ُاقليم فلات مرکزى

قسمت اعظم از سرزمين ايران يا به‌عبارت ديگر بيش از ۳/۲ از وسعت خاک کشور که فلات مرکزى ايران را تشکيل مى‌دهد از سوى شمال به پايکوه‌هاى جنوبى البرز و از سوى غرب به کوهپايه‌هاى شرقى زاگرس مى‌رسد و در جنوب به کناره‌هاى جنوب منتهى شده و در شرق بخش وسيعى از سرزمين‌هاى شرقى ايران را دربرمى‌گيرد. اقليم اين ناحيه که شامل کليه سرزمين‌هاى داخل فلات اعم از چاله‌ها و دشت مى‌باشد خشک و بيابانى است. از ويژگى‌هاى کلى آب و هواى آن يکى طولانى بودن مدت گرماى خشک که گاهى بيش از ۷ ماه در سال است، ديگرى قلت باران که مقدار ريزش آن در سال از ۳۰ تا ۲۵۰ ميلى‌متر تجاوز نمى‌کند و بشتر آن دو کوهپايه‌هاى جنوبى البرز و کوهپايه‌هاى جنوب‌غربى زاگرس مى‌بارد.


در بيابان‌ها و چاله‌هاى پست داخلى (مرکزي، شرقي، جنوب‌شرقي) آب و هواى خشک بيابانى حکمفرما است۱گر نظرى به وضع ساختمان طبيعى ايران کنيم خواهيم ديد که قسمت عمده از مرکز و شرق ايران را بيابان و کويرهاى شور تشکيل مى‌دهد و در حقيقت ربعى از مساحت ايران از کوير پوشيده شده است در اين کويرها جز در فصل زمستان آبى نمى‌توان يافت و در تابستان به‌جاى آب ورقه نمکى در سطح کوير ديده مى‌شود.


(۱ه‌علت عدم وجود امکانات جهت تحقيقات کافى قسمت اعظم از چاله‌هاى پست داخلى هنوز از ناشناخته‌ترين منطق ايران محسوب مى‌شوند.


از مشخصات آب و هواى اين ناحيه تسلط توده‌هاى هواى سرد و گرم در زمستان و تابستان و اختلاف شديد درجه گرماى تابستان و زمستان و همچنين اختلاف درجه حرارت شب و روز در تابستان مى‌باشد. روز هوا به شدت گرم مى‌شود و در شب به‌علت خشکى هوا دماى آن به سرعت کاهش مى‌يابد. آب و هوا در دشت‌ها و کويرهاى ايران به‌قدرى سخت و شديد است که نه در تابستان مى‌توان گرماى آن را تحمل نمود و نه در زمستان سرماى آن را، خشکى هوا به خشونت آن مى‌افزايد و رطوبت نسبى را به حداقل در دشت لوت مى‌رساند. از طرف ديگر به‌علت باز بودن فضا اين نواحى هميشه در معرض وزش آزاد باد است چون سطح آن از ذرات ريز خاک و شن پوشيده شده است به‌علاوه پوشش نباتى به اندازه‌اى نيست که بتواند خاک‌ها را حفظ نمايد فرسايش (بادرفتگي) ايجاد مى‌گردد.


بادها عموماً از جنوب‌غربى ـ جنوب ـ جنوب‌شرقى و شمال‌شرقى مى‌وزند. بادهاى جنوب‌غربى و جنوبى گرم و خشک و در تابستان با خود خاک و ماسه همراه دارند بادهاى شمال‌شرقى به‌خصوص باد ۱۲۰ روزه سيستان که خشک است با خود ماسه‌هاى نرم حمل مى‌کند.


بادها هنگام وزش مقدارى از ذرات ريز خاک و شن را به شکل ريگ روان با خود از نقطه‌اى به نقطه ديگر حمل مى‌کنند و براى عابرين و کاروانان حتى خانه‌ها و بناهاى مرتفع و دهکده‌ها و مزارع خطر ايجاد مى‌نمايند، گاهى شدت اين بادهاى حامل خاک به‌قدرى است که مانند ابرى در مقابل نور خورشيد قرار گرفته عبور نور را تا حدى مشکل مى‌سازند، اما بادهاى موسمى اقيانوس هند که در تابستان به‌سوى ايران مى‌وزند قسمتى از نواحى جنوب شرقى ايران را تحت‌تأثير قرار مى‌دهند چون حامل رطوبت مى‌باشند موجب ريزش باران تابستانى در ناحيه بيابانى جنوب‌شرقى ايران مى‌شوند (جاسک ۲۲۷ ميلى‌متر و بندر لنگه ۴۲۲ ميلى‌متر) ريزش اين باران‌ها گاهى موجب جارى شدن سيل در اين نواحى مى‌گردد.


هر چه از دشت‌ها و چاله‌هاى داخلى به‌سوى کوهپايه‌ها خصوصاً کوهپايه‌هاى البرز و زاگرس پيش برويم در آب ‌و هواى گرم و خشک و بيابانى داخلى تغييراتى پديد مى‌آيد، دامنه‌ها و پيش‌کوه‌هاى ارتفاعات شمالى و غربى و جنوبى که به داخل فلات ختم مى‌شوند به‌علت ارتفاع نسبت به چاله‌هاى مرکزى با محلى از نم‌ بادهاى مرطوب که از فراز آنها مى‌گذرد تا حدى استفاده مى‌کنند و اقليم تقريباً معتدلى نسبت به چاله‌هاى اصلى به‌وجود مى‌آورند به اين ترتيب که در کوهپايه‌ها مدت گرما تقليل مى‌يابد در مقابل مقدار باران و ريزش برف بيشتر بوده و خشکسالى کمتر است.


چون عامل اين نوع آب‌ و هوا در حقيقت دامنه‌ها و پيش‌کوه‌هاى ارتفاعات مى‌باشد به آن نوع آب‌وهواى ”کوهپايه‌اي“ و به‌علت مشابهى که با اندک تفاوت با آب‌وهواى بيابانى دارد به آن ”نيمه‌بياباني“ هم مى‌گويند. علت اين تفاوت خصوصاً افزايش نسبى باران در نواحى کوهپايه‌اى خاصه در غرب جريان هواى حامل رطوبت غرب است که از: اقيانوس‌ اطلس و درياى مديترانه به‌سوى ايران مى‌آيد و در ناحيه کوهستانى غرب ايران موجب بارش بيشترى مى‌شود ولى هر چه به داخله کشور پيش مى‌رود از مقدار آن به‌علت بالا بودن دماى هوا در دشت کوير و دشت لوت و نواحى شرقى ايران کاسته مى‌شود تا اينکه در زابل ميزان بارندگى سالانه به ۷۰ و در ميرجاوه (مرز ايران و پاکستان) به ۳۰ ميلى‌متر در سال تنزل مى‌يابد.