برخى از عوامل طبيعى در شکل‌گيرى روستاها مؤثر هستند و يا به‌عبارت ديگر روستاها را مى‌توان براساس آن عوامل طبقه‌بندى نمود که مهم‌ترين اين عوامل عبارتند از توپوگرافي، اقليم، منابع آب و خاک.

توپوگرافى

شکل و چهرهٔ زمين و بالاخص عامل ارتفاع در توزيع و شکل‌گيرى روستاهاى کشور بسيار مؤثر بوده‌اند. اصولاً ارتفاعات جاذب جمعيت نيستند و اين امر حتى بر سطح کره زمين نيز کاملاً مشهود است و حدود ۵۷ درصد از جمعيت جهان در ارتفاعى بين صفر تا ۲۰۰ متر از سطح دريا زندگى مى‌نمايند. (مبانى جغرافياى جمعيت ـ دکتر مسعود مهدوي) به‌طور کلى ارتفاعات به‌علت وجود شيب، عدم تشکيل خاک مشکل بودن ارتباطات، کاهش فشار جوّ در نتيجه کمى اکسيژن و غيره موجب عدم پذيرش انسان‌ها مى‌شود.


به‌طور کلى شکل زمين در ايران در توزيع تيپ و در نتيجه در معيشت روستاها بسيار مهم مى‌باشد. بنابراين روستاهاى ايران در رابطه با عامل ارتفاع مى‌توان به‌صورت زير طبقه‌بندى نمود.


- روستاهاى کوهستانى

- روستاهاى ميان‌کوهى

- روستاهاى پايکوهى

- روستاهاى جلگه‌اى


در اين طبقه‌بندى نوع غالب روستاها جلگه‌اى و يا روستاهائى هستند که در دشت‌ها استقرار يافته‌اند، وسعت اراضى و جمعيت‌پذيرى اين روستاها بيشتر از تيپ‌هاى ديگر مى‌باشد. بعد از روستاهاى جلگه نوع روستاهاى پايکوهى هستند، پاى‌کوه‌ها به‌علت داشتن شيب ملايم وجود آب و يافت خاک نسبتاً خوب مکان‌هاى مناسبى براى استقرار روستاها مى‌باشند. در يک بررسى و مشاهدهٔ کلى ملاحظه مى‌گردد که تعداد زيادى از روستاهاى کشور در پاى‌کوه‌ها استقرار يافته‌اند. روستاهاى ميان‌کوهى روستاهائى هستند که در داخل مناطق کوهستانى و در ميان دره‌ها شکل گرفته‌اند، در ميان دره‌ها در هر جا که دامنه‌هاى دره از هم فاصله گرفته و پادگانه‌هاى آبرفتى تشکيل شده مکان مناسبى براى به‌وجود آمدن روستا و يا مزرعه بوده، به‌همين دليل است که در ايران در امتداد دره‌ها به‌خصوص رودخانه‌ها، وجود راه‌هاى ارتباطى که در ميان دره‌ها معمولاً رودخانه‌ها را تعقيب مى‌نمايند و همچنين شرايط ميکروکليماى مناسبى که به‌وجود مى‌آيد در شکل‌گيرى و بقاء روستاها بسيار مى‌تواند مؤثر باشد. در اين تيپ روستاها به‌علت کم بودن وسعت اراضي، زراعت دامنه وسيعى ندارد و اصولاً معيشت روستاهاى ميان‌کوهى به باغدارى و دامداري، صنايع دستى و پاره‌اى از امور خدماتى متکى مى‌باشد. اين قبيل روستاها را معمولاً در امتداد دره‌هاى کوه‌هاى البرز، زاگرس و کوه‌هاى مرکز مى‌توان ملاحظه نمود.


روستاهاى کوهستانى از جمله نوع محدودى از روستاهاى کشور هستند که در ارتفاعات استقرار يافته‌اند، اين قبيل روستاها به‌علت داشتن شيب تند، سختى معيشت و آمد و شد جاذب جمعيت‌هاى زيادى نيستند و معيشت اين روستاها عموماً در رابطه با دامداري، باغدارى و احتمالاً برخى خدمات زيارتي، تفريحى و ورزشى شکل مى‌گيرد.

