مشخصات اقليمى کويرها

شدت تابش خورشيد - کمى رطوبت نسبى - قلت بارندگى - ازدياد تبخير از خصايص اقليمى مناطق کويرى و بيابانى مى‌باشد تا جائى‌که مناطق کويرى و بيابانى را بر اساس خشکى هوا و شدت تبخير شناسائى مى‌کنند و آب و هوا از عوامل اصلى و اساسى در ايجاد کويرها به‌شمار مى‌آيند.

درجه حرارت

درجه حرارت در چاله‌ها بستگى به دورى و يا نزديکى با ارتفاعات دارد مناطق مجاور ارتفاعات از آب و هواى بهترى برخوردار هستند هرچه به‌سوى داخله کويرها پيش مى‌رويم درجه حرارت بالا و خشکى هوا شديدتر مى‌گردد تا جائى‌که اين اختلاف درجه حرارت گاهى به ۱۵ درجه مى‌رسد، گرماى ايام تابستان خفقان‌آور زمانى درجه حرارت به بيش از ۶۰ درجه است. سردترين ماه‌هاى سال دى ماه و گرم‌ترين ماه‌ها تير و مرداد مى‌باشد. متوسط درجه حرارت در دى ماه ۲۲ و در ارديبهشت ۴۰ درجه سانتى‌گراد است. به‌طور کلى آب و هوا در کويرهاى ايران به‌قدرى سخت و شديد مى‌باشد که نه در تابستان مى‌توان گرماى آن را تحمل نمود و نه در زمستان سرماى آن را.

باران و رطوبت

باران کم از خصايص اين منطقه است علت اصلى کمى باران گرماى زياد مى‌باشد که از اشباع رطوبت جلوگيرى مى‌کند ديگر وجود ارتفاعات البرز و زاگرس است که مانع نفوذ رطوبت به داخله مى‌گردد. برف به‌ندرت در اين مناطق ديده مى‌شود کمى رطوبت به‌جزء زمستان به‌خوبى محسوس است، رطوبت نسبى سالانه کمتر از ۳۰% مى‌باشد در تابستان اين نسبت تقليل پيدا مى‌کند که گاهى به صفر هم مى‌رسد، وانگهى توزيع زمانى و مکانى همين باران کم يکسان نيست اکثر باران در فصل زمستان که آب کمترى مورد نياز است مى‌بارد و گاهى هم به‌صورت رگبار است که موجب جريان يافتن آب در سطح زمين و شستشوى خاک مى‌گردد. در چنين شرايطى مسلم است که زمين و آب مورد استفاده براى نمو و رشد گياهان وجود نداشته باشد.

باد

باد در کويرها گاهى موجب رحمت است و زمانى باعث زحمت گاه با خود ابرهاى باردار حمل مى‌کند و زمين‌هاى تشنه و خشک را سيراب مى‌سازد و با ريزش آب قنوات را افزايش داده باعث پر کردن چاه‌هاى قنات مى‌گردد در مقابل زمانى ماسه و گرد و خاک را جا به‌جا مى‌کند و بر سر مردم مى‌ريزد و براى عابرين و کاروانان و حتى خانه‌ها و بناهاى مرتفع و دهکده‌ها و مزارع خطر ايجاد مى‌نمايد چه بسا تأسيسات اقتصادى و ارتباطى مانند راه‌ها و چاه‌ها را در زير اين شن و خاک نرم مدفون مى‌سازد. در برخى مواقع شدت اين باد‌هاى حامل خاک به‌قدرى است که مانند ابرى در مقابل آفتاب قرار گرفته عبور نور را مشکل مى‌سازد.


بادهائى‌ که از جنوب شرقى مى‌وزند گرماى صحارى را به داخله چاله‌ها رانده هوا را خشک و سوزان و قدرت کار را از مردم سلب مى‌نمايند، در مقابل بادهائى که از شمال غربى و غرب مى‌وزند نسيم ملايم کوه‌هاى زاگرس را به داخله کوير مى‌فرستند، وزش اين بادها از اوايل دى ماه شروع شده و در بهار به‌شدت خود رسيده گاه تا اواسط خرداد ادامه دارد.


باد در اين مناطق حفره‌ها و شکاف ايجاد مى‌نمايد و عمل تکتونيک نيز اغلب در ايجاد اين حفره‌ها به باد کمک مى‌کند و اين گودى‌ها محل تجمع باران‌هاى نامنظم و لحظه‌اى مى‌گردد پيس از تبخير آب در آن سرزمين‌هاى نمکى و معادن نمک به‌وجود مى‌آيد از طرفى چون اين نواحى به‌علت باز بودن فضا هميشه در معرض وزش آزاد باد است و پوشش نباتى هم به اندازه‌اى نيست که بتواند خاک‌ها را حفظ نمايد باد موجب فرسايش زمين يا ”بادرفتگي“ Erosion مى‌گردد اين شکل بادرفتگى هم در مبدأ و هم در نقطه‌اى که خاک‌ها متوقف مى‌شوند موجب ضرر و خسارت مى‌گردند. جهت جلوگيرى از تأثيرات مخرب باد به دو طريق مى‌توان عمل کرد يکى برقرار ساختن بادشکن در مقابل باد، ديگرى جنگل‌کارى و ايجاد پوشش نباتى که بهترين وسيله تثبيت خاک به‌شمار مى‌رود. در حقيقت جنگل‌کارى در زمين‌هائى که مورد هجوم باد قرار مى‌گيرند خود بهترين علاج بادرفتگى محسوب مى‌شود ولى بادشکن‌ها يا ديوارهاى نئى يا سرشاخه‌اى يا پرده‌هاى تخته‌اى و يا بوته‌ها مى‌باشند که به‌شکل نوار براى تثبيت خاک و يا شن‌هاى روان در مقابل باد در فواصل معين (معمولاً فاصله نوارها ۲۰ برابر ارتفاع نوار است) مستقر مى‌گردند.