نئوژن Neogene

سنگ‌هاى نئوژن در ايران پس از رسوبات دوران چهارم بيش از هر سرى ديگر رخنمون دارد. رخساره‌هاى نئوژن به‌طور کلى رسوب‌گذارى محيط خشکى را نشان مى‌دهد و تنها در شمال البرز جنوب و جنوب شرقى ايران بيشتر رسوبات نئوژن در محيط دريائى تشکيل شده‌اند.


زاگرس - در حوضه رسوبى زاگرس رسوب‌گذارى از دوره اليگوسن به ميوسن همچنان ادامه داشته و سازند آهک اسمارى تشکيل مى‌شده است ولى کم‌کم در اثر بالا آمدن حوضه رسوبى نهشته‌ها عموماً مشخص محيط کم‌عمق مى‌باشند. در اين سازند دو بخش تبخيرى و ماسه سنگى شناخته شده است. بر روى سازند آهک آسمارى سازند فارس به‌طور هم شيب قرار دارد که قسمت زيرين آن گچى بوده و مانع اصلى خروج مواد نفتى شده است در سازند فارس رخساره‌هاى نرم‌تنان، خارپوستان، مرجان‌ها، و ميکرو فسيل‌هاى مختلف ديده شده است بنابراين سن گروه فارس به‌طور کلى ميوسن و قسمتى از پليوسن مى‌باشد. در اين‌زمان فشار رسوبات انباشته شده در حوضه رسوبى زاگرس به‌حدى رسيده که نيروهاى کوه‌زائى به‌وجود آمده و پس از مدت‌ها آرامش نسبى در اين قسمت ايران فعاليت‌هاى چين‌خوردگى به‌وقوع پيوسته و لايه‌هاى کم و بيش افقى به‌صورت طاقديس و ناوديس درآمده‌اند.


گسله‌هاى سراسرى۱ه داراى جهت شمال غربى و جنوب شرقى مى‌باشد به‌تدريج فعال‌تر شده و روراندگى‌ها را موجب شده است.


(۱سله‌ها: در داخل فلات ايران سرزمين‌ها غالباً تحت تأثير حرکات زمين‌زا قرار داشته‌اند. اين حرکات خاصه عمودى آن زمين را در جهت‌هاى مختلف شکسته و سرزمين‌هاى نسبتاً وسيعى را در طول اين شکست‌ها به‌طور متناوب بالا يا پائين برده‌اند. امتداد اين گسله‌ها در داخل فلات ايران بيشتر جهت شمال غربى جنوب شرقى دارند که نمونه آن گسله‌هاى بزرگى است که از مريوان در شمال غربى شروع تا حدود چاله جازموريان در جنوب شرقى ادامه دارد.


پس از اين چين‌خوردگى‌ عمر حوضه رسوبى زاگرس به‌سر رسيده و آب‌ها شروع به پسروى نموده‌اند و در حوضه‌هاى کوچک‌تر و محدود آن سنگ جوش و ماسه سنگ بختيارى به‌وجود آمده که در همه‌جا با دگرشيبى بر روى سنگ‌هاى قديمى‌تر قرار گرفته است. با توجه به سن سنگ‌هاى زير ديگرشيبى مى‌توان گفت که تشکيل سازند بختيارى از اواخر پليوسن شروع شده و تا اوايل پليستون Pleistocen ادامه داشته است.


ايران مرکزي، آذربايجان - سازند دريائى قم در دوره ميوسن هم تشکيل شده ولى در اواخر اين دوره دو مرتبه محيط رسوبى تغيير کرده و شرايط سنگ‌هاى از نوع ماسه سنگ و سنگ جوش و مارن‌هاى قرمز رنگى بدون سنگواره به‌وجود آمده که از لحاظ رخساره شباهت بسيارى به سازند قرمز زيرين دارد ولى چون روى سازند قم قرار دارد به‌نام سازند قرمز بالائى موسوم است. در اين دوره فعاليت آتشفشانى در قافلان‌کوه آذربايجان شناخته شده و در ايران مرکزى نيز در ناحيه قم - اراک - عقداً - رفسنجان وجود فعاليت‌هاى آتشفشانى ميوسن‌پليوسن را مى‌توان يادآورى نمود اين آتشفشان‌ها به احتمال زياد در دوره پليستوسن فعاليت داشته‌اند.


در دوره پليوسن‌ همانند حوضه زاگرس کوه‌زائى شديدى به‌وقوع پيوسته و سراسر ايران را به لرزه درآورده و در نتيجه زمين‌هاى بيشترى از آب خارج شده که اغلب آنها تاکنون از محيط دريائى دور مانده‌اند. پس از کوه‌زائى فوق‌الذکر در حوضه‌هاى بسته داخلى مقدارى ماسه سنگ و سنگ جوش حاصل شده که با دگرشيبى بر روى سنگ‌هاى قديمى‌تر قرار گرفته است.


در جنوب شرقى ايران در کوه‌هاى مکران، جنوب جزء موريان و کمى هم در مشرق آن رسوباتى تشکيل شده که به‌طور کلى دريائى بوده و عبارت است از تناوب ماسه و سنگ و مارن و آهک‌هاى ماسه‌اى که به‌طور دگرشيب بر روى رسوبات ائوسن - اليگوسن قرار دارد. بنابراين مى‌بينيم در اين قسمت از ايران نيز شرايط دريائى حکمفرما بوده است.


کوه‌هاى البرز - در دامنه‌هاى جنوبى البرز مانند مرکز ايران سازندى که معادل سازند قرمز بالائى مى‌باشد بر روى سنگ‌هاى ائوسن و غيره قرار گرفته‌اند که دگرشيبى را نشان مى‌دهد.


در دامنه‌هاى شمالى البرز سنگ‌هاى دوره ائوسن ديده نمى‌شود و رسوبات ميوسن بر روى سنگ‌هاى آهکى و مارنى کرتاسه بالائى قرار گرفته‌اند. رسوبات ميوسن که رخساره‌هاى آن را به درياى خزر نسبت مى‌دهند عبارت است از مارن و ماسه سنگ آهکى و لايه‌هاى نازک آهک ماسه‌اى که در ناحيه گرگان - نکاء - گسترش زيادى دارند. سنگواره‌هاى موجود در اين سنگ‌ها بيشتر نرم‌تنان و روزنه‌داران مى‌باشند و به‌کمک آن مى‌توان سن‌ ميوسن را تشخيص داد.


حد جنوبى حوضه رسوبى تقريباً نزديک به خط‌الرأس کنونى البرز بوده و باقى‌مانده آن به‌صورت درياچه بزرگ خزر مى‌باشد.