ميزان‌هاى حياتى

رشد جمعيت به‌طور طبيعى نتيجهٔ حرکات زايشى جمعيت مى‌باشد. ميزان مواليد، باروري، مرگ و مير و مرگ کودک چهار فاکتور عمدهٔ مورد مطالعه در جغرافياى جمعيت هستند. خصوصيات جمعيتى ايران در اين زمينه نيز همانند ساير مسائل، متأثر از سيماى جهان سومى و توسعه‌نيافتگى آن مى‌باشد.

ولادت

ميزان ولادت در ايران در فاصلهٔ سال‌هاى ۴۵ - ۱۳۳۵ حدود ۴۴ در هزار برآورد شده است که اين رقم در سال ۱۳۵۲ به ۹/۴۲ و در سال ۱۳۵۵ به ۷/۴۱ کاهش پيدا نمود. در سال ۱۳۶۵ اين ميزان مجدداً به ۴۴ در هزار بالغ شد، اگر چه برخى منابع خارجى آن را ۲/۳۸ در هزار تخمين مى‌زدند ميزان زاد و ولد در شهر و روستا با هم کاملاً متفاوت بوده است، زيرا روستاها از بارورى به مراتب بالاترى نسبت به شهرها برخوردار هستند که در جدول شاخص حياتى جمعيت ايران اوايل دههٔ ۵۰ به‌وضوح مشاهده مى‌شود.

جدول شاخص‌هاى حياتى جمعيت ايران، اوايل دههٔ ۵۰

طرح‌ميزان‌ها حياتى طرح اندازه‌گيرى رشد جمعيت
کل شهرى روستائى کل شهرى روستائى
ولادت ۴۱/۹ ۳۵/۲ ۴۸/۱ ۴۱/۸ ۳۲/۵ ۴۸/۸
بارورى عمومى ۱۷۷/۸ ۱۴۵/۴ ۲۳۷/۲ ۱۸۹/۹ ۱۳۹ ۲۳۲/۶
بارورى کلى ۶ ۴/۶ ۸/۱ ۶/۳ ۴/۴ ۷/۸
مرگ و مير ۱۲ ۸ ۱۵/۹ ۱۱/۵ ۸/۳ ۱۳/۹
مرگ و مير نوزادان ۱۰۵ ۶۱/۶ ۱۱۹/۸ ۱۱۲ ۷۶ ۱۳۰
رشد طبيعى (درصد) ۲/۹۹ ۲/۷۲ ۳/۲۲ ۳/۰۳ ۲/۴۲ ۳/۴۹
طول عمر مردان ۵۵/۱ ۶۰/۷ ۵۰/۷ - - -
طول عمر زنان ۵۶/۳ ۶۲ ۵۱/۴ - - -

مرگ و مير

ميزان متوفيات سالانه در ايران در سال ۱۳۳۵، ۱/۲۰ در هزار بود که اين رقم ‌به‌دليل بهبود بهداشت و افزايش طول عمر و ساير عوامل اقتصادى و اجتماعى از دهه‌هاى بعد رو به کاهش نهاد. به‌طورى که در سال ۱۳۴۵، ۲/۱۶ در سال ۱۳۵۰، ۲/۱۵ و در سال ۱۳۵۲، ۱۱/۵ و در سال ۱۳۶۵، ۷/۱۰ در هزار تخمين زده شده است، البته آمار ثبت واقعهٔ فوت در ايران شايد از دقت مناسبى برخوردار نباشد. ميزان مرگ و مير در نواحى روستائى بين ۵/۱ تا ۲ برابر جوامع شهرى برآورده شده است که اين به‌خاطر فقر بهداشتى و عدم تغذيهٔ مناسب و مرگ بالاى کودکان در روستاها است.


