اين عامل از کم تأثيرترين عوامل طبيعى بر روى توسعه شهرهاى نواحى خشک مى‌باشد، زيرا در نواحى که شهرهاى مذکور احداث شده و توسعه يافته‌اند، پوشش گياهى کم‌ترين تأثيرى در توسعه شهر و يا محدوديت براى توسعه را داشته است، اما در شهرهائى که در طرح‌هاى توسعه آنها فضاى سبز پيش‌بينى شده است اين فضاها مى‌توانند در وهله اول مانع توسعه شهر در آن جهات گرديده و در وهله دوم در بلندمدت مى‌توانند نقش زيست محيطى خود را ايفاء نمايند و از جمله اثرات مثبت ايجاد اين فضاها جلوگيرى از حرکت ماسه‌هاى روان به‌سمت اين شهرها مى‌باشد. براى نمونه شهر سبزوار براساس حکايت معمرين آن مرتباً در معرض بادهاى همراه با ماسه‌هاى روان قرار داشته به‌طورى که بسيارى از آنها روزهاى تيره و تارى را که در اثر وزش بادهاى همراه با ماسه به‌وجود آمده بودند را بياد دارند، احداث جنگل‌هاى حارث‌آباد در جنوب و ادامه آن تا جنوب غربى توانست بعد از مدتى به ميزان زيادى از غبار آلودگى اين شهر بکاهد. گرچه جنگل‌هاى مذکور که نتيجه انتخاب گونه نامناسبى بود در حال نابود شدن است، اما به هر حال نشانه‌اى از نقش گياهان در محيط زيست شهرى مى‌باشد براين اساس بايستى توجه نمود گياهانى که براى ايجاد فضاهاى سبز حاشيه شهرها در نظر گرفته مى‌شوند با شرايط طبيعى محل تطابق داشته باشند و تا سرحد امکان جزء گياهان بومى همين مناطق باشد.


در حال حاضر در حاشيه برخى از اين شهرها عرصه‌هائى از آترى پلکس به‌وجود مى‌آورند که ضمن مناسب بودن آن با محيط‌هاى خشک نقش عمده‌اى در ايجاد فضاهاى سبز و مرتع مى‌توانند داشته باشند. از طرف ديگر در سال‌هاى اخير مشاهده مى‌گردد که در برخى از اين شهرها گونه‌هائى از زيتون کشت مى‌شود که با شرايط مذکور سازگارى نشان مى‌دهد، اين امر مى‌رساند که در اثر تحقيقات علمى مى‌توان به‌گونه‌هائى دست يافت که نه تنها مثل تاغ‌ها، باعث نابودى منابع آب‌هاى زيرزمينى نمى‌گردند بلکه از جهات ديگر نيز مفيد براى جامعه شهرى مى‌باشند.