دامدارى يکى از ارکان مهم اقتصاد روستائى محسوب مى‌شود در برخى از نقاط کشور صددرصد درآمد روستائيان از دامدارى تأمين مى‌شود. بيان توزيع و الگوهاى دامداري، جمعيت، تراکم و ميزان توليدات دامى در کشور بسيار مشکل است زيرا که دامدارى در اکثر مناطق روستائى ولو بسيار کم و اندک وجود دارد و به‌ندرت روستائى را در ايران مى‌توان يافت که در آن از دام و دامدارى نباشد، روش‌هاى نگهدارى در همين رابطه الگوهاى مشخصى را براى مناطق مختلف کشور نمى‌توان بيان نمود و ميزان بهره‌بردارى از دام در نقاط مختلف کشور در رابطه با ويژگى‌هاى جغرافيائي، خصوصيات اجتماعى و مسائل اقتصادى کاملاً متفاوت است.


دو اصطلاح دامپرورى و دامدارى در مطالعات روستائى گاهى به‌جاى يکديگر به‌کار برده مى‌شوند ولى به‌نظر مى‌رسد که دامدارى نگهدارى تعداد مشخصى دام است براى يک مدت طولانى (مثلاً چند سال) که دامدار هر ساله از محصولات دامى آنها اعم از شير، پشم و يا مو، گوشت و غيره استفاده مى‌کند ولى افزايش گوشت دام مى‌باشد که در اصطلاح پرواربندى گفته مى‌شود، نوع دام‌هائى که پرورش و نگهدارى آنها در روستاهاى ايران متداول مى‌باشد عبارتند از گاو، گاوميش، شتر، اسب، الاغ، قاطر، گوسفند و بز را مى‌توان نام برد.

دامدارى صنعتى

اين شيوه دامدارى با سرمايه‌گذارى‌هاى نسبتاً کلان در محيط‌‌‌هاى مستعد که عموماً خارج از محيط و فضاى روستا مى‌باشند صورت مى‌گيرد. سرمايه‌گذارى‌ها عموماً متعلق به دولت و يا بخش خصوصى بوده مثل زياران، مغان و غيره. در اين شيوه دامداري، نژادهاى اصلاح شده دامى را در شرايط مطلوب اعم از تغذيه، بهداشت و زمينه‌هاى توليد نگهدارى مى‌نمايند، قطعاً با رده اقتصادى سرانه دامدارى‌هاى صنعتى به مراتب بالاتر از دامدارى‌هاى سنتى است که در محيط سنتى روستاها متداول مى‌باشد و همچنين سرمايه‌گذارى و هزينه سرانه در دامدارى صنعتى نيز زياد مى‌باشد.

دامدارى سنتى

روش‌ها و شيوه‌هاى مختلف دامدارى در رابطه با ويژگى‌هاى طبيعى و اجتماعى و اقتصادى در روستاهاى ايران متداول است که اهم آنها عبارتند از:


دامدارى دهقانى - روش چکامه‌اي - دامدارى چوپاني - دامدارى خودگردانى - پرواربندي - چوبداري - شتردارى

دامدارى دهقانى

در اين شيوه از دامداري، معيشت روستائى تماماً به دام بستگى ندارد بلکه روستائى ضمن داشتن زراعت و باغدارى و احتمالاً صنايع دستى و غيره تعدادى دام را نيز نگهدارى مى‌نمايد، دام‌ها در اين شيوه اغلب بقاياى گياهان و غلات را در مزارع دهقانان مى‌جوند و در مواقعى هم در مراتع به چرا مى‌پردازند و در فصول سرد که اغلب برف مراتع را مى‌پوشاند در آغل و يا طوليه (محلى براى نگهدارى دام) در منزل يا نزديک منزل روستائى تعليف مى‌شوند. اين شيوه در اکثر روستاهاى کشور که در آنها کشاورزى (زراعت و باغداري) وجود دارد متداول است. بايد اضافه نمود که تعداد دام‌ها و نوع دام‌ها بستگى کامل به اوضاع طبيعى و اجتماعى روستا دارد، در برخى از روستاهاى کشور اکثر درآمد روستائيان از دامدارى است تا ارکان ديگر اقتصاد روستائى و يا به‌عبارت ديگر زراعت، باغدارى و صنايع دستى در روستا وجود دارد ولى از اهميت چندانى برخوردار نيست و عکس اين مطلب نيز صحيح است که در روستا دامدارى به چشم مى‌خورد ولى معيشت غالب روستائى را تشکيل نمى‌دهد.

