روستاهاى باستانى

فلات ايران پس از عهد بارانى (حدود ۱۰ الى ۱۵ هزار سال قبل) رو به خشکى رفت و خشک‌ شدن تدريجى اقليم در دگرگون ساختن شرايط حيات انسانى تأثير بسيار داشته است. کمى بارندگى رودها را کم آب ساخت و بسيارى از آنها را تبديل به رودهاى بسيار کوچک فصلى نمود. کم آبى و خشکى فلات ايران به‌ويژه خشکى حوزه‌ها و آبگيرهاى داخلى موجب شد حيوان و به‌دنبال آن انسان‌هاى ساکن غار و کوه و کمرهات به‌سمت آب و دشت‌هائى که خاک رسوبى حاصلخيز آنها در فصل مساعد پوشيده از گياه مى‌شد روانه شوند و برگرد مختصر آبى که از زايش اتفاقى چشمه‌ها به‌دست مى‌آمد حلقه زنند، که بنا به‌عقيده گيرشمن از اين زمان است (حدود ۵۰۰۰ سال قبل از ميلاد) اساس زندگى انسان بر پايه استقرار در مراکزى به‌نام روستاهاى باستانى يا روستاهاى ماقبل تاريخ استوار گرديد و ايجاد دهات در داخله فلات ايران رونق گرفت.


شايد قديمى‌ترين محل سکونتى که تا به‌حال در ايران کشف شد سيالک (سيلک) را در نزديکى کاشان مى‌توان دانست که وجود چشمه پر آب در نزديکى آن تسهيلات لازم را براى سکونت در آن ناحيه خشک فراهم مى‌ساخته است.


بنابر تحقيقاتى که در سيالک انجام شده علاوه بر مختصر کشت و زرع ابتدائى تعداد زيادى دوک‌هاى نخ‌ريسى گلى و سنگى به‌دست آمده که حاکى از آشنائى مردم آن زمان به بافندگى ابتدائى بوده است، همچنين در تپه‌هاى شمالى سيالک سفال‌هاى کار دست توسط گيرشمن به‌دست آمده که همراه با ديگر آثار پيشرفته نمايانگر ترقى تدريجى صنعت بوده است.


بررسى‌هاى مقدماتى دشت قزوين که يکى از دشت‌هاى حاصلخيز فلات ايران مى‌باشد نشان مى‌دهد که اين منطقه از ديرباز محل سکونت بشر بوده يعنى پس از آنکه بشر با زندگى کشاورزى و توليد مواد غذائى آشنائى حاصل کرد در اين منطقه استقرار يافت، بقاياى اين استقرار در قلمرو دشت قزوين در تپه‌هاى تا حدود ۹ متر مشاهده شده است.


در جنوب دشت قزوين در منطقه ”بوئين زهرا“ در نزديکى دهکده ”سگزآباد“ ۶۴ کيلومترى قزوين کاوش‌هاى باستان‌شناسى در تپه‌هاى ”زالغ“ - ”قبرستان“ - ”سگزآباد“ نشان مى‌دهد که اين سه مکان خصوصاً زاغه احتمالاً در اواخر هزاره هشتم و اوايل هزاره هفتم پيش از ميلاد محل استقرار و سکونت بوده است.( مجله مارليک نشريه شماره ۲ سال ۱۳۵۶. )


علاوه بر دشت قزوين کاوش‌هاى باستان‌شناسى در ”کوه رحمان“ همچنين از کرج تا زنجان و چند نقطه ديگر ضمن تائيد وجد آثارى از غارها و پناهگاه‌هاى اوليه انسان در کوهپايه‌ها و بقاياى استقرار روستاها در دشت‌ها نشان داده است که در گذشته در اين مناطق حفارى شده دهکده‌هاى کم جمعيت با اقتصاد مبتنى بر دامپرورى و کشت ديم و کارهاى فلزى وجود داشته است که ساکنين پناهگاه‌هاى اوليه به اين مکان‌ها روى آوردند.


همچنين نتيجه کاوش‌هائى که در قم و ساوه و رى و دامغان در اطراف کوير مرکزى به‌عمل آمده زندگى غارنشينى و روستانشينى در اين مناطق تائيد شده است. متأسفانه به‌علت آنکه در غالب مناطق ايران حفارى‌هاى علمى به‌صورت کامل انجام نگرفته هنوز نمى‌توانيم به‌درستى مراحل استقرار و سير تکامل تدريجى زندگى انسان‌ها را در همه نقاط کشور روشن سازيم ولى تا آنجائى‌که از اطلاعات در مناطق حفارى شده به‌دست آمده اين است که انسان‌ها پس از تغيير حالت از غارنشينى به روستانشينى در روستاها شروع به رفع حوائج اوليه چون مسکن و غذا نموده‌اند.


جهت مسکن در دوره‌ روستانشينى انسان از خاک رس خشت‌هائى ساخت که شکل هندسى منظمى نداشتند ولى با آن در شکل بناى خانه‌ها و ساختمان روستاها تغييراتى پديد آوردند وضع ديوارها منظم شد. مهم‌ترين مرکز نمونه اين دوره را سيالک کاشان مى‌توان دانست که از فلزات جهت تهيه لوازم ساده و کوچک مثل درفش و سنجاق استفاده مى‌شد.


گرچه در ابتداء ذوب فلز را نمى‌دانستند ولى با پيدايش آثار کوره‌هاى ذوب فلز در مناطقى چون سيستان و قزوين معلوم مى‌شد که به‌تدريج با آن آشنائى حاصل کرده‌اند و به مرور ذوب مس و ريخته‌گرى و صنعت قالب‌سازى و مجسمه و سفالين و ساخت ابزارهاى متنوع‌تر که در امور توليدى مصرف داشتند توسعه يافت و ملاحظه مى‌شود که در اين مرحله از تمدن پيشرفت‌هاى قابل ملاحظه‌اى در کليه شئون امور خاصه اقتصادى روى داد و در تمامى دشت‌هاى مطالعه شده داخلى انسان‌ها محيط پيرامون خود را در حد توانائى و امکانات مورد بهره‌بردارى قرار مى‌دادند ولى به‌علت سختى و خشونت دشت‌هاى مرکزى دوره ماقبل تاريخ در داخله فلات نسبت به دشت‌هاى حاصلخيز بين‌النهرين در مقايسه با محيط طبيعى آن طولانى‌تر بوده است و زندگى مدنى ديرتر تکامل يافت.