شکل‌گيرى روستا در ايران به هزاره‌هاى قبل از ميلاد مى‌رسد و متأسفانه اطلاعات دقيقى از تشکليل اولين روستاها در ايران در دست نيست. ولى با نظر عده‌اى از جامعه‌شناسان روستائى مى‌توان هم عقيده شد که ده از روزى پديدار شد که گروه‌هاى کوچ‌نشين انسانى که پيش از آن به شکار و احياناً دامپرورى اشتغال داشتند، به کشاورزى آگاهى يافتند و بدين ترتيب شايد اولين هسته يکجانشينى و تشکيل اجتماعات انسانى به‌وجود آمد. بنابراين با استقرار انسان و به‌دنبال آن ظهور و رواج کشاورزي، ترکيب‌هاى اجتماعى و روابط افراد و نوع فرهنگ جامعه تغيير نمود، زيرا قبل از استقرار انسان يگانه علقه‌اى که انسان‌ها را به هم مى‌پيوست علقه قبيله‌اى بود، که اعضاء قبيله‌ها و گروه‌هاى در حال حرکت را به‌هم پيوند مى‌داد. ولى ده‌نشينى رابطه مکانى را به‌وجود آورد و روابط اجتماعى با علقه‌هاى خويشاوندى در هم آميخت و محيط‌هاى روستائى با ويژ‌گى‌هاى اجتماعى و قومى به‌وجود آمد.


شايد بتوان اظهار نظر کرد که بعد از آشنائى انسان به کشاورزى به‌علت فقدان و ابتدائى بودن وسائل کشاورزي، افراد مجبور بودند که به‌صورت دسته‌جمعى و از طريق پيوستن به گروه‌هاى بزرگ‌تر و در نتيجه برخوردارى از امنيت بيشتر زندگى کنند و در چنين شرايطى تفکيک شغلى نمى‌تواند وجود داشته باشد ولى با گذشت زمان و محتول شدن ابزار در ميان انسان‌ها جدائى شغلى به‌صورت خيلى ساده و ابتدائى به‌وجود آمد.


در هزارهٔ سوم قبل از ميلاد که مصادف با ظهور قوم ماد در ايران مى‌باشد (مالک و زارع ـ لمپتون)، به‌علت توسعه کشاورزى و رشد نيروهاى مولد و تعالى صنايع فلزى و سفال‌سازي، مراکز روستائى در ايران گسترش و توسعه مى‌يابد زيرا که روستائيان ماد با پيشرفت در زندگى کشاورزى و بهره‌بردارى از امکانات طبيعى و پرورش اسب و بهره‌گيرى از نيروى گاو توانستند با افزايش ارتباطات تجارى و اجتماعى به ‌قدرت اقتصادى زيادترى در زمينه‌هاى کشاورزى و تجارى دست يابند و بر اثر اين تلاش بود که اولين قوم در ايران به حکومت مى‌رسد.


در عصر مادها تشکيلات اجتماعى و روابط مختلف شکل خاص به خود مى‌گيرد و روستائيان براساس قوانين حاکم بر دوره مادها تنها به زمين وابسته مى‌شوند و در حکومت هيچ نقشى ايفاء نمى‌کنند. بعد از مادها و تشکيل شاهنشاهى در ايران و با به‌وجود آمدن طبقات اجتماعى مختلف و توسعه نسبى شهر‌نشينى باز هم اکثريت مردم در روستاها زندگى مى‌کردند، ولى چون کشاورزى در آن روزگاران اصلى‌ترين منبع ثروت و منشأ قدرت اقتصادى در جامعه بود و از طرف ديگر زمين‌داران مهم‌ترين پرداخت کننده ماليات‌ها بودند و مخارج لشکرکشى‌ها را مى‌بايست تأمين نمايند، مورد توجه خاص شاهان هخامنشى قرار داشتند ولى متأسفانه روستائيان همچنان در فقر و بدبختى روزگار مى‌گذراندند.


