نظام‌ها و يا سازمان‌هاى کارى گروهى از گذشته‌هاى دور براساس وجود ويژگى‌هاى اجتماعى هم‌گرا در روستاها به‌وجود آمده، و در شکل‌گيري، تثبيت و دوام آن مالکان نقش مهمى به‌عهده داشته‌اند، زيرا که وجود اين نظام‌ها در افزايش توليدات کشاورزي، کنترل و اداره امور زراعى و ارتباطات مالک و زارع و پاره‌اى مسائل ديگر نقش مهمى ايفاء مى‌نموده است. با شروع اصلاحات ارضى متأسفانه اين سازمان‌هاى کارى گروهى تضعيف شده در پاره‌اى از مناطق کشور به‌خاطر روابط خويشاوندى به‌صورت پراکنده‌اى دوام يافته و در برخى از نواحى نيز اين سازمان‌ها به حيات خود ادامه داده‌اند. و در برخى از مناطق کشور به کلى از بين رفت و متأسفانه سازمان و تشکيلات جديدى نيز جايگزين آن نگرديد.


نظام‌هاى کارى گروهى براساس کشت مشترک اراضى زارعان صاحب نسق به‌صورت مشاع به‌وجود مى‌آيد. مثلاً يک روستا به دوازده سازمان کارى تقسيم مى‌شود که براى مثال در هر سازمان ده نفر صاحب نسق مشارکت دارند، طبيعى است براى ايجاد نظام و تسهيل در امور و حصول نتايج مطلوب در امور زراعى نياز به مديريت و سلسله مراتب در اين سازمان‌ها ضرورى مى‌نمايد. بنابراين ملاحظه مى‌شود که درم مناطقى از کشور اين نظام‌ها که به‌صورت رسمى به‌وجود آمده و تحت عناوينى مثل بنه در اطراف تهران، دشت قزوين، صحرا در خراسان و جنوب فارس، حراثه (هزاسه) در کرمان و فارس، پنجال در بهبهان و کهکيلويه، طاق در اصفهان، تيرکار در جنوب خراسان، جوق در کردستان و سمکار در خوزستان طى سال‌هاى طولانى شکل پذيرفته است. اين نظام‌هاى کار را از آن جهت نظام‌هاى کارى گروهى رسمى مى‌نامند که تشکيل اين سازمان‌ها در مناطق روستائى ياد شده جنبه اجبارى داشته و همه خانوارهاى نسقدار مى‌بايست عضو آن باشند، دوم اينکه اين نظام‌هاى کارى ضمن دارا بودن جايگاه معين و مشخصى در ساختمان اجتماعى و اقتصادى و سياسى ده داراى موجوديت رسمى نيز بوده‌اند و در نهايت اين سازمان‌ها داراى سلسله مراتب مشخصى بوده و زير نظر مديرى که به‌وسيله مالک تعيين مى‌گرديده و تحت عناوين سربه، سالدر، سردانک و غيره خوانده مى‌شود اداره و سامان مى‌يافته است. در صورتى که سازمان‌هاى کارى گروهى غيررسمى انجمنى است اختيارى و در ساخت اجتماعى ده جايگاهى ندارد و داراى تشکيلات و سلسله مراتب نمى‌باشد، اين سازمان‌هاى کارى گروهى بيشتر در مناطقى از کشور به‌وجود مى‌آمدند که شيوه توليد زراعى اهميت چندانى نداشته مثل نواحى ايل‌نشين و يا نواحى شمال و غرب کشور که نياز به ‌کار جمعى براى تهيه آب وجود ندارد، اين سازمان‌ها در مناطق کهکيلويه به نام‌هاى کشت شراکتى در مازندران تحت عنوان همباز شدن و يا نام‌هاى مشابهى در ديگر مناطق کشور وجود دارند. به‌طور کلى نظام‌هاى کارى گروهى در مناطق خشک و نيمه‌خشک که نياز به تهيه آب و مراقبت زياد از محصول به‌علت حساسيت محيطى دارند بيشتر از مناطق پرباران کشور وجود داشته است.