مراد از زمين در اين بحث فضائى از سطح روستا است که پوشش نسبتاً نازکى به‌نام خاک که در بين دو قشر سنگ کره و اتمسفر قرار دارد آن را پوشانيده است، که در اين قشر نازک اغلب توان حاصلخيزى وجود داشته و شايد بتوان گفت که از شرايط عمده پيدايش تمدن مادى بر روى کره زمين همين قشر نازک روى زمين موسوم به خاک بوده است. به‌نظر مى‌رسد که انسان‌هاى اوليه در دوران شکار و جمع‌آورى توجه چندانى به خاک نداشتند، ولى به‌تدريج که بهره‌بردارى از دام و زمين يا به‌عبارت ديگر دامدارى و کشاورزى جايگزين شکار و جمع‌آورى مى‌گردد توجه انسان‌ها به خاک بيشتر مى‌شود، و بنا به اظهار برخى از صاحب‌نظران (خاک، پيدايش در رده‌بندي. دکتر محمد باى‌بوردي) حدود ۹۰۰۰ سال پيش در کوه‌هاى زاگرس و خوزستان و قسمتى از عراق امروزى بين رودخانه دجله و فرات و کارون کشاورزى صورت گرفته و در واقع اولين انقلاب کشاورزى از ايران آغاز شده است. براى خاک تعاريف متعددى شده و آخرين تعريفى که از خاک وضع گرديد و تاکنون شايد تغييرى در آن صورت نگرفته باشد تعريفى است که به‌وسيلهٔ اداره خاکشناسى امريکا در سال ۱۹۶۰ ارائه گرديده است (خاک، پيدايش در رده‌بندي. دکتر محمد باى‌بوردي) ”خاک مجموعه‌اى از ذرات و اجسام طبيعى است که پوسته خارجى زمين را پوشانيده که گياهانى يا در آن وجود دارند و يا قادرند در آن برويند“ حال با اين مقدمه مراد از زمين در اين بحث و اغلب مطالعات روستائى قشر حاصلخيزى است به‌نام خاک که سطح فضائى از روستا را پوشانيده است و اين سطح توان حاصلخيزى را دارا مى‌باشد.


زمين‌هاى روستائى در ايران در گذشته محدود به قلمرو ثبتى و يا محدوده سياسى بوده که در اکثر مناطق کشور دقيقاً به مثابه مرزهاى بين‌المللى در بين روستائيان و يا مالکان روستا داراى ارزش و اعتبار بوده و در بسيارى از روستاها حدود روستا به‌وسيله ميله‌هائى با شماره‌هاى مشخص (مثل مرزهاى کشورها با يکديگر) مشخص مى‌گرديده و در مواقعى نيز اين حدود سياسى بر عوارض طبيعى و يا ساير اشکال قراردادى منطبق بوده است. بعد از اصلاحات ارضى و ملى شدن اراضى تقريباً ارزش اين حدودها از بين رفت و قلمرو روستا به محدوده‌اى از روستا تعلق گرفت که زير پوشش کشاورزى و يا سکونت‌گاهى قرار داشت و اخيراً اين اراضي، ملى شده و باير تحت ‌عنوان انفال متعلق به عموم مى‌باشد. به‌طور کلى اراضى تحت تصرف روستا به انواع مختلف مورد استفاده روستائيان قرار مى‌گيرد.

اراضى ساخته شده

که اين اراضى آن گروه از زمين‌هائى هستند که در آنها انسان بنائى ايجاد کرده و احتمالاً دخل تصرفى کرده است که موجب تغيير شکل در ماهيت اراضى گرديده که مهم‌ترين اشکال آن عبارتند از: مساکن روستائي، اماکن عمومى و ميادين راه‌هاى ارتباطى و حريم آنها، انهار و مسير قنوات و غيره.


به‌طور کلى در تمام استان‌هاى کشور روى‌هم‌ رفته ۸،۱۶۶،۰۰۰ هکتار از اراضى زير کشت کشور اختصاص به بهره‌بردارى محصولات ساليانه داشته که از اين مقدار ۳،۱۴۷،۰۰۰ کاشت آبى و ۵،۰۱۹،۰۰۰ به محصولات ساليانه ديم اختصاص دارد.

اراضى زيرکشت محصولات يکساله

اين اراضى شامل کليه زمين‌هائى است که چه به‌صورت آيش و چه زير کشت بودن در تصرف زراعت باشد، آيش قطعه زمينى است که براى کسب توان و افزايش قدرت حاصلخيزى خاک بدون کشت رها شده و در صورت نياز به زمين به زيرکشت مى‌رود، در بسيارى از مناطق روستائى (در جاهائى که زمين زياد باشد) اراضى به سه قسمت تقسيم مى‌شود، يک قسمت زيرکشت، يک قسمت آماده کشت که معمولاً در بهار به‌منظور استفاده در کشت پائيز شخم مى‌شود. قسمت سوم آيش يعنى رها شده به‌منظور به‌دست آوردن توان حاصلخيزى خاک که اين نوع آيشکارى را دو سال به خواب مى‌نامند يعنى هر قطعه زمين دو سال براى به‌دست آوردن توان لازم براى کشت مجدد استراحت مى‌نمايد.

