سواحل درياى خزر

حاشيه باريک جنوبى درياى خزر که بلافاصله بعد از دريا شروع مى‌شود و امتداد آن تا دامنه‌هاى شمالى البرز مى‌رسد جلگه‌هاى ساحلى درياى خرز را تشکيل مى‌دهد. طول جلگه‌هاى ساحلى درياى خزر حدود ۵۰۰ کيلومتر و عرض اين جلگه‌ها در طول خود از آستارا تا رود گرگان همواره متغير بوده غالباً کمتر از ۲۰ کيلومتر مى‌باشد حتى در بعضى جاها دامنه‌هاى شمالى البرز تقريباً به آب درياى خزر متصل شده حاشيه باريک ساحلى را به حداقل مى‌رساند تنها در سه ناحيه است که عرض آن وسعت يافته دشت‌ها و جلگه‌ها نسبتاً پهنى مانند جلگه‌هاى گيلان و مازندران و دشت گرگان را تشکيل داده است.


جلگه‌هاى ساحلى درياى خزر عموماً از رسوبات رودخانه‌ها به‌وجود آمده‌اند و عرض اين جلگه‌ها بستگى به طول رودخانه‌ها و رسوبات آن دارد هرچه در رودخانه طويل‌تر و رسوبات در حوضه‌هاى آبريز بيشتر باشد جلگه‌هاى ساحلى عريض‌تر است چنانچه در گيلان و مازندران عرض جلگه‌هاى ساحلى در حوضه‌هاى آبريز رودهاى هزار و سفيدرود از ۳۰ کيلومتر تجاوز مى‌کند و در گرگان بر اثر جريان رودهاى بزرگ اترک و گرگان و قره‌سو دشت پهناور گرگان به‌وجود آمده است.

دشت گرگان

دشت گرگان با دو منطقه نباتى متمايز در جنوب شرقى درياى خزر واقع شده و رود قره‌سو اين دو منطقه متمايز را از هم جدا مى‌سازد. شمال قره‌سو دشت خشک گرگان و صحراى ترکمن قرار دارد که محل سکونت قبايل ترکمن مى‌باشد به‌علت قلت بارندگى (۲۵ سانتى‌متر) جنگل در اين ناحيه وجود ندارد ولى در عوض داراى مراتع سرسبز و چمنزارهاى وسيع مى‌باشد و به‌واسطه همين موقعيت است که بهترين نمونه دامدارى را در اين منطقه مى‌توان يافت.


آبيارى جهت کشاورزى بيشتر وسيله رود گرگان انجام مى‌گيرد که از آن عبور مى‌کند و اراضى نسبتاً وسيعى را در دو طرف مسير خود مشروب مى‌سازد. در قسمت جنوبى رود قره‌سو دشت گرگان داراى باران نسبتاً کافى است (۵۰ سانتى‌متر در سال) پوشش گياهى آن دنباله جنگل‌هاى مازندران است که به‌سوى ممتد مى‌باشد.

سواحل مازندران

سواحل مازندران از دو قسمت کم‌عرض يکى در شرق و ديگرى در غرب و يک قسمت عريض ميانى تشکيل شده است. قسمت کم‌عرض شرقى آن به‌ عرض حدود ۵ کيلومتر در مجاورت خليج گرگان و بخش کم‌عرض غربى ساحل باريکى است به عرض تا ۶ کيلومتر متصل به جلگه‌هاى پست گيلان. قسمت عريض مازندران همان جلگه ميانى و اصلى آن است که عرض آن بيشتر از دو قسمت ديگر است (۲۰ تا ۳۰ کيلومتر) و وسعت آن کمى کمتر از گيلان مى‌باشد (۳۰۰۰ کيلومتر مربع) در جلگه‌هاى ميانى مازندران رودهاى نسبتاً معتبر به نام هزار - بابل - تالار - تجن جريان دارند که هر يک با به‌جا گذاشتن رسوبات در اين جلگه‌ها موجب حاصلخيزى زمين گشته و آب آنها جهت مشروب ساختن اراضى مورد استفاده قرار مى‌گيرد.


در بخش کم‌عرض غربى جلگه حاصلخيز تنکابن قرار دارد که تنوع در کار کشاورزى آن به‌چشم مى‌خورد برنج‌کارى با چاى‌کارى و همچنين توليد ميوه و سبزى با دامدارى توأم انجام مى‌گيرد اين منطقه از طريق چالوس با کوتاه‌ترين راه (۱۹۳) با تهران مرتبط است.