اقليم

گسترده بودن ايران در عرض‌هاى وسيع جغرافيائي، وجود ارتفاعات و دشت‌ها و بيابان‌ها و دورى و نزديکى به درياها و مجاورت داشتن يا مناطق پرفشار قاره‌اى و کم‌فشار اقيانوسى اقاليم متنوعى در گسترهٔ ايران به‌وجود آمده که اين تنوع در اقليم در ساختارهاى فيزيکى اقتصادى و اجتماعى روستاها تظاهر مى‌نمايد و در نتيجه با هر نوع اقليم تيپ و يا نوع حاصل از روستاها شکل مى‌گيرد، مثل مقدار ريزش بارش‌هاى جوّى يکى از عوامل عمده در اين نوع شکل‌گيرى‌هاى روستائى مى‌تواند مطرح شود، مثلاً روستاهاى مناطق پرباران، کم باران، نيمه خشک و روستاهاى مناطق خشک مى‌توانند از جمله اين طبقه‌بندى باشند و اگر لازم باشد مى‌توان روستاها براساس ميزان کمّى بارش طبقه‌بندى نمود. همچنين عامل درجه حرارت نيز که از عناصر مهم اقليمى است که مى‌تواند در تقسيم‌بندى روستاها به‌کار رود.

آب

ايران چون در منطقه خشک جهان قرار گرفته وجود آب در شکل‌گيرى سکونت‌گاه‌ها نقش عمده‌اى ايفاء مى‌نمايد، به‌خصوص در مورد روستاها اين عامل شکل حادترى به خود مى‌گيرد، لذا در اين رابطه مى‌توان روستاها را در رابطه با منابع آبى که مورد استفاده روستا قرار مى‌گيرد طبقه‌بندى نمود. منابع آبى روستاهاى کشور عموماً به منابع آبى سطح‌الارض و تحت‌الارض و احتمالاً مخلوطى از هر دو محدود مى‌گردد، در مناطق شمالى و غربى کشور منابع آبى روستاها اکثر منابع سطح‌الارض و يا رودخانه‌ها هستند و برعکس در فلات مرکزى ايران به‌علت کمى بارش‌هاى جوّى جريان رودخانه‌هاى دائمى کم و محدود مى‌باشد و در نتيجه منابع آبى اکثر روستاها آب‌هاى تحت‌الارض است که به‌صورت چشمه، چاه و قنات مشاهده مى‌گردد. مشخص نمودن تعداد روستاهائى که از هر يک از منابع آبى استفاده مى‌نمايند، ميّسر است. مثلاً تعداد روستاهائى که از آن رودخانه‌ها استفاده مى‌نمايند حدود ۷۳۲۶ روستا مى‌باشد. در سال‌هاى اخير شاهد خشک شدن تعداد زيادى از قنوات کشور بوديم که به‌علت مسامحه و سهل‌انگارى براى اين سرمايه ملى پاره‌اى از معضلات اجتماعى و اقتصادى هر کشور عارض گرديده است، يکى از علل عمده تخليه روستا و در نتيجه متروک شدن اراضى کشاورزى در ايران خشک شدن قنوات مى‌باشد. بنابراين از تعداد دقيق قنات‌هاى داير و همچنين مشخصات چاه‌هاى حفر شده اعم از عميق و نيمه عميق اطلاع دقيقى در دست نيست زيرا که اين دو پديده (قنات و چاه) پيوسته در ستيز بوده و اغلب مشاهده مى‌گردد که قنوات به‌نفع چاه‌هاى عقب‌نشينى مى‌نمايند.

خاک

در ايران به‌علت وجود تنوع اقليمى و ويژگى‌هاى زمين‌شناسى و تنوع در پوشش گياهي، خاک‌ها و يا زمين‌هائى که با توانائى‌هاى مختلف به‌وجود آمده، متأسفانه نقشه‌هاى خاک‌شناسى از کليه مناطق ايران تاکنون تهيه نشده و همچنين نقشه‌هاى ارزيابى خاک و طبقه‌بندى اراضى نيز که تمام ايران را بپوشاند تهيه نگرديده تا بتوان روستاهاى کشور را براساس استقرار آنها بر نوع مشخصى از خاک و يا بر حسب کلاس معيتى از زمين طبقه‌بندى نمود.