به‌طور کلى اطلاعات مرتبط به جمعيت، به‌خصوص تعداد و پراکندگى آن، اغلب در کشورهاى در حال توسعه از طريق سرشمارى يا نمونه‌گيرى مشخص مى‌شود. اگر چه سرشمارى عمومى به‌طور علمى در سال ۱۷۴۹ در سوئد انجام شده است. اما در مشرق زمين از ديرباز به دلايل و انگيزهاى متعدد از جمله اخذ ماليات و جمع‌آورى سپاه، آمارگيرى‌هاى حتى از سال‌ها پيش از ميلاد مسيح (چين) صورت مى‌گرفته است. در ايران کهن نيز چنين سرشمارى‌هائى به‌عمل آمده است. در ربع دوم قرن سوم ميلادى يعنى در دوره ساسانى که مقارن با توسعه مرزهاى سياسى کشور است، (زمان حکومت اردشير بابکان) طى يک سرشماري، آنچنان که در کتب آمده است جمعيت کشور حدود ۸۰ ميليون نفر برآورده گرديده است، که در اين دوره سندى مبتنى بر ميزان جمعيت روستائى در دست نيست. اما بعدها با کاهش قلمرو ايران و بروز تهاجمان وحشيانه اقوام بيابانگرد، جمعيت کشور کاستى مى‌پذيرد که در جمعيت روستا نيز مؤثر بوده است.


شايد براى اولين بار در ايران در سال ۱۲۵۲ شمسى برآوردى از حدود جمعيت روستائى به‌وسيله صنيع‌الدوله به‌عمل مى‌آيد. براساس اين تخمين جمعيت ايران معادل ۵/۱۱ ميليون نفر برآورد مى‌گردد که حدود ۵/۴۳% آن در روستا زندگى مى‌کرده‌اند. ژنرال شيندلر (Schindler General) در گزارشى از جمعيت ايران در تاريخ ۱۲۶۳ جمعيت ايران را حدود ۶/۷ ميليون نفر برآورد مى‌نمايد که حدود ۵۰% ساکنين روستا، ۲۵% عشاير و ۲۵% شهرنشين مى‌باشد. از اين تاريخ به بعد يعنى تا سال ۱۳۳۵ متأسفانه اطلاعات دقيقى از جمعيت روستائى در دست نيست.