روش چکانه‌اى

در اين روش معمولاً تعداد دام‌هاى روستانشينان زياد نيست، مثلاً هر خانواده حدود چند رأس بيشتر دام ندارند، حال چنانچه خود بخواهد در تمام سال چرا دادن تعداد محدودى دام را به‌عهده داشته باشد در اين صورت براى دهقان اقتصادى نخواهد بود و فرصت انجام امور زراعى را نيز نخواهد داشت. بنابراين روش چکانه‌اى متداول مى‌باشد که در اين روش هر کس تعدادى دام را در يک گله شرکت مى‌دهد و براساس رابطه تسهيم به نسبت چرانيدن (چوپاني) دام‌ها برعهده صاحبان دام در يک مجمع همکارى دامدارى تقسيم مى‌شود مثلاً اگر قرار بر اين است که به‌ازاء هر ده رأس دام يک روز صاحبان دام عهده‌دار مسئوليت چوپانى دا‌م‌ها را تقبل نمايند در اين صورت کسى که صد رأس دام دارد در هر دو دوره گردش يک روز سهم خواهد داشت تا به‌عنوان چوپان دام‌ها را بچراند، بديهى است که در اين روش دستمزدى پرداخت نمى‌شود.

دامدارى چوپانى

دامدارها با توافق يکديگر کسى را به‌عنوان چوپان براى يکسال و يا بيشتر استخدام مى‌نمايند و به ازاء هر رأس دام مبلغ مشخصى بابت چرا دادن دام به چوپان پرداخت مى‌شود.

دامدارى خودگردانى

در اين روش روستائى تعداد زيادى دام در اختيار دارد که اين دام‌ها به تنهائى مى‌توانند يک گله را تشکيل دهند. در اين صورت دامدار خود و يا فرد ديگرى که دامدار به استخدام در مى‌آورد مسئوليت چرانيدن دام‌ها را عهده‌دار مى‌شود که اين شغل در اصطلاح چوپان خوانده مى‌شود. کليه دستمزد و ساير هزينه‌هاى چوپان به‌عهده دامدار مى‌باشد که در اين صورت چوپان اختصاصى ناميده مى‌شود.

پرواربندى

در اين سيستم اغلب ملاحظه مى‌شود که دامدار در تمام طول سال دام ندارد. اين قبيل دامپروران را پرواربند مى‌نامند. پرواربندان دام‌هاى ضعيف و لاغر را با قيمت‌هاى مناسب از روستا يا روستاهاى مجاور و حتى گاهى ديده مى‌شود که از استان‌هاى ديگر خريداراى مى‌نمايند. وقتى تعداد دام‌ها به مقدار مشخصى رسيد پس از چند ماه (حداکثر ۴ تا ۵ ماه) مراقبت و تعليف زياد با علوفه مغذّي، يونجه، جو، گاودانه، کنجاله و غيره دام‌ها به مقدار متنابهى فربه و چاق مى‌شوند که به بازار مصرف گوشت به‌وسيله صاحب دام ارائه مى‌شوند. در برخى از روستاها مشاهده مى‌گردد که پرواربندى مشاغل عده به‌خصوصى از افراد ده مى‌باشد که آنها اشتغال به کشت و زرع ندارند و در پاره‌اى از روستاها، روستائيان صاحب تسق در فصول پائيز و زمستان که از کار کشت و زرع فراغت نسبى حاصل مى‌نمايند اقدام به دامپرورى مى‌کنند.

چوبدارى

نوعى اشتغال به امور دام است که گروهى از روستانشينان به اين شغل مبادرت مى‌ورزند. چوبدارها در کار خريد و فروش دام هستند و به‌ندرت اقدام به نگهدارى دام براى مدت طولانى و يا پرواربندى مى‌کنند.

شتردارى

شتر يکى از دام‌هاى بزرگ و پر سود براى تعدادى از روستائيان کشور مى‌باشد. قلمرو نگهدارى شتر در مناطق خشک و نيمه‌خشک کشور بيشتر رواج دارد تا در مناطق معتدل و احتمالاً سرد.