در دورهٔ هخامنشيان توجه بيشترى نسبت به روستائيان مبذول شد و در اين دوره به امور مربوط به کشاورزى (توسعه کشاورزي) اهميت بيشترى قائل شدند و حتى پادشاهان هخامنشى‌ بازرسانى را به نقاط مختلف کشور گسيل داشتند تا مزارع را مورد بررسى قرار دهند و گزارشى در مورد ازدياد يا احياناً کاهش محصول کشاورزى تهيه و ارائه نمايند و حتى در اين زمينه به تشويق و تنبيه حاکمان اقدام مى‌نمودند، در اين راستا بود که در زمان هخامنشيان بندسازى و ايجاد کانال‌ها و روش‌هاى جديد آبيارى متداول گرديد، مع‌الوصف فشار و تعدى مالکان بزرگ بر روستائيان روزبه‌روز فزونى مى‌يافت.


پس از انقراض هخامنشيان سلوکيان و سپس اشکانيان به قدرت رسيدند که تغييراتى در مناسبات اجتماعى به‌وجود آمد و کشاورزى دستخوش تغييراتى گشت و در اين دوره به امور دامپرورى توجه بيشترى شد. در زمان پارت‌ها گردانندگان دستگاه‌هاى ادارى را مالکان تشکيل مى‌دادند و اين خود موجب شد که روستائيان بيشتر از گذشته مورد ستم واقع شوند، و بيکارى در روستاها به‌وجود نيامد ضمن اينکه روستائيان مکلّف بودند که کارهاى طاقت‌فرساى کشاورزى را انجام دهند، لازم بود در خدمت سربازى هم حضورى فعال داشته باشند.


پس از حملهٔ اعراب به ايران و اشاعه دين مبين اسلام، تغييرات چندانى در امور روستاها به‌وجود نيامد. از اين دوره به بعد است که روستا در ايران به‌عنوان يک کالاى اقتصادى غيرمنقول جاى طلا را که مبناى فعاليت‌هاى اقتصادى بود مى‌گيرد و به اين ترتيب عنصر آب و خاک به‌صورت مطلوبى در ساختار اقتصادى جامعه‌روستائى و کشور و مطرح مى‌شود.


از دوره سلاجقه عنوان اقطاع به شکل نوينى ظاهر مى‌شود و در دورهٔ مغول‌ها فشارهاى اقتصادى بيش از گذشته بر روستائيان وارد مى‌شود و بر تعداد بزرگ مالکان افزوده مى‌گردد که اين موارد در انحطاط و تنزل و ميزان توليد در اين عصر قوياً تأثير مى‌گذارد.


با روى کار آمدن صفويان تغييراتى در امور روستاها به‌وجود مى‌آيد. با احداث راه‌ها و قنوات و تعمير و نگهدارى آنها و فراهم آوردن تسهيلاتى براى کاروانيان، تجارت رونق مى‌گيرد و بالطبع تأثير به‌سزائى در کشاورزى در نهايت در روستاها به‌جا مى‌گذارد و در زمان افشاريه املاک ديوانى توسعه مى‌يابد.


در زمان قاجاريه مناسبات اجتماعى شکل خاصى مى‌پذيرد و قبايل کوچ‌نشين در مواردى بر جامعهٔ روستائى تفوق مى‌پذيرد، گردانندگان امور سياسى را اکثراً رؤساى قبايل و کوچ‌نشينان تشکيل مى‌دهند.


