اصولاً اضافه نمودن آب به اراضى زيرکشت به‌منظور ايجاد رطوبت لازم در منطقه ريشه گياهى (Root Zone) براى رشد گياه تحت عنوان آبيارى (A sympesium,1952 Consumptive Use Of Water) تعريف مى‌شود. آبى که براى ايجاد رطوبت به منطقه ريشه گياهى اضافه مى‌شود ممکن است از منابع مختلف از قبيل باران، آب‌هاى موجود در جوّ به‌غير از باران و آب‌هاى زير زمينى و يا آبيارى باشد.

باران

اگر باران بتواند نياز آبى گياه را تأمين نمايد مطلقاً آبيارى ضرورت پيدا نمى‌کند. کلاً مقدار باران جهت تأمين نياز آبى گياه مى‌بايست معادل مقدار آبى باشد که گياه جهت رشد بدان نيازمند است. و اگر اين نياز آبى گياه که از طريق باران تأمين مى‌شود در فواصل زمانى مشخص باشد و به‌عبارت ديگر قبل از آنکه منطقه ريشه گياهى رطوبت خود را کاملاً از دست بدهد و گياه از کمبود رطوبت با مشکل روبه‌رو گردد باران ريزش کند آبيارى ضرورت پيدا نمى‌نمايد. به‌طور کلى مقدار آب باران که به ‌سطح زمين برسد، پس از نفوذ در زمين به منطقه ريشه به‌وسيله ريشه گياه جذب و باعث رشد گياه مى‌گردد البته در بسيارى از مناطق که ميزان باران جهت رشد گياه کافى نمى‌باشد. اگر باران‌هاى اندک با تناوب مناسب در دوره رشد گياه ريزش نمايد به‌طور قابل ملاحظه‌اى نياز به آبيارى را کاهش و در افزايش محصول مؤثر مى‌باشند.


فصل ريزش باران، مقدار باران ساليانه و تغييرپذيرى ساليانه باران در منطقه مورد مطالعه عوامل بسيار مهمى هستند که به استناد آنها مى‌توان نياز آبى محصولات کشاورزى را در منطقه مشخص نمود.


کشاورزى موفق و بدون آبيارى حداقل به ۲۴۰ ميلى‌متر باران ساليانه نيازمند است. با توجه به اينکه تغييرپذيرى ساليانه باران نيز از ۳۷% کمتر باشد.


Wallen & Perrin در گزارشى اقليم زراعى خاورميانه و شمال افريقا مى‌نويسد: ”متدى که پيشنهاد مى‌شود، به‌طور تئورى حد باران را براى کشاورزى ديم مشخص مى‌نمايد. کشاورزى ديم به‌خصوص غلات به باران ۲۰۰ تا ۳۰۰ ميلى‌متر در سال نياز دارد.“

آب‌هاى جوّى به‌غير از باران

شرايط اتمسفرى که معمولاً عامل به‌وجود آمدن اين منابع آبى مى‌گردد، عبارتند از شبنم قابل ملاحظه، مه و رطوبت زياد است. وجود اين شرايط سبب مى‌گردد که گياه به آب کمترى نياز داشته باشد زيرا که در اين شرايط است که فشار تعرق بر گياه کاهش مى‌يابد.


اقليم زراعى (Agroclimatology) يکى از مهم‌ترين موارد در بحث آبيارى و در جغرافياى کشاورزى است و قطعاً بررسى ميزان باران از اولوّيت برخوردار مى‌باشد. لذا به‌منظور شناخت بهتر مسائل آبيارى تحليلى آمارى از نزولات جوّى منطقه مورد مطالعه ضرروى است. در اين مطالعه برخى از شاخص‌هاى مهم آمارى از قبيل ميانگين، ميانه، انحراف متوسط، دامنه تغييرات، پراش انحرف معياري، ميانگين تغييرات پى‌آمد، ضريب ‌تغييرپذيرى نسبي، برآورد حدود باران و غيره بايد مورد بررسى قرار گيرد.