شتر از لحاظ شکل ظاهرى فيزيولوژي، قابليت‌هاى حمل بار، توليد شير و گوشت و توانائى‌هاى ويژه‌اى که براى تحمل سختى‌ها دارد از ديگر دام‌ها متمايز مى‌باشد. به همين علت است که در مناطق خشک که طبيعت سخاوتمندانه مواهب خود را به ساکنانش ارائه نمى‌دهد وجود چنين دامى مى‌تواند پاره‌اى از مشکلات و نيازهاى بيابان نشينان را تأمين نمايد.


در مورد شتر اتفاق نظر هست که اين حيوان قابليت خاصى براى زندگى در شرايط سخت را دارد که اين امر در رابطه با ويژگى‌هاى جسمانى شتر قرار مى‌گيرد. قابليت‌هاى فيزيولوژيکى شتر را چنين مى‌توان گفت که لب بالائى شتر شکافدار و بزرگ‌تر از لب پائين مى‌باشد که براى استفاده و شناخت گياهان مختلف به‌کار مى‌رود، ماهيچه‌هاى اطراف بينى و موهاى بسيار انبوه و ترم داخل بيني، شتر را قادر مى‌سازد که در شرايط طوفانى بينى خود را بسته و از ورود گرد و غبار به داخل سيستم تنفسى خود جلوگيرى نمايد. چمشان شتر داراى سه پلک است و در موقع طوفان‌هاى شديد حالتى شبيه بستن کرکره دارد و در عين بستن پلک سوم مى‌تواند به حرکت خود ادامه دهد، دست و پاى شتر از يک لايه ضخيم چربى که نحالى اسفنجى دارد تشکيل گرديده و در موقع ورود و فشار پهن‌تر مى‌شود که اين خود باعث مى‌گردد در مناطق کويرى و ماسه‌اى به راحتى حرکت کند. شتر جزء نشخوراکنندگان مى‌باشد که معده سوم و چهارم آن يکى شده و در داخل معده شتر حفره‌هاى وجود دارد که اين حيوان را قادر مى‌سازد حداکثر هفت ليتر آب ذخيره نمايد و به عبارتى ديگر از ويژگى‌هاى فيزيولوژيکى شتر وجود دارد که صرفنظر مى‌شود.


از امتيازات بسيار عمده شتر تغذيه آن است، شتر اصولاً نياز به تعليف ندارد و قادر است در مسافت‌هاى طولانى (حدود ۸۰ کيلومتر در روز) به‌منظور چرا طى طريق کند تا علوفه مورد نياز خود را تأمين نمايد و به همين علت مى‌توان عنوان نمود که شتر سربار ساير دام‌ها در مراتع نيست زيرا که زيستگاه شتر در حواشى کويرها و بيابان‌هاى خشک است و اين نواحى به‌علت دورى به آبشخورها مورد استفاده دام‌هاى ديگر نمى‌تواند قرار گيرد، شتر در مناطق بيابانى در شتزارها حاشيه کويري، شوره‌زارها و داخل مسيل‌ها و خشک رودها مى‌تواند نياز غذائى خود را پيدا نمايد.


شتر در پرواربندى‌ توانائى‌هاى قابل ملاحظه‌اى دارد و اگر يک شتر خوب تغذيه شود تا حدود ۵/۱ کيلوگرم مى‌تواند افزايش روزانه در وزن خود داشته باشد.


شتردارى در ايران به چهار روش متداول است:


- شتردارى قديمى يا چارواداري: به‌منظور حمل بار در گذشته شتر مورد استفاده قرار مى‌گرفت که در شرايط کنونى منسوخ شده است.


- شتردارى مخطوط با ساير دام‌ها: در ميان دامداران عشاير فارس و مغان و نواحى مرکزى ايران ديده مى‌شود.


- نگهدارى گله‌هاى مادري: بيشتر در روستاهاى حاشيه کويرى به‌خصوص استان سمنان در استان يزد و جنوب خراسان رواج دارد که شترها در بيابان‌ها رها شده هستند و هر سال يکبار جمع کرده شترهاى کشتارى و فروشى را جدا مى‌نمايند و جوان‌ها را داغ مى‌کنند.