کرتاسه Certaceous

از ويژگى‌هاى دوره کرتاسه در ايران تنوع نوع سنگ‌ها و رخساره‌ها است. پس از چين‌خوردگى اواخر ژوراسيک بيشتر زمين‌ها در ايران مرکزى و شرقى از آب خارج شده و فرسايش قسمت زيادى از آنها را از بين برده و درياى دوره کرتاسه دوباره سطح ناهموار اين خشکى‌ها را پوشانيده و رسوبات ماسه سنگى به‌جاى نهاده و آهک و مارن اين دوره بيشتر بلندى‌هاى ايران مرکزى را تشکيل داده است در اواخر همين دوره بر اثر جنبش‌هاى شديد چين‌خوردگى‌هاى تازه‌اى به‌وجود آمده اما در البرز آرمش نسبى برقرار بوده است.


زاگرس - تشکيل سنگ‌هاى آهکى و گچى ژوراسيک در اوايل دوره کرتاسه نيز ادامه داشته و تقريباً شروع اين دوره در سراسر زاگرس با لايه‌هاى گچى همراه است که روى آنها رسوبات آهکى و رسى قرار گرفته است. اين سنگ‌ها داراى سنگواره‌هاى کرتاسه زيرين مى‌باشند پس از آنها گروه ديگرى به‌وجود آمده که سنگ‌هاى آهکي، شيسنى و مارنى تشکيل شده است.


بنابراين سنگ‌هاى کرتاسه در کوه‌هاى زاگرس از يک رديف رسوبى دريائى تشکيل شده که ضخامت آن به ۳۰۰۰ متر مى‌رسد و با هم شيبى کامل در زير سنگ‌هاى دوران سوم قرار دارند.


کوه‌هاى البرز و آذربايجان - در کوه‌هاى البرز ارتباط سنگ‌هاى کرتاسه و ژوراسيک از نوع هماهنگ مى‌باشد ولى در دامنه‌هاى جنوبى رشته‌کوه پيشروى درياى کرتاسه خيلى ديرتر از دامنه‌هاى شمالى شروع شده است به‌نحوى‌که پائين‌ترين قسمت کرتاسه را فقط در دامنه‌هاى شمالى مانند طالش و... مى‌توان يافت.


سنگ‌هاى کرتاسه بيشتر از نوع آهک و مارن بوده و در دامنه‌هاى شمالى به‌هنگام تشکيل رسوبات کرتاسه زيرين فعاليت آتشفشانى وجود داشته است. ضخامت رسوبات در اين قسمت بيشتر از دامنه‌هاى جنوبى البرز است.


در کرتاسه بالائى در دامنه‌هاى جنوبى البرز جنبش‌هاى شديدترى که بيشتر جنبه محلى دارد به‌وقوع پيوسته که حاصل آن دگرشيبى و تشکيل سنگ جوش و ماسه سنگ قرمز مى‌باشد. به‌طور کلى در رشته کوه‌‌هاى البرز رسوبات کرتاسه داراى رخساره‌هاى متفاوتى است که در نقاط مختلف فرق مى‌کند و اين موارد مؤيد اين واقعيت است که البرز از لحاظ زمين‌ساختى خيلى آرام‌تر از ايران مرکزى بوده است.


سنگ‌هاى کرتاسه پائين در آذربايجان وجود دارد که عبارت است از آهک‌هاى اوربيتولين‌دار. به‌طور کلى سنگ‌هاى کرتاسه بالائى در آذربايجان گسترش بيشترى دارد و رخساره‌هاى آن گاهى با کوه‌هاى البرز همانند است (مانند تکاب) و يا با آن تفاوت دارند (مانند تبريز).


در شمال تبريز سنگ‌هاى کرتاسه بالائى از جنس سنگ رس و ماسه سنگ است که گاهى لايه‌هاى آهکى نيز در داخل آنها تشکيل شده‌اند.


ايران مرکزى - مشرق ايران - پس از چين‌خوردگى اواخر دوره ژوراسيک بيشتر نقاط ايران مرکزى از آب خارج شده و نيروهاى فرسايشى آنها را مورد سايش قرار داده‌اند به‌نحوى‌که در غرب ايران مرکزى سنگ‌هاى دوره ژوراسيک بالائى از بين رفته است.


در نتيجه چين‌خوردگى و فرسايش، سطحى با پستى و بلندى‌هاى متشکل از انواع سنگ‌هاى رسوبي، آذرين و دگرگونى به‌وجود آمده که در معرض هجوم آب‌هاى درياى کرتاسه قرار گرفته است.


در اين بخش از ايران گسترش سنگ‌هاى کرتاسه زياد است و بيشتر کوه‌هاى مرتفع اين ناحيه از سنگ‌هاى آهکى کرتاسه زيرين شده است. بين سنگ‌هاى کرتاسه و لايه‌هاى قديمى‌تر يک رابطه دگرشيبى وجود دارد و همه‌جا بر روى اين سطح دگرشيبى يک واحد قرمز رنگى که آغاز سنگ‌هاى کرتاسه مى‌باشد ديده مى‌شود که از جنس ماسه سنگ و سنگ جوش است و گاهى در قسمت بالائى آن لايه‌هاى مارنى و حتى آهکى نيز ديده شده است.


رسوبات اوايل کرتاسه زيرين در ايران مرکزى بسيار کم است و اين نشانه آن است که پيشروى دريا در اين بخش ديرتر شروع شده است. بر روى واحد ماسه سنگى فوق‌الذکر آهک‌ها و مارن‌هاى زيادى به‌وجود آمده‌اند که سنگواره‌هاى آن مشخص کرتاسه زيرين است و بيشتر مرتفعات مرکزى ايران را تشکيل مى‌دهد.


به‌طور کلى پس از يک آرامش نسبى در اواخر کرتاسه جنبش‌هاى شديدى دوباره به‌وقوع پيوست و در اثر آنها در برخى نقاط در کرتاسه بالائى چين‌خوردگى‌هائى رخ داده که اغلب محلى است ولى گسله‌هاى قديمى و جديد بزرگى فعاليت شديد داشته‌اند که اغلب بسيار عميق‌تر بوده‌اند و در اثر آن مقدارى از سنگ‌هاى اولترا بازيک نيز به‌طرف بالا به حرکت در آمده و با رسوبات اواخر کرتاسه مخلوط شده‌اند. اين مخلوط سنگ‌هاى به‌صورت تشکيلات در هم رنگينى درآمده که آن را آميزه‌هاى رنگين (Colored Melange) مى‌نامند.


يکى از ويژگى‌هاى اواخر دوره کرتاسه بالائى در ايران مرکزى تشکيل حوضه‌هاى رسوبى عميق‌تر بوده که در آنها رسوبات دريائى با رخساره‌هاى عميق به همراه راديو لاريت و سنگ رس و فورش مى‌باشد.


در بخشى از مشرق ايران که در شرق گسل نهبندان واقع است سنگ‌هاى رسى و ماسه سنگ به همراه مقدار کمى از سنگ‌هاى آهکى گسترش زيادى دارند و گاهى هم در ميان آنها سنگ‌هاى آتشفشانى ديده شده است.