مؤثرترين عامل در ايجاد آب و هواى گرماى خورشيد مى‌باشد، گفته مى‌شود اگر هوا وجود نداشت گرمائى که در مدت يک‌سال از خورشيد به زمين مى‌رسيد قادر بود که يک قشر يخ به‌ قطر حدود ۲۰ متر را که تمامى کره ارض را پوشانده باشد ذوب کند يا قشر آب به ضخامت بالغ بر ۲ متر را تبديل به بخار نمايد.


بايد دانست که اشعه خورشيد مستقيماً بر روى زمين نمى‌رسد بلکه قبلاً از يک قشر ضخيمى از هوا عبور مى‌کند اين قشر هوا مقدار زيادى از گرماى آن اشعه را جذب مى‌کند. قشر هوا هرچه به زمين نزديک مى‌شود به ضخامت آن افزوده مى‌گردد تا جائى‌که در نقاط پست زمين به حداکثر مى‌رسد، پس در حقيقت ارتفاع از سطح دريا در ميزان درجه گرما دخالت دارد بدين معنى که هر چقدر از سطح دريا بالاتر رويم از ميزان گرمان هوا به نسبت تقريباً ثابتى (به استثناءِ برخى از فصول سال با اندک تفاوت) کاسته مى‌شود و تغيير درجه گرماى هوا به‌طور متوسط در ازاءِ هر ۱۰۰ متر اختلاف سطح تقريباً نيم درجه سانتى‌گراد مى‌باشد يا به بيان ديگر هر ۱۰۰۰ متر ارتفاع از نظر درجه گرما برابر با ۱۰۰۰ کيلومتر فاصله از خط استوا است. در نواحى کوهستانى چون هوا کمتر متراکم بوده و قشر هوا کمتر است اين قشر هواى کم حرارت کمترى از آفتاب را جذب مى‌کند در نتيجه هوا در کوهستان‌ها سردتر از نواحى پست است به‌ طورى‌که در نواحى مرتفع مرکزى و کوهستانى ايران درجه حرارت متوسط سالانه کمتر از نواحى هم عرض ساير نقاط مى‌باشد.


در ايران که فلاتى است مرتفع با بلندى متوسط ۱۲۰۰ متر از سطح دريا شامل کوهستان‌هاى مرتفع که بلندى برخى از ارتفاعات از ۴۰۰۰ متر بيشتر مى‌باشد کاهش درجه حرارت در ارتفاعات به‌خوبى مشهود است چنانچه حرارت هواى جلگه خوزستان با درجه حرارت هواى ارتفاعات هم عرض خود در زاگرس در تمام ماه‌هاى سال متفاوت مى‌‌باشد. دو شهر هم‌عرض دزفول و شهرکرد که ارتفاع اولى از سطح درياهاى آزاد ۱۵۰ متر دومى ۲۰۶۶ متر است در تابستان (تيرماه) شهرکرد ۱۱ درجه از دزفول خنک‌تر است و در زمستان (دى ماه) ۱۹ درجه سردتر مى‌باشد.


ايران از لحاظ دماى ميانگين سالانه با آنکه از نظر موقع جغرافيائى جزءِ منطقه سوپر تروپيکى محسوب مى‌شود مى‌توان به سه ناحيه کم و بيش متفاوت تقسيم نمود: ناحيه کناره درياى خزر - ناحيه کم ارتفاع پست داخلى و جنوبى بالاخره ناحيه کوهستانى که هر يک از اين سه ناحيه به نوبه خود با توجه به موقع جغرافيائى شامل مناطق کوچک‌ترى مى‌باشند.