شيب سطح دشت (پديمنت)

شيب پديمنت نيز به‌عنوان ويژگى خاص درنظر گرفته شده است. محققين حداکثر شيب پديمنت را تا ۱۲% نوشته‌اند. شارپ ”Sharp، 1975“ معتقد است که رابطه‌اى بين نيم‌رخ پديمنت و نوع پديده‌هائى که پديمنت را ايجاد مى‌کنند وجود دارد. او معتقد است که اگر يک پديمنت به‌وسيلهٔ پديده‌هاى فرسايشى به‌وجود آمده باشد بايستى يک نيم‌رخ مقعر داشته باشد و زمانى‌که به‌وسيلهٔ عقب‌نشينى دامنه به‌وجود آيد داراى نيم‌رخ محدب خواهد بود. اما چون شيب پديمنت به‌خصوص به‌شرايط آب‌هاى روان بستگى دارد، منطقى به‌نظر نمى‌رسد که اصطلاح پديمنت را بر مبناى شيب آن توجيه کرد.

تأثير آب و هوا

محدوديت ايجاد پديمنت در مناطق آب و هوائى خاص، موضوع ديگرى است که هم‌چنان مورد بحث است. اغلب ژئومرفولوگ‌ها پديمنت‌ را عارضه ويژهٔ مناطق خشک و نيمه‌خشک مجاور حاره‌اى و حاره‌اى مى‌دانند. از جمله وايزه ”Weise، 1974“ پديمنت را به‌عنوان هر نوع دشت فرسايشى در مناطق خشک اطلاق مى‌کند (نقشهٔ پروفيل شماتيک منطقه کوهستانى تا کوير). او عقيده دارد که اين پديمنت‌ها به‌مقدار کم در سنگ‌هاى کريستالين تشکيل شده‌اند. قسمت وسيعى از اين دشت‌ها در مواد آذرآوارى و گدازه‌اي، تناوب سنگ‌هاى سخت و سست (بيشتر سست)، مانند رسوبات ژوراسيک ساخته شده‌اند. هم‌چنين پديمنت‌هائى به‌چشم مى‌خورند که در مارن‌هاى بسيار سست کرتاسه تشکيل شده‌اند. گروهى ديگر از محققين نيز معتقد هستند که پديمنت در ساير مناطق نيز به‌وجود مى‌آيد. کينگ ”King، 1949“ بر اين نظر است که پديمنت گسترده‌ترين و محتملاً مهم‌ترين عارضهٔ طبيعى روى زمين است. ردنبورگ ”Rohdenburg، 1970“ معتقد است که پديمنت وابسته به مناطق خاص آب و هوائى نيست. او بيشتر به فرآيندهاى شکل‌دهنده توجه مى‌کند و به نتيجه مى‌رسد که منطقهٔ خاص آب و هوائى وجود ندارد که در آن پديمنت به‌وجود آيد، بلکه فقط فرآيند پيدايش پديمنت وجود دارد. (نقل از ثروتي، ۱۹۸۶).


پروفيل شماتيک منطقه کوهستانى تا کوير، برگردان از وايزه ۱۹۷۴، با پروفيل شماتيک منطقه کوهستان تا شبکه زهکشى اصلى (ثروتي؛ ۱۳۶۷) و نيز ژئومرفولوژى (احمدي، ۱۳۶۷) مقايسه شود.
پروفيل شماتيک منطقه کوهستانى تا کوير، برگردان از وايزه ۱۹۷۴، با پروفيل شماتيک منطقه کوهستان تا شبکه زهکشى اصلى (ثروتي؛ ۱۳۶۷) و نيز ژئومرفولوژى (احمدي، ۱۳۶۷) مقايسه شود.

بودل پديمنت‌هائى را که در آب و هواى مرطوب عرض‌هاى ميانه وجود دارند و به مرور زمان تغيير پيدا مى‌کنند يا به‌عبارت ديگر ساخت آنها ادامه دارد، به‌عنوان اشکال فسيل نشان مى‌دهند. اين بدان معنا است که پديدهٔ به‌‌وجود آمدن پديمنت تحت شرايط خاص آب و هوائى در زمان گذشته شروع شده و هم‌اکنون نيز فرآيندهاى سازندهٔ پديمنت عمل مى‌کنند. به اين دليل است که به‌وجود آمدن يک پديمنت يا گلاسى را پلى ژنتيک ”polygenetic“ نيز دانسته‌اند. منشينگ برخلاف بودل، نظريه پلى ژنتيک‌بودن پديمنت را بدون نوسانات آب و هوائى و در نتيجه بدون تغيير اساسى در پديده‌هاى حمل مواد تفسير مى‌کند.


زمانى‌که از مسئلهٔ ادامه‌داشتن پديدهٔ تشکيل پديمنت بحث مى‌شود، مسئلهٔ بريدگى پديمنت ”Dissected pediment“ و يا پوشش رسوبي، آن نيز مطرح مى‌گردد. سؤالى که در اين رابطه پيش مى‌آيد اين است که آيا بريدگى پديمنت و يا پوشش رسوبي، دال بر فسيل‌بودن يک پديمنت است؟ در اين مورد نظريات مختلفى وجود دارد. از يک‌طرف پوشش رسوب جزءِ مکانيسم پيدايش پديمنت صخره‌اى و از طرف ديگر همين پوشش دليلى براى فسيل‌بودن پديمنت است و به‌عنوان پديدهٔ ثانوى (پس از ايجاد پديمنت صخره‌اي) درنظر گرفته مى‌شود. اين پديده به‌وسيلهٔ تغييرات آب و هوائى و يا تأثيرات تکتونيکى فعال مى‌گردد. در مورد بريدگى پديمنت نيز اختلاف نظرهائى وجود دارد. وارنکه ”Warnke، 1696“ بريدگى يا ديگر اشکال حاصل از فرسايش عمقى را جزءِ مکانيسم به‌وجود آمدن پديمنت مى‌داند، در حالى‌که بوشه ”Busche، 1972“ آن را نشانه‌اى از فسيل‌بودن اين اشکال تفسير مى‌کند. بنابراين، اين موضوع بايستى مورد بحث قرار گيرد که آيا فرآيندهاى بريدگى مناطق دشتى و به‌وجود آمدن يک سطح در يک مکان به‌طور هم‌زمان انجام مى‌گيرند و يا اينکه پايان‌يافتن يکى از آنها (براى مثال بعد از اينکه يک دشت به‌وجود آمد) سبب مى‌شود که پديدهٔ ديگر فعاليت خود را آغاز نمايد.