با اينکه طبق قوانين کشوري، کليه نقاط بالاى جمعيت ۵ هزار نفر، شهر قلمداد مى‌شوند (طبق مصوبه‌هاى جديد اين رقم به ۱۰ هزار نفر افزايش يافته است). در سال ۱۳۶۵ تعداد ۸۴ شهر (۹/۱۶% کل شهرها) جمعيتى کمتر از ۵ هزار نفر داشته‌اند در حاليکه ۱۹۴ روستا داراى سکنه‌اى بيش از اين بوده‌اند و حتى سه نقطه روستاهائى در اطراف کرج بالغ بر ۵۰ هزار سکنه را در خود جاى داده‌اند. از اين رو مى‌توان ملاک اعطاء لقب شهر به نقاط مسکونى در ايران را، ملاحظات سياسي، ادارى و يا اقتصادى در يک ناحيه دانست.


براساس نشريات مرکز آمار، روستاها نيز خود ملاک‌هائى در دسته‌بندى‌هاى آمارى دارند و براساس آن طبقه‌‌بندى زير ارائه مى‌شود:


۱. ده: به آن دسته از آبادى‌هائى گفته مى‌شود که:


- از مجموعه (پيوست يا جدا) اماکن مسکونى و کارگاه‌ها، زمين‌هاى زراعتى و باغ‌ها تشکيل شده باشند.


- محدوده مثبتى يا عرفى مستقلى داشته باشند. چنانچه استثنائاً چند ده در يک محدوده ثبتى قرار گرفته باشند ولى هر يک، يک محدود عرفى مستقل داشته باشند، هر يک از آنها به‌عنوان يک ده مستقل به‌شمار مى‌آيد.


۲و۳. مزرعه مستقل و مرزعه تابع: آبادى‌هائى است که ده نبوده و خارج از محدود، ثبتى يا عرفى آبادى‌هاى ديگر قرار گرفته و محل انجام فعاليت‌هاى کشاورزى باشند.و اگر از لحاظ نظامات ادارى تابع دهى نبوده، مزرعهٔ مستقل و در غير اين صورت مزرعه تابع به‌حساب مى‌آيند.


۴و۵. مکان مستقل و مکان تابع: آبادى‌هائى که ده نبوده و خارج از محدوده ثبتى يا عرفى آبادى‌هاى ديگر قرار گرفته و عمل انجام فعاليت‌هاى غيرکشاورزى باشند (مانند معدن، ايستگاه راه آهن، پاسگاه، قهوه‌خانه و غيره) اگر از لحاظ نظامات ادارى تابع دهى نباشند، مکان مستقل و در غير اين و صورت مکان تابع به‌حساب مى‌آيند.


۶. خالى از سکنه: منظور نقاطى است که در سرشمارى قبلى داراى جمعيت بوده ولى در سرشمارى کنونى خالى از سکنه گزارش شده‌اند.


اگر چه براساس ضوابطى علمى و معتبر ديگر به‌جز ضابطه جمعيت که به‌وسيلهٔ جغرافيدانان ارائه مى‌شود مى‌توان شهرها را از روستاها تميز داد ولى چون در اين مبحث نياز است که اطلاعات جمعيتى مرکز آمار استفاده شود و اين سازمان نيز ملاک تشخيص را تا سال ۱۳۶۵ بر ۵۰۰۰ نفر جمعيت قرار داده، به‌همين جهت در مباحث جمعيت روستا به نقاطى اطلاق مى‌شود که جمعيتى کمتر از ۵۰۰۰ نفر داشته باشد.