بنا بر يک آمار وزارت کشاورزى هنگام اصلاحات ارضى از حدود ۳۹،۴۰۶ ده در ايران تعداد ۹۳۳۹ ده يعنى ۴/۲۳ درصد آن شش‌دانگ بوده است. بنا بر همين آمار وضع مالکت بقيه دهات در ايران به قرار زير است:


دهات دانگى با ۴۳۳۰ ده ۱۰/۹ درصد دهات کشور
دهات خرده‌ مالکى با ۱۶،۵۲۲ ده ۴۱/۹ درصد دهات کشور
دهات سلطنتى با ۸۱۲ ده ۲ درصد دهات کشور
دهات موقوفه با ۷۱۳ده ۱/۸ درصد دهات کشور
دهات خالصه با ۱۴۴۴ده ۳/۶ درصد دهات کشور
دهات مخلوط با ۶۰۰۵ ده ۱۵/۲ درصد دهات کشور
دهات نامعلوم با ۲۳۰ده ۰/۵ درصد دهات کشور

مباشر

مباشر نماينده بلافصل مالک در اداره امور روستا بوده که در روستا از قدرت و مقام بالائى در غياب مالک برخوردار بوده است.


مباشر مستقيماً از طرف مالک انتخاب مى‌گرديده و ضوابط انتخاب مباشر آشنا بودن به مسائل روستا، اشراف به امور کشاورز، داشتن تحرک و کارآئى و در نهايت فرمانبردارى محض از مالک بوده. حقوق مباشرين از طرف مالک پرداخت مى‌شده که اغلب همراه با پاداش و هدايا بوده است، دريافت پاداش و هدايا موجب مى‌شود که اغلب مباشرين در اخذ و جمع‌آورى بهره‌هاى مالکانه سخت‌گير و بدون گذشت باشند.

کدخدا

در لغت کدخدا يا کتخدا به معنى بزرگ ده مى‌باشد و اصولاً در گذشته کدخدا کسى بوده که برخلاف مالک و مباشر، هميشه در ده حضور داشته و در غياب مالک و مباشر مقام برتر ده به‌شمار مى‌آمد. در برخى از روستا‌ها دو کدخدا وجود داشت، يکى کدخداى دولتى که از طرف مالک انتخاب و پس از معرفى به بخشدارى و با حکم بخشدار يا فرماندار، به آن سمت منصوب مى‌گرديد. کليه حقوق و حق‌الزحمه کدخدائى دولتى از طرف مالک و زارع به هنگام برداشت محصول پرداخت مى‌گرديد.


وظيفه کدخداى دولتى انجام کليه کارهاى دولتى و ادارى روستا بوده مانند: سربازگيري، اخذ شناسنامه فعاليت در انتخاب و همکارى با مراجع انتظامى و قضائى و غيره.


ديگر کدخدائى ملى و يا ضابط بوده که نقش مؤثرى در امور زارعى داشته، نظارت بر تقسيم آب زمين و حتى محصول و همچنين نظارت مستقيم بر لايروبى قنوات و نهرها و غيره داشته است، البته بايد اضافه نمود که در روستاهاى کوچک و يا در بسيارى از روستاهاى ايران فقط يک کدخدا وجود داشته است که به کليه امور رسيدگى مى‌کرده است.

ريش‌سفيدان

چون نظام اجتماعى روستا از زمان‌هاى بسيار دور بر کليکتيويزم ـ جمع‌گرائى - استوار بوده و در اين نوع زندگى اجتماعى بزرگان قوم و قبيله از اعتبار و منزلت بالائى برخوردار مى‌باشند، بنابراين در هر روستا چند نفر از افراد مسن که در رأس قوم و قبيله و يا خانوادهٔ بزرگى قرار داشته باشند، به‌عنوان ريش‌سفيدان در روستا ظاهر مى‌شوند و اين افراد از ارزش اجتماعى والائى برخوردار مى‌باشند و بسيارى از مسائل اجتماعى و اقتصادى مردمان روستا به‌وسيلهٔ اين افراد حل و فصل مى‌شده است، که اکنون نيز اهميت خود را از دست نداده است.

پاکار

مأمور اجراء و يا بازوى اجرائى مباشر و يا کدخدا بوده و عامل جمع‌آورى ماليات و آگاه کردن مردم از تصميمات مالک، مباشر و يا کدخدا بوده است.

دشتبان

همان‌طور که از معناى لغوى آن برمى‌آيد حفاظت مزارع و باغات را در طول سال عهده‌دار بوده است.

رعايا

مردمان ساکن در روستا که به امر کشاورزى اشتغال داشته‌اند، عده ديگرى در روستا وجود داشته و دارند که زمين زراعى نداشته و آنها را خوش‌نشينان گويند که عمدتاً در روستاها داراى مشاغل خدماتى مى‌باشند.