ميزان مرگ و مير کودکان زير يکسال نيز از موارد عمدهٔ تحقيقات جمعيتى است و تفاوت عميقى بين شهر و روستا را نمايان مى‌سازد. ميزان متوفيات نوزادان از ۱۴۸ در هزار در سال ۱۳۵ به ۱۳۳ در هزار، در سال ۱۳۵۰ و ۱۱۲ در هزار سال ۵ ـ ۱۳۵۲ کاهش يافت و در سال ۱۳۵۵ به ۱۰۵ در هزار رسيد. اما در سال‌هاى اخير اين رقم تقريباً ثابت مانده است و در حدود ۱۱۰ در هزار مى‌باشد. مرگ و مير کودکان در روستاها به‌خاطر شرايط نابهنجار اقتصادى و اجتماعي، سوء تغذيه، بيمارى‌هاى واگير، عدم رعايت بهداشت و ... در سطح بسيار بالائى قرار دارد.


به‌طورى که در سال ۱۳۴۲ در منطقهٔ شهريار رقم مزبور به ۲۱۶ در هزار بالغ مى‌شد و در بلوچستان حتى تا ۳۰۰ در هزار نيز گزارش شده است و اين ميزان در ميان دختران بيش از پسران بوده است که به‌خاطر عدم توجه کافى به دختران به‌خصوص در روستاها مى‌باشد. (جمعيت ايران و بستر جغرافيائى آن، دکتر جوان، صفحه ۱۹۴) براساس نتايج طرح اندازه‌گيرى رشد جمعيت در سال ۵ ـ ۱۳۵۲ ميزان مرگ و مير عمومى ۶/۱۲ بوده است. اين رقم براى کودکان ۱۰۲ در هزار برآورد شده است که در پسران ۹۶ و در دختران ۱۰۸ در هزار بوده است. در مناطق شهرى مرگ و مير ۲/۸ و در روستاها ۴/۱۵ در هزار بوده و مرگ و مير نوزادان نيز ار ۵۸ در هزار شهرها تا ۱۲۱ در هزار در روستاها تغيير مى‌نمايد. بنابراين تفاوت فاحش شهر و روستا در اين فاکتور بيش از هر عاملى نمايان است.


بارورى

ميزان بارورى زنان در ايران طبق برآوردهاى مختلف بين ۱۷۸ تا ۱۹۰ در هزار گزارش شده است که نرخ بارورى کلى ۶ تا ۳/۶ فرزند براى هر زن ايرانى را ارائه مى‌دهد. يعنى هر زن ايران به‌طور متوسط در طول دوره بارورى خود (۱۵ تا ۴۴ سالگي) حدود ۶ کودک به‌ دنيا مى‌آورد. در حاليکه اين رقم در ممالک اروپائى تنها ۲ فرزند براى هر زن مى‌باشد. جالب اينجا است که در شهرها بارورى به ۴ فرزند مى‌رسد که در نواحى روستائى تا ۸ فرزند افزايش مى‌يابد. جدول شاخص‌هاى حياتى جمعيت ايران، اوايل دههٔ ۵۰ نمايانگر اختلافات شهر و روستا در کليهٔ زمينه‌هاى وقايع حياتى و حتى در مورد طول عمر افراد است که در شهرها بسيار بالاتر از روستاها مى‌باشد. اين جدول شامل نتايج دو طرح متفاوت است. طرح ميزان‌هاى حياتى که در سال ۵۳ ـ ۱۳۵۲ توسط دانشکده بهداشت و انستيتو تحقيقات بهداشتى انجام گرديد و ديگرى طرح اندازه‌گيرى رشد جمعيت ايران در دوره ۵ ـ ۱۳۵۲ که توسط مرکز آمار ايران به اجراء درآمد و نتايج دو طرح اختلاف زيادى دارد.


با توجه به مطالب منتج از جدول شاخص‌هاى حياتى جمعيت ايران، اوايل دههٔ ۵۰ مناطق روستائى از بارورى و رشد طبيعى بالاترى نسبت به شهرها برخوردارند، اما با اين حال آمارگيرى‌ها حاکى از افزايش سريع جمعيت شهرى و کم رشدى فاحش روستاها مى‌باشد. عاملى که اين امر را به ويژه در دههٔ ۵۵ ـ ۱۳۴۵ شدت بخشيد، چيزى نبوده جز ”مهاجرت“.