يکى از نکات مهمى که از شاخص‌هاى پراکندگى استنباط مى‌گردد تغييرپذيرى باران از سالى به سال ديگر مى‌باشد. در مطالعات اقليم‌شناسى به‌عنوان يک اصل قابل قبول مى‌باشد که در مناطق خشک تغيير باران از سالى به سال ديگر بيشتر از مناطق مرطوب و يا باران زياد مى‌باشد و اين نکته برنامه‌ريزى کشاورزى را در مناطق خشک با مشکل مواجه مى‌نمايد. يعنى برنامه‌ريز قادر نيست در مناطق خشک تعيين نمايد که از نزولات جوّى چه مقدار و در چه مواقع از فصول ريزش باران استفاده خواهد نمود.

آب‌هاى زيرزمينى

حرکت عمودى آب‌هاى زيرزمينى در اثر عمل لوله‌هاى موئين از سفره‌هاى زيرزمينى به منطقه ريشه گياه در مناطقى که سفره زيرزمينى نزديک است مى‌تواند يکى از منابع تهيه آب براى رشد گياه باشد.

بارندگى مؤثر

مقدار آبى که براى تأمين نياز آبى محصولات کشاورزى لازم است عبارت است از بارندگى مؤثر در زمينى که آبيارى مى‌شود و مقدار آبى که به‌وسيله آبيارى اضافه مى‌گردد.


بنا به تعريفى بارندگى مؤثر عبارت از مجموع بارانى که در فصل رشد گياه ريزش مى‌نمايند.

اتلاف آب کشاورزى

معمولاً آب به اشکال مختلف در روستاهاى کشور به‌خصوص در روستاهائى که محصولات کشاورزى به آب نياز مبرم دارند تلف مى‌شود، که اين اتلاف در مجموع در رابطه با فرهنگ مصرف آب روستاها تغيير مى‌کند و ممکن است درصد بالائى از آب به مصرف غيرکشاورزى برسد. در هر صورت اشکالى که آب در روستاها مصرف مى‌شود و يا احياناً هدر مى‌رود و قابل کنترل نمى‌باشد به شرح زير است:


- مصرف شهرى (خانگي)

- مصرف دامدارى

- نفوذ نهرها و جوى‌هاى آبرسانى و استخرها

- تبخير در مسير انتقال آب از منبع به مزرعه و يا استخرهاى محل ذخيره آب.

- هدر رفتن آب به‌طور تصادفى


اصولاً آب در روستاها به‌منظور مصارف شهرى (خانگى و روستائي) و آبيارى تهيه مى‌گرديده است و بهترين دليل آن احداث مساکن روستائى در اطراف مظهر قنوات و يا در مسير آنها مى‌باشد. معمولاً به‌نظر مى‌رسد که مصارف خانگى ناچيز مى‌باشد و در حالى که در مجموع مصارف خانگى و دامدارى روى هم رفته در روستاها قابل توجه است و براساس برآوردى که در ده روستاى منطقه کاشان به‌عمل آمده در حدود ۱۰% از آب قنات‌ها به‌علت نزديکى به محل زندگى و دام‌ها رسيده است. در روستاها معمولاً از آب قنات‌ها به‌علت نزديکى به محل زندگى و گواراتر بودن از آب چاه‌ها بيشتر استفاده مى‌نمايند. براساس برآوردى که در مظهر قنات ابوزيدآباد و مدخل آب مزرعه (کرت) به‌عمل آمده حدود ۵۵% از آب نسبت به نقطه مبدأ در اثر مصاف خانگي، دامداري، نفوذ در مسير و تبخير کاهش نشان مى‌دهد. با توجه به مطالب فوق به‌نظر مى‌رسد که آب قابل ملاحظه‌اى بدين طريق تلف مى‌شود که البته مصارف خانگى و دامدارى به هر صورت ضرورى است و لازم است استفاده گردد ولى اينکه نفوذ در مسير و تبخير مقدار قابل ملاحظه‌اى از آب استحصال شده است که تلف مى‌گردد حائز اهميت است که به‌راحتى مى‌توان به‌وسيله ساختن کانال‌هاى سيمانى و سرپوشيده کردن (انهار) مسيرهاى آبرسانى از هدر رفتن آب جلوگيرى به‌عمل آورد. زيرا Rohweru۱عتقد است که متوسط نفوذ آب در مسيرهاى آبرسانى در صورت شنى بودن و يا شن ليمونى در حدود ۸/۳ ـ ۳/۳ فوت مکعب بر فوت مربع مى‌باشد.


(۱) Roh weru, cf staut, O.V.P seepage losses from Irnigation canal 1948