موقع جغرافيائى

درياى خزر در آسياى باخترى بين دو طول ۳۸، ۴۶ و ۳۴، ۵۴ درجه شرقى و عرض ۳۴، ۳۶ و ۱۳، ۴۷ درجه شمالى ميان دو کشور اتحاد شوروى و از سوى جنوب با ايران مجاور است. از لحاظ حقوق بين‌المللى درياى بسته‌اى به‌شمار مى‌رود و تملک آن با کشورهاى ساحلى آن ايران و شوروى مى‌باشد و اين دو کشور با السويه حق‌ کشتيرانى آزاد را در زير پرچم خود در درياى خزر دارا مى‌باشند. خط مرزى آبى دو کشور در آب‌هاى درياى خزر خطى است فرضى که در منتهى‌اليه مرز خاکى دو کشور شروع و کرانه‌هاى خاورى و باخترى را به يکديگر وصل مى‌کند و قسمت ايرانى درياى خزر در جنوب خط موصوف از دهانه رود آستارا در باختر تا خليج حسين قلى در خاور قرار دارد و از ۶۳۸۰ کيلومتر طول سواحل درياى خزر حدود ۹۹۲ کيلومتر از آستارا تا رود اترک متعلق به ايران مى‌باشد.

تغييرات سطح آب درياى خزر

تغييرات سطح آب درياى خزر بستگى به واردات و مقدار تبخير آن دارد و اين دريا از آب حوضه بسيار وسيعى بهره‌مند مى‌شود که تنها ۲۵۶،۰۰۰ کيلومتر مربع آن در خاک ايران واقع است. رودها و رگه‌هاتى آب‌دهنده اين دريا بسيار زياد هستند در ايران رودهاى متعددى جريان داشته و وارد اين دريا مى‌شوند ولى اهميت چندانى مانند ولگا در حوضه شمالى ندارند چه رود ولگا به تنهائى ۸۰% همه جريانات سطحى را که درياى خزر دريافت مى‌کند تأمين مى‌نمايد.


از رودهاى معتبرى که در حوضه‌هاى ساحلى ايران به دريا وارد مى‌شوند بايد رودهاى ارس و سفيد رود را ذکر کرد که از قسمت باخترى وارد دريا مى‌گردند ديگر رودهاى اترک و گرگان مى‌باشند که از قسمت خاورى به دريا مى‌ريزند. رودهاى کم‌اهميت ديگرى هم هستند که در سواحل ايران از رشته‌کوه‌هاى البرز سرچشمه گرفته پس از مشروب ساختن جلگه‌هاى گيلان و مازندران و گرگان به دريا مى‌ريزند۱ .


(۱راى اطلاع بيشتر از آب‌هاى وارداتى ايران به آب‌هاى روان، آب‌هاى ايران ”حوضه آبريز درياى خزر“ مراجعه شود.


ميزان واردات سالانه آب درياى خزر را دانشمندان روسى که بيش از ديگران تحقيق کردند به تفاوت ذکر نمودند منجمه نووالوفسکى Novalovski محقق روسى مجموع واردات دريا را با نزولات جوى ۴۹۰ کيلومتر مکعب ذکر کرده و پروفسور کنى پوويج محقق ديگر روسى آن را ۲/۵۶۷ کيلومتر مکعب نوشته است. به‌عقيده کنى پوويج اين جمع آب وارداتى مى‌تواند در سال حدود ۱۳۰ سانتى‌متر سطح آب دريا را بالا آورد ولى با توجه به ميزان تبخير آب درياى خزر که به‌طور متوسط در سال بين ۷۵ تا ۱۰۸ سانتى‌متر مى‌باشد نه تنها افزايش در آب دريا به‌چشم نمى‌خورد بلکه کاهش هم در سطح آب دريا ديده مى‌شود. چنانچه در سال ۱۹۲۶ کاهش سطح آب دريا حدود سه متر گزارش شده و گزارش کارشناسان هم اين کاهش را پس از جنگ جهانى دوم جهانى تائيد نموده است تا جائى‌که در نقشه اواسط قرن نوزده سطح متوسط درياى خزر که حدود ۲۶ متر پائين‌تر از سطح دريا ترسيم شده است از سال ۱۹۶۰ سطح متوسط دريا ۲۸ متر پائين‌تر از سطح درياى آزاد اعلام شده است. اين کاهش چشمگير را مى‌توان علاوه بر شرايط آب و هوائى بيشتر بر اثر فعاليت‌هاى وسيع و دامنه‌دارى دانست که در استفاده از آب رودها خصوصاً در دو دهه اخير در صورت مختلف فعاليت‌ها صورت گرفته است.


