصل شده و خليج در آينده به‌صورت يک قطعه خشکى در خواهد آمد.


از جمله جزاير معروف آن جزيره ميان‌پشته مى‌باشد که قسمت اعظم آن نيزار بوده و محل اقامت پرندگان مهاجر است. در غالب رودخانه‌هائى که به اين خليج وارد مى‌شوند انواع ماهى صيد مى‌شود از اين لحاظ براى شيلات حائز اهميت است.

شبه جزيره انزلى (پهلوى)

حاشيه باريکى است به وسعت تقريبى ۲۰۰ کيلومتر مربع بين خليج انزلى و دريا در جنوب غربى درياى خزر که درازاى آن حدود ۳۵ و پهناى آن ۱۲ کيلومتر مى‌باشد.