به‌طور کلى تا اين دوره قوانين مدون و روشنى در مورد روستاها وجود نداشته و در صورت وجود برخى از قوانين به‌ندرت به مرحلهٔ اجراء درنمى‌آمده است. اطلاعات موجود (تقى بهرامي، تاريخ کشاورزى ايران ـ دانشگاه تهران ۱۳۳۰) حاکى است که تا قبل از دوره قاجار به هيچ مؤسسه دولتى کار رسيدگى به امور روستاها و کشاورزى را در ايران به‌عهده نداشته است و امور کشاورزى و روستاها به‌وسيله اداره املاک ايرانى با ديوان خالصجات اداره مى‌شد. جنبش مشروطيت ايران به‌نظر مى‌رسد که سرآغازى براى تحولات اوضاع کشور به‌خصوص روستا باشد، که متأسفانه به‌جز معدود اقداماتى اين جنبش در مورد روستاها راه به جائى نمى‌برد. تا اينکه در سال ۱۲۷۴ شمسى اداره کل فلاحت مورد تصويب قرار مى‌گيرد، و متعاقب آن در قانون تشکيل ايالات و ولايات و دستورالعمل حکام در سال ۱۲۸۴ براى اولين بار از کدخدا نام برده مى‌شود و او مانند حاکم و نائب‌الحکومه اداره نظميه شهرى به‌حساب مى‌آورد و اداره کردن ده به‌عهده کدخدائى که با رضايت ساکنان ده و تأييد مالک و تصويب نائب‌الحکومه باشد واگذار مى‌کند. با روى کار آمدن رضاخان به‌عنوان سردار سپه در سال ۱۲۹۹ تغييرات در اوضاع کشور حاصل شد منجمله اينکه رضاخان دستور داد که نسبت به عمران و آبادى دهات خالصه که عوايد آن صرف قشون مى‌گرديد اقدام شود، در اين راستا بود که مدرسه فلاحت به‌منظور تربيت عضو فنى براى انجام خدمات فلاحتى و تربيت مباشر براى اداره دهات و تربيت آموزگار براى تدريس در دبستان‌هاى قراء تأسيس شد که در مدرسه در سال ۱۳۱۹ به دانشکده کشاورزى کرج تبديل گرديد. در طول حکومت پهلوى اقدامات متعددى به‌منظور توسعه دهات و بهبود وضع زندگى روستائيان به‌عمل‌آمد، ولى در مجموع نتايج مطلوبى از اين اقدامات حاصل نشد و به‌علت وجود مالک که پيوسته مانع و سد راه توسعه روستائى در تاريخ ايران بوده کليهٔ اقدامات در مورد روستاها به نتايج مطلوبى نرسيد کما اينکه در تمام برنامه‌هاى عمرانى قبل از انقلاب فصول مفصلى به مسائل روستائى اختصاص دارد ولى در عمل اکثر اين برنامه‌ها جامهٔ عمل نمى‌پوشد. اقدامات قابل ذکر در دوران حکومت پهلوى در دهه ۱۳۳۰ بخصوص در دوره نخست‌وزيرى دکتر محمّدمصدق اتفاق مى‌افتد و در اين دوره توجهاتى به مسائل روستائى به‌عمل‌ مى‌آيد. لايحه ازدياد سهم کشاورزان و سازمان عمران کشاورزى در سال ۱۳۳۱ در چهل ماده تصويب مى‌شود و متعاقب آن در سال ۱۳۳۴ قانون سازمان عمرانى کشور و ازدياد سهم کشاورزان به تصويب مى‌رسد و در سال ۱۳۳۵ لايحه قانونى اصلاح امور اجتماعى و عمران دهات در ۳۳ ماده تصويب مى‌گردد. تا اينکه در سال ۱۳۴۱ اصلاحات ارضى ويژگى‌هاى خاص خود به مرحلهٔ اجراء در مى‌آيد. اصطلاحات ارضى در ايران با توجه به اينکه اهداف خاص را تعقيب مى‌کرده و داراى نواقصى در اجراء بوده و در بسيارى از موارد نتايج مطلوب از آن حاصل نشده ولى مى‌توان گفت که اصلاحات ارضى بزرگ‌ترين تحول در امور روستاها تا تاريخ اجراء آن محسوب مى‌گردد.