واحدهاى کارى حوضه
واحدهاى کارى حوضه

در خاتمه، با ميانگين‌گيرى از کل واحدهاى چهارگانه امتياز زمين‌شناسى حوضه مورد مطالعه ۴۹/۸ به‌دست آمده است: امتيازات حاصله براى اين عامل باتوجه به دامنه تغييرات آن از صفر تا ده در مدل پسياک امتيازات قابل ملاحظه است و درجه فرسايش‌پذيرى عامل زمين‌شناسى در سطح حوضه آبخيز چيخواب خيلى زياد است.

عامل خاک

در اثر يک باران ثابت برخى از خاک‌ها با سهولت بيشترى نسبت به خاک‌هاى ديگر فرسوده مى‌شوند که اين امر ناشى از ماهيت متفاوت آنها است که به فرسايش‌پذيرى خاک معروف است و به خصوصيات ذاتى خاک بستگى دارد.


در اين حوضه با انتخاب چندين پروفيل خاک در محل‌هاى مختلفِ حوضه و آزمايشات به‌عمل آمده و با تهيه نقشه تيپ اصلى اراضى (نقشهٔ تيپ اصلى اراضى حوضهٔ آبخيز چيخواب) و نقشهٔ اجزاءِ اصلى اراضى و تهيه نقشه گروه هيدرولوژيک خاک‌ها به طبقه‌بندى خاک‌هاى منطقه، پرداخته و با شناخت نوع خاک‌هاى کيفيت فرسايش در حوضه مشخص‌ شده است (از لحاظ کمّى در روش پسياک براى عامل خاک درجه رسوب‌دهى بين صفر تا ده انتخاب نموده است).


تيپ اصلى اراضى حوضهٔ آبخيز چيخواب
تيپ اصلى اراضى حوضهٔ آبخيز چيخواب

اين دامنه تغييرات بر اساس بافت خاک، پايدارى خاکدانه‌ها، ميزان آهک، مواد آلي، قابليت پخش رسى يا پراکنده‌‌شدن بافت و ذرات رسى و رطوبت اوليه خاک استوار است. اما دامنه تغييرات به‌طور عمده بر اساس بافت خاک تعيين مى‌گردد. زيرا به‌طور کلى عده‌اى از محققين از جمله ماير ”MAYER“ بيان مى‌کنند که تمام ذرات خاک حساسيت يکسانى در مقابل جداشدگى ندارند و در واقع شدت جداشدن ذرات خاک از خاکدانه‌ها به‌ميزان نسبى رس، سيلت و شن بستگى دارد. مطالعات کوانسا ”QUANSA“ نيز نشان داده است که جدا شدن ذرات خاک با افزايش ميزان شن‌ريز افزايش مى‌يابد.


براى تعيين عامل خاک در مدل پسياک اصلاح‌شده، از الگوى رياضى زير استفاده شده است.


X2 = ۱۶/۶۷K
که در آن X2 = امتياز رسوب‌دهى خاک
(K = عامل فرسايش‌پذيرى خاک در فرمول جهانى فرسايش (رفاهي، ۱۳۷۵، ص. ۲۴۲


براى تعيين K از مشخصه‌هاى درصد سيلت به اضافه شن خيلى ريز، درصد شن، درصد ماده عالي، ساختمان خاک و قابليت نفوذ استفاده به‌عمل مى‌آيد، که در اين مطالعه از روى آزمايشات خاک و با overly کردن نقشه‌هاى موجود بر روى نقشه واحد کاري۷ امتياز عامل خاک براى واحد هيدرولوژيکى شماره ۱ معادل ۵/۷ مى‌باشد و واحد هيدرولوژيکى شماره ۴ معادل ۵۴/۷ و براى کل حوضه معادل ۲/۷ مى‌باشد. باتوجه به امتيازات کسب‌شده براى عامل خاک که بين ۵ تا ۱۰ مى‌باشد، نتيجه مى‌گيريم که اين عامل نقش زيادى در فرسايش حوضه دارد.

عامل روان‌آب يا هرزآب

ميزان فرسايش در حوضه آبخيزى که داراى پوشش گياهى مناسب باشد و خاک آن نيز نفوذپذير باشد خواهد بود. روان‌آب دريک حوضه آبخيز عبارت است از: بازده يک سيستم آبخيز که از نتيجه عملکرد ساختمان آبخيز روى داده‌هاى آن (نزولات آسماني) پديدار مى‌گردد.


در مطالعهٔ اثر روان‌آب بر روى فرسايش خاک مى‌توان خصوصيات هيدرولوژيکى حوضه، مانند دبى و... سيلاب‌ها، دبى ويژه با روزهاى بازگشت مختلف شدت طغيان، تداوم و تکرار طغيان‌ها، گروه هيدرولوژيکى خاک‌ها و يا هر خصوصيتى که بتواند باعث شناخت هرچه بهتر اين عامل و تأثير آن بر روى فرسايش و توليد رسوب گردد را بررسى نمود. عامل دبى ويژه يا آبدهى در واحد زمان و سطح، معيار مناسبى براى ارزيابى عامل روان‌آب مى‌باشد.