جلگه گيلان و طوالش

جلگه گيلان به‌وسعت حدود ۳۶۰۰ کيلومتر مربع بدون شک پر آب‌ترين و حاصلخيزترين مناطق ايران است قسمت اعظم اين منطقه از جنگل و مراتع برنج پوشيده شده است. از چند رودخانه و انهار کوچک که از البرز سرچشمه گرفته به‌سوى مرداب انزلى۱ر اين منطقه جريان دارند بگذريم رود بزرگ ”سفيدرود“ را بايد ذکر کرد که خود و شعبات آن شبکه بزرگ آبيارى را در اين منطقه تشکيل مى‌دهند. تقريباً ۴۰% اين جلگه‌ها به برنج‌کارى اختصاص دارد (از نظر توليد برنج گيلان اول مازندران دوم مى‌باشد) بقيه وسعت آن را جنگل‌ها و مراتع مى‌پوشاند دنباله جلگه گيلان حد فاصل دريا و کوه‌هاى طالش جلگه ديگرى با عرض متوسط ۵ کيلومتر تا آستارا به‌نام جلگه طالش قرار دارد که تماماً پوشيده از جنگل مى‌باشد.


(۱رداب يا خليج انزلى در بخش باخترى کرانه جنوبى دريا واقع شده سطح تقريبى آن ۲۰۰ کيلومتر مربع است، اين خليج يکى از طبيعى‌ترين لنگرگاه‌هاى ايران در دريا مى‌باشد از نظر صيد ماهى و شيلات از اهميت خاصى برخوردار است.


مناطق ساحلى درياى خزر داراى آب و هواى گرم و مرطوب به‌گونه‌اى از آب و هواى مناطق مديترانه‌اى مى‌باشد. دو عامل در اين وضع آب و هوائى تأثير دارد يکى پستى فوق‌العاده‌ سواحل دريا مى‌باشد که تقريباً بيش از نيمى از مناطق ساحلى درياى خزر پائين‌تر از سطح دريا است ديگر جهت بادهاى اين منطقه مى‌باشد. يکى بادهاى شمالى که از مرکز پر فشار سيبرى حرکت کرده از سمت شمال شرقى به ناحيه درياى خزر مى‌رسد، ديگرى بادهاى باران‌زاى زمستانه است که از سمت مديترانه و جنوب اروپا به ايران مى‌رسند ولى کثرت باران اين منطقه بيشتر نتيجه مستقيم بادهاى شمال شرقى است که در عبور از دريا جذب رطوبت نموده در برخورد با ارتفاعات البرز رطوبت خود را به‌صورت باران از دست مى‌دهند (حداکثر ۱۲۰۰ تا ۲۰۰۰ ميلى‌متر).


خصيصه اصلى اين نوع آب و هوا وجود بارندگى بهاره و پائيزه و درجه حرارت متعادل مى‌باشد، با اين تفاوت که آب و هواى درياى خزر در بخش خاورى و باخترى با يکديگر متفاوت مى‌باشند چنانچه در گرگان (خاور) آب و هوا يک‌نوع آب و هواى صحرائى است داراى تابستان‌هاى گرم و زمستان ملايم مى‌باشد. در گيلان (باختر) درجه حرارت خيلى ملايم و ميزان بارندگى معتدل است. وضع ريزش باران در ساحل درياى خزر متغير بوده ميزان بارندگى از باختر به خاور کاهش مى‌يابد، چنانچه در انزلى ۱۳۷۹ ميلى‌متر (حداکثر بارندگى سواحل ايرانى درياى خزر) - نوشهر ۹۸۲ ميلى‌متر و آشوراده ۳۹۲ ميلى‌متر مى‌باشد.


برنج‌کارى مهم‌ترين اشتغالات ساکنين مناطق ساحلى درياى خزر مى‌باشد تا جائى‌که حدود ۲۳۰۰ کيلومتر مربع از اراضى ساحلى به کشت برنج اختصاص دارد. چاى‌کارى در دامنه‌ها و رواج باغات مرکبات در جلگه‌ها و تربيت کرم ابريشم از ديگر اشتغالات مردم اين نواحى مى‌باشد در مناطقى چون سواحل شرقى درياى خزر که کشت برنج به‌علت قلت باران چندان توسعه ندارد در مقابل کشت پنبه و توتون رايج است خلاصه آنکه در سواحل درياى مازندران آب و هواى معتدل بارندگى زياد وجود اراضى رسوبى يک قطعه بسيار حاصلخيز و مستعد به‌وجود آورده تمرکز بيش از ۵/۳ ميليون نفر يعنى حدود ۱۰% جمعيت کشور در استان‌هاى گيلان و مازندران که فقط ۴% خاک کشور را شامل است به‌سبب همين استعدادهاى طبيعى و فراوانى بارندگى و اعتدال هوا است.