محصولات دائمى

اين نوع محصولات را پايا مى‌نامند و اغلب قلمرو گياهان چند ساله را شامل مى‌شود که در روستاهاى ايران تحت ‌عنوان باغات ميوه، نخلستان‌ها و بيشه‌زارها (در اين اراضى درختانى را به‌منظور بهره‌بردارى از چوب آنها کشت مى‌کنند) و غيره مى‌باشد. سطح زير کشت محصولات دائمى در تمام استان‌هاى کشور حدود ۶۳۷،۰۰۰ هکتار است.

مراتع

مناطقى از فضاى روستاها است که به عللى امکان کشاورزى در آنها وجود ندارد و يا مقرون به صرفه نيست، ولى در عين حال از پوشش گياهى مناسبى براى چراى دام‌هاى روستا برخوردار است اين اراضى که براى چراى دام‌ها مورد استفاده قرار مى‌گيرد تحت عنوان مرتع ناميده مى‌شود. براساس آمارهاى موجود سطح مراتع کشور حدود ۹۰ ميليون هکتار برآورده مى‌گردد که ۱۴ ميليون هکتار آن مرتع خوب و متوسط و بقيه مراتع فقير مى‌باشند.

اراضى غيرقابل بهره‌بردارى

فضائى از قلمرو روستا است که به‌علل مختلف قابليت بهره‌بردارى ندارند، مثل کويرها، تپه‌هاى ماسه‌اي، بيابان‌ها، باتلاق‌ها، و زمين‌هاى گسسته (Bad Land) و غيره.


حال اگر قلمرو يک روستا را در قالب گروه‌هاى ياد شده مورد مطالعه قرار دهيم، مساحت هر يک از موارد ذکر شده، درصد هر يک نسبت به کل مساحت و غيره و محاسبه نمائيم، مشخصات اراضى روستا حاصل گرديده و اگر چنانچه براساس اطلاعات نقشه‌اى بزرگ مقياس که نشانگر مشخصات اراضى و موقعيت آنها در محيط روستا است تهيه نمائيم در اين صورت نقشه Land Use به معنى اخص کلمه تعيين شده است. بايد اضافه نمود که اصطلاح لنديوزگاهى به معناى بسيار وسيع به‌کار مى‌رود که از آن معناى طرح‌ريزى کالبدى مستفاد مى‌گردد. قابل ذکر است که نقشه‌هاى لنديوز اغلب به همراه نقشه‌هاى ارزيابى خاک و نقشه‌هاى خاک‌شناسى و گاهى نيز به همراه نقشه‌هاى ثبت املاکى (کاراستر) ارائه مى‌گردند، زيرا که اين چهار گروه نقشه است که در روستاها مى‌توانند مبناى مطالعه و بررسى به‌منظور توسعه روستا قرار گيرند.


در ايران متأسفانه تهيه اين قبيل اطلاعات و نقشه‌ها در محيط‌هاى روستائى متداول نشده و اگر نقشه‌هائى در حدود خاک‌شناسى و يا ارزيابى خاک تهيه شده بسيار محدود و به هيچ‌وجه با فضاها و قلمروهاى روستاهاى ايران مطابقت ندارد.


وسعت اراضى روستاهاى کشور متأسفانه مشخص نيست و در نتيجه وسعت اراضى هر يک از کاربرى‌ها نيز معلوم نمى‌باشد، زيرا که در ايران و يا در هر کشور وقتى مى‌خواهيم اطلاعات دقيق از اراضى در سطوح مختلف داشته باشيم که نقشه‌هاى دقيق لنديوز ارزيابى زمين و همچنين نقشه‌هاى کاراستر تهيه شده باشد ولى براساس اطلاعات موجود که از سرشمارى کشاورزى در دست است وسعت هر يک از اراضى مورد بحث در موارد فوق برآورد گرديده که به شرح جدول تقسيمات اراضى کشور برحسب نوع خاک مى‌باشد:

جدول تقسيمات اراضى کشور برحسب نوع خاک

نوع خاک وسعت  سطح زيرکشت آبى سطح زيرکشت ديم آيش آبى  آيش ديم 
خوب ۳۲ ۳/۱ ۵/۳ ۲ ۶
متوسط ۱۹ ۰/۹ - - -
بد و نامناسب ۱۱۴ ۱/۲۵ - - -
جمع ۱۶۵ ۵/۲۵ ۵/۳ ۲ ۶


مأخذ - برنامه اول جمهورى اسلامى ۶۶-۱۳۶۲ ص ۴۰-۵