بايد دانست که شرايط آب و هوائى به تنهائى نمى‌تواند به‌طور کامل آب درياى خزر را توجيه نمايد بلکه بهره‌گيرى‌ها از آب رودها در فعاليت‌هاى انسانى از عوامل اصلى اين کاهش شناخته مى‌شود.


تحقيقات لووويچ L'vovich کارشناس روسى نشان مى‌دهد که در دهه ۱۹۶۰ کاهش آب از طريق آبيارى - ذخيره آب - تبخير در منابع ذخيره آب و عملکردهاى کشاورزى سالانه ۲۰ تا ۲۴ کيلومتر مکعب بالغ شده است که امکان افزايش در سال‌هاى بعدى تا ۶۰ الى ۶۵ کيلومتر مکعب مى‌باشد. همچنين به‌نظر لووويچ در فاصله سال‌هاى ۱۹۳۰ تا ۱۹۴۵ معادل ۸۰۰ کيلومتر مکعب از واردات آب دريا کاسته شده است. از طرفى بر اساس تحقيقات دانشگاه ايالتى مسکو در فاصله سال‌هاى ۱۹۲۹ ميزان کاهش سالانه آب دريا حدود ۲۶ کيلومتر مکعب بيش از آب دريافتى بوده است۲.


(۲بعاد درياى مازندران) نوشته فيليپ ميکلين ترجمه حسين شکوئى انتشارات دانشکده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه تبريز سال ۱۳۵۳.


مطالعات اجمالى در زمينه عوامل مؤثر در تغييرات سطح آب دريا نشان مى‌دهد که کاهش آب رودها در حوضه درياى خزر از عوامل اصلى به‌شمار مى‌رود، به‌طور نمونه رودخانه ولگا که تأمين‌کننده قسمت اعظم آب درياى خزر مى‌باشد و حدود ۳۰۶ کيلومتر مکعب در سال آب آن را تأمين مى‌کند در فاصله سال‌هاى ۱۹۴۰ تا ۱۹۶۵ حدود ۴۵۱ کيلومتر مکعب از آب خود را جهت مصارف اقتصادى از دست داده است رودخانه‌هاى ديگر مانند کورا - ترک TEREK و اورال نيز به همين طريق مقدارى از آب خود را جهت تأسيسات اقتصادى - آبيارى - توليد انرژى از دست مى‌دهند. به اين ترتيب کاهش جريان آب در حوضه‌هاى درياى خزر براى سال ۱۹۷۰ حدود ۵۶ کيلومتر مکعب و براى سال ۱۹۸۰ حدود ۶۲ کيلومتر مکعب و براى سال ۲۰۰۰ به ميزان ۸۲ کيلومتر مکعب تخمين زده شده است. اگر مصرف به همين ترتيب ادامه يابد پيش‌بينى مى‌شود جريان آب رودهاى حوضه‌ درياى خزر به‌سوى دريا تا حدود ۴۰% کاهش يابد و پسروى آب دريا بيش از پيش محسوس گردد.


کاهش سطح آب درياى خزر که اثرات زيان‌بخش اقتصادى - محيطى - اکولوژيکى را همراه خواهد داشت از مسائلى است که در حدود نيم‌قرن خاصه پس از جنگ دوم جهانى سخت مورد توجه محققين و کارشناسان (خصوصاً روسي) قرار گرفت و از سال ۱۹۵۹ آکادمى علوم آذربايجان شوروى وظايف مربوط به تحقيق در مسائل درياى خزر را به‌عهده گرفته است.


کاهش آب درياى خزر در سواحل درياى ايران به‌علت عمق زياد تأثير چندانى ندارد، ولى در سواحل شمالى به‌علت کم کاهش آب به‌شدت محسوس و موجب زيان‌هاى بى‌شمارى مى‌گردند که اهم زيان‌هاى ناشى از پسروى يا کاهش آب دريا را مى‌توان به‌طور خلاصه به‌شرح زير برشمرد:


۱. با پسروى آب دريا منظره جغرافيائى پيرامون دريا تغيير خواهد يافت. بنادر متروک و خليج‌ها از بين‌رفته جزاير و شبه‌جزاير تغيير شکل خواهند داد.


۲. وسعت خشکى‌هاى ساحلى افزايش خواهد يافت. آب‌هاى کم‌عمق ساحلى که از نظر بيولوژيکى پر ارزش مى‌باشند از بين خواهند رفت وانگهى بر آب و هواى منطقه پيرامون خود تأثير خواهند گذاشت.


۳. با پسروى آب کشتيرانى با مشکلاتى مواجه خواهد گرديد لنگرگاه‌ها غيرقابل استفاده خواهند شد.