در مطالعهٔ حوضه آبخيز چيخواب با تهيه نقشه هيدروگرافى و محاسبهٔ زمان تمرکز، محاسبه ارتفاعات روان‌آب، محاسبه دبى حداکثر و دبى پيک و غيره و تهيه نقشهٔ گروه هيدرولوژيکى خاک براى اين حوضه، کيفيت فرسايش تعيين شده است. از لحاظ کمى از فرمول رياضى ارائه شده مدل پسياک اصلاح‌شده استفاده شده است که بين صفر تا ده متغير مى‌باشد (رفاهي، ۱۳۷۵، ص. ۲۴۴)


X۳ = ۰/۲(۰/۰۳r + ۵۰qp) = ۰/۰۰۶r + ۱۰qp
 
XX۳ = امتياز عامل روان‌آب در مدل پسياک
r = ارتفاع رواناب سالانه برحسب ميلى‌متر
qp = دبى پيک ويژه برحسب مترمکعب بر ثانيه دو کيلومتر مربع


که با محاسبات انجام‌شده نمرهٔ رسوب‌دهى براى اين عامل در واحد هيدرولوژيکى شماره ۱ معادل ۵ در واحد هيدرولوژيکى شماره ۲ معادل ۸۹/۱۱ در واحد شماره ۴ معادل ۵۳/۱۲ و امتياز اين عامل براى کل حوضه معادل ۷۶/۸ مى‌باشد. باتوجه به امتيازات کسب‌شده به‌ طورکلى اين عامل تأثير زيادى در فرسايش حوضه دارد.

عامل آب و هوا

فرسايش و رسوب‌زائى هر منطقه تاحد زيادى وابسته به اقليم و آب و هواى منطقه مى‌باشد، زيرا آب و هوا علاوه بر تأثير بر روى پديده خاک‌زائى بر روى وضع پوشش گياهى نيز مؤثر است. از عناصر تشکيل‌دهنده آب و هوائى که بر روى فرسايش تأثير دارند، نزولات آسمانى و درجه حرارت مى‌باشد. بين نزولات آسماني، باران و مخصوصاً باران‌هاى شديد نقش بسيار بارزترى دارند.


مقدار و شدت بارندگى در ميزان روان‌آب و در نتيجه در ميزان فرسايش، مؤثر است. بنابراين بررسى و تجزيه و تحليل باران در روش مورد استفاده و هر روش ديگرى که به تعيين وضعيت فرسايش آبى منجر شود حائز اهميت است. باتجزيه و تحليل اطلاعات اقليمى و تهيه نقشه هم‌بارش، ميانگين بارندگى حوضه معادل ۷/۳۲۱ ميلى‌متر محاسبه شده است. از لحاظ اختلاف بيش از ۵۰ درجهٔ دمائى تأثير مهمى بر روى نقطه دارد که با تعيين اقليم منطقه و شناسائى عامل آب و هوا نقش اين عامل در امر فرسايش هم‌چنين در تصميم‌گيرى‌ها و برنامه‌ريزى‌هاى عمرانى به منطقه کمک زيادى شده است.


از لحاظ کمّى با محاسبه بارش ۲۴ ساعتهٔ دوره‌هاى آمارى ايستگاه‌هاى موجود و تبديل آن به بارندگى ۶ ساعته با دورگشت ۲ سال در رابطه رياضى زير به‌دست مى‌آيد. (عليزاده، ۱۳۷۴، ص. ۱۷۳)


P(۲Y: ۶H) = [۰/۴۵۲۴ + ۰/۲۴۷۱ LN (Tr - ۰/۶)][(۰/۳۷۱۰ + ۰/۶۱۸۴LT۰ /۴۴۸۴][P(۱۰Y; ۱H)] P[۱۰Y; ۱H] = [۱/۳۳۵۲ - ۰/۱۹۶۴( LNPPMAX) ODMAX


که در آن:


(P(۲Y; ۶H = بارش‌هاى ۶ ساعته با دورگشت ۲ سال.
(PP (۱۰Y; ۱H = بارش ۱ ساعته با دور برگشت ۱۰ سال.
LN = لگاريتم نپرين که در حافظه ماشين‌حساب موجود است.
Tv = با دور برگشت موردنظر.
T= مدت بارندگى مورد نياز.
PDMAX = ميانگين بارش‌هاى ۲۴ ساعته طى دوره آماري.


که با محاسبات انجام شده بارش ۱ با دوربرگشت ۱۰ سال معادل ۲۴/۸۹ به‌دست آمد و بارش ۶ ساعته با دور برگشت ۲ سال ۵۶/۵۷ حاصل شد و با توجه به معادل امتياز دهى روش پسياک اصلاح شده که دامنه تغييرات آن در عامل بين صفر تا ده مى‌باشد، امتياز حاصله براى اين عامل ۵/۱۱ = ۵۶/۵۷ × ۲/۰ = X۳ به‌دست آمده که نشان‌گر آن است که اين عامل نقش زيادى در فرسايش حوضه دارد.