در بررسى وضعيت شهرهاى مناطق خشک بايد گفت اين شهرها تحت هر شرايطى که ايجاد شده باشند، بافت آنها که شامل شبکه معابر و ساخت و سازهاى عمومى و خصوصى است، شديداً متأثر از شرايط اقليمى مى‌باشد. نگاهى به پراکندگى جغرافياى شهرهاى مناطق خشک ايران نشان‌دهنده آن است که اين شهرها از نظر مسافت دور از هم قرار گرفته‌اند که متوسط فاصله اين شهرها از همديگر بيش از ۱۰۰ کيلومتر است. با توجه به اين امر که اکثر اين شهرها، شهرهائى هستند که حداقل از ۱۰۰۰ سال قبل وجود داشته‌اند؛ مى‌توان گفت که شرايط و محدوديت‌هاى طبيعى اجازه به‌وجود آمدن شهرها را در فواصل نزديک‌تر نداده است؛ که از ميان شرايط و محدوديت‌هاى طبيعى مؤثر بر اين امر شرايط هيدرولوژيکى مى‌باشد محدوديت منابع آب اعم از سطحى و زيرزمينى بزرگ‌ترين مانع توسعه و گسترش شهرها و ايجاد آنها در جوار همديگر است. گرچه شرايط ديگرى چون بين راهى بودن، امنيتى و استراتژيکى و... نير در اين امر دخيل هستند ولى بيشترين اهميت مربوط به شرايط وجود منابع آب مى‌باشد.

تأثير شرايط امنيتى بر شکل‌گيرى شهرها

وجود اقوام مهاجم در نواحى مرزى کشور که گاه و بيگاه بدرون خاک کشور رخنه نموده و وجود اقوام کوچنده که در حملات خود به مراکز جمعيتى و جان و مال افراد را مورد تجاوز قرار مى‌داده‌اند در مکان‌يابى شهرها شکل‌گيرى و مورفولوژى آنها بسيار مؤثر بوده است. اين شهرها بيشتر بر روى ارتفاعات و دامنه‌هاى شيبدار به‌صورت قلعه‌هائى محکم شکل گرفته‌اند. در حقيقت محل آنها و شکل آنها به‌طورى طراحى شده بود که دشمن نتواند به راحتى بدرون اين شهرها نفوذ نمايد، و از طرف ديگر امکان انجام عمليات دفاعى نيز براى مدافعان شهر وجود داشته باشد. گرچه اين قبيل شهرها بيشتر در نواحى کوهستانى احداث مى‌گرديدند ولي:


اولاً: بايستى گفت به دليل عدم وجود امکانات مناسب جهت فعاليت‌هاى اقتصادى معمولاً اين مراکز جمعيتى در حد قلعه‌هاى تدافعى باقى مانده و جز تا اوايل قرن بيستم از رشد چشمگيرى برخوردار نبوده‌اند. زيرا موانع طبيعى و محدوديت‌هاى منابع امکان هر گونه فعاليت اقتصادى را از شهروندان گرفته بود، کمبود اراضى کشاوزى از جمله مهم‌ترين محدوديت‌هاى اين نواحى بوده است. تنها امکان قابل دسترسى در اين مناطق وجود مراتع کوهستانى بوده است و شايد بشود با اطمينان گفت تنها فعاليت اقتصادى مؤثر آنها پرورش دام بوده است.


ثانياً: اين شهرها به‌علت موقعيت خاصى که داشته‌اند کمتر در مسير راه‌هاى تجارى قرار داشته‌اند، گرچه برخى از آنها نقش کنترل و حفظ امنيت راه‌ها را به‌عهده داشته‌اند ولى در شرايط معمولى کمتر کاروانى در اين قلعه‌ها و شهرها اقامت گزيده است که از فعاليت‌هاى خدماتى آنها برخوردار گردند.


ثالثاً: بايستى گفت که اينگونه شهرها انحصاراً در مناطق کوهستانى شکل نگرفته‌اند بلکه در برخى از نواحى مسطح و هموار هم ايجاد گرديده‌اند که البته از مورفولوژى خاصى برخوردار هستند. در مطالعات تاريