تيپ‌شناسى روستائى اصولاً يکى از مباحث عمده جغرافياى روستائى است. تنوع در تيپ روستاها بر اثر تفاوت عوامل و پديده‌هائى است که آن عوامل در به‌وجود آمدن و شکل‌گيرى روستا نقش داشته و مؤثر بوده‌اند.از لحاظ جامعه‌شناسى مى‌توان عنوان کرد که تيپ روستاها بيشتر متأثر از ساختارهاى اجتماعى و اقتصادى روستاها هستند تا عوامل فيزيکي.


اصولاً در تيپ‌شناسى روستا سه تيپ مشخص تحت عنوان روستاهاى متمرکز و يا گردآمده، روستاهاى پراکنده و روستاهاى بينابين مى‌توان معرفى کرد. در اين بحث بيشتر توجه به شکل استقرار مساکن نسبت به يکديگر و نيز مزارع معطوف است که اين خود موجب پيدايش تيپ خاص از روستاها مى‌گردد و بديهى است که عوامل متعددى در به‌وجود آمدن يک تيپ مشخص مؤثر مى‌باشند.

روستاهاى متمرکز و يا گردآمده

در اين تيپ روستا، مساکن روستائى به يکديگر چسبيده و چشم‌اندازى متمرکز و عموماً بدون فضاى خالى در محدوده دارد، مزارع که محل توليد روستائيان محسوب مى‌شود از خانه‌ها جدا و گاهى در فاصله نسبتاً دورى قرار دارند.


عوامل مختلفى در شکل‌گيرى اين تيپ از روستاها دخالت دارند که عمده‌ترين آنها عبارتند از: ضرورت امر دفاع و امنيت، وجود منبع آب دائمى مثل چاه، چشمه و قنات، قوميت، توپوگرافى زمين و شيوه‌ەاى بهره‌بردارى است. در اينجا بايد متذکر شد که در شکل‌گيرى روستاهاى متمرکز حداقل يکى از عوامل فوق نقش داشته و اغلب چند عامل در به‌وجود آمدن روستاهاى متمرکز دخالت مى‌نمايند.


روستاهاى متمرکز در اکثر نقاط ايران وجود دارد. به‌عبارت ديگر تيپ غالب روستاها در ايران روستاهاى متمرکز و يا گردآمده است. اين شکل استقرار در مناطق غربي، مرکزى و شمال و شمال‌ شرقى و مشرق و جنوب ايران به تعداد زياد به چشم مى‌خورد. در مناطق خشک و نيمه‌خشک کشور شايد يکى از علل عمده تشکيل روستاهاى متمرکز وجود منابع آب باشد، يعنى هر جا که آبى ظاهر شده انسان‌ها بر در آن اجتماع کرده‌ و براساس پيروى از قانون کمترين تلاش (تيپ‌شناسى روستائى ـ دکتر احد زرفروشان) کوشش نموده‌اند تا هر چه بيشتر به منبع آب نزديک شوند. از طرف ديگر در گذشته مسأله دفاع در مقابل اشرار و حتى حيوانات وحشى امرى اجتناب‌ناپذير بوده و ايجاد امنيت عموماً به‌وسيلهٔ اتکاء به يکديگر حاصل مى‌شده است و گاهى اين تمرکز به حدى زياد مى‌گرديد که دور تا دور روستا ديوار کشيده مى‌شد و يا به‌عبارت ديگر روستاهاى قلعه‌اى به‌وجود مى‌آمد که نمونه‌هاى آن را در مناطق مختلف کشور مى‌توان مشاهده کرد. قوميت و شيوه‌هاى بهره‌بردارى نيز در پيدايش روستاهاى متمرکز در ايران مؤثر بوده‌اند. چون جامعهٔ روستائى به‌علت شرايط خاص جغرافيائى و اجتماعى همگرا مى‌باشد و در اين صورت گرايش به سمت بهره‌بردارى اشتراکى از زمين پيوسته براى روستائيان وجود داشته که اين مسأله خود موجب پيدائى روستاهاى گردآمده گرديده است. امنيت در مقابل حوادث طبيعى مثل سيل گاهى روستائيان را مجبور مى‌نمايد که يک فضاى نسبتاً کم را که در ارتفاع قرار دارد به مساکن اختصاص دهند و به‌ندرت مساکن هر چه بيشتر نزديک به‌هم ساخته مى‌شوند و يا اينکه اراضى سطح به کشاورزى اختصاص مى‌يابد و دامنه ارتفاعات که معمولاً سطحى محدود دارد براى مساکن در نظر گرفته مى‌شود که اين خود موجب به‌وجود آمدن روستاهاى متمرکز مى‌گردد. به‌طور کلى فلات مرکزى ايران قلمرو روستاهاى متمرکز بوده و پراکندگى روستاهاى گردآمده در اين مناطق امرى طبيعى مى‌باشد.

روستاهاى پراکنده (Scatter Farm System)

در شناخت اين تيپ، شکل و وسعت مزارع دخالت دارند، زيرا مزارع گسترده، سطوح وسيعى از اراضى را دربر مى‌گيرد و به‌علت وجود پاره‌اى مشکلات که در مورد روستاهاى گردآمده بيان گرديد. در اين روستاها وجود ندارد و روستائيان ترجيح مى‌دهند که خانه‌هاى خود را در ميان کشتزارهاى خود بسازند، چون حدود مزارع مشخص و مالکيت مزارع نيز محرز است در نتيجه در داخل هر مزرعه يک خانه بنا مى‌گردد و در نتيحه وسعت اراضى محاسبه مى‌شود. روستاهاى پراکنده داراى محاسنى هستند که مهم‌ترين آنها عبارت است از دقيق بودن حدود در مزارع، نزديکى مزارع به محل سکونت روستائي، سهولت در امر تردد به مزرعه و خود رأى بودن در انتخاب کشت محصولات کشاورزى و نهايتاً يک پارچه بودن مزرعه که کارآئى آن در کاربرى ماشين‌هاى کشاورزى تجلى مى‌نمايد. اين تيپ روستاها در مناطق محدودى از کشور وجود دارند و قلمرو عمده روستاهاى پراکنده مناطق شمالى کشور به‌خصوص در منطقه گيلان و حواشى شکل و غالب و کامل آن مشاهده مى‌گردد، در مناطق ديگر کشور مثل بندرعباس، ميناب و بشاگرد نيز اين نوع روستاهاى پراکنده به چشم مى‌خورد، بايد توجه داشت که در مناطق جنوبى کشور بايد وجود واحه‌ها را از روستاهاى پراکنده تشخيص داد، واحه‌ها روستاهاى کم جمعيتى هستند که گرد يک چشمه و يا برکهٔ آب تجمع مى‌يابند و حال اينکه روستاهاى پراکنده کاملاً با واحه‌هاى ياد شده متفاوت مى‌باشند.

روستاهاى بينابين

مى‌توان گفت که اين تيپ روستاها ويژگى‌هاى روستاهاى متمرکز و پراکنده را يکجا دارا مى‌باشند. تيپ مشخص اين روستاها عموماً در برخى از کشورهاى جهان براساس يک برنامه‌ريزى مشخص طرح‌ريزى و ساخته مى‌شود ولى در ايران اين نوع برنامه‌ريزى براى ساخت روستاهاى بينابين وجود نداشته، و اگر احتمالاً روستائى در اين تيپ قرار مى‌گيرد ناشى از وجود برخى عوامل طبيعى و يا انسانى مى‌باشد، مثلاً وجود رودخانه‌ها و استقرار مساکن روستائى در حاشيهٔ رودخانه و يا استقرار روستا در امتداد کف يک دره و يا در امتداد يک جاده موجب پيدايش روستاهاى خطى و يا ريسمانى گرديده است.


تيپ روستاهاى چهارراه نشين، تيپ L و يا ستاره‌اى که براساس يک طرح‌ريزى به‌وجود آمده باشد وجود ندارد و اگر مشاهده گردد، بر اثر تصادف مى‌باشد. در بررسى‌هاى اقتصاد اجتماعى جنوب‌شرقى ايران ”ايتال کهنسولت۱ه شش نوع سکونت‌گاه به منطقه مورد مطالعه اشاره مى‌شود.


- دهات کشاورزى پايدار که قرارگاه اساسى انسان‌ها در سراسر خاک ايران مى‌باشد و روستاهاى مجتمع مستقر در فلات ايران به شکل بارز آن مى‌باشد.


- سکونت‌گاه‌هائى که شکل واحه دارد که خود به دو صورت متراکم و متفرق ديده مى‌شود. در واحه‌هائى که آب و زمين نسبتاً زياد است، خانه‌ها به دور منابع آبى متفرق جمع مى‌شوند ولى در واحه‌هائى که آب کم است، خانواده‌ها و در اطراف منبع واحد آب مجتمع مى‌گردند. فرق واحه با روستاهاى پايدار در اين است که اساس واحه بر آب و مختصر کشاورزى که معمولاً باغدارى (نخل) مى‌باشد استوار است. خوش‌نشين‌ها در واحه جائى ندارند در واحه‌ها به محض فقدان آب چراغ زندگى خاموش است.


- روستاها از خانه‌هاى تا حدى جدا از هم ساخته شده و عمدتاً با محل کشت در رابطه مى‌باشند، دورادور زمين و يا باغ ديوارى بلند کشيده شده و اغلب خانه‌ها پشت به ديوار ساخته شده‌اند، اين نوع روستاها ترکيبى است از روستاهاى مجتمع و پراکنده.


- روستاهائى که اقامتگاه ايلات نيمه کوچ‌نشين هستند، در اين روستاها معمولاً کشاورزى محدود است. افرادى که قبلاً کوچ‌نشين بوده‌اند و در شرايط فعلى ساکن گرديده و ضمن داشتن کشاورزى مختص دام‌هاى خود همچنان در ييلاق و قشلاق در حرکت مى‌باشند.


- روستاهائى در خوزستان ديده مى‌شود که هر سال جا به نقطه سکونتى ديگرى سپارند که در اين صورت ناپايدار خوانده مى‌شوند.


- در مناطق جنوب‌غربى به‌خصوص در دشت خوزستان، روستاهائى وجود دارند که براى مدتى ساکن هستند وقتى منابع در روستا به اتمام مى‌رسد مردم روستا کوچ مى‌نمايند که در اين صورت اين قبيل روستاها نيمه پايدار مى‌گويند. که مشابه Shifting Cultivation در مناطق استوائى به‌خصوص در شرق افريقا و جنوب‌شرقى آسيا ديده مى‌شود.


(۱) Italcansult: Socio - Economic Development Plan For The South - Eastern Reqion, Perli Minary Report Vol. 2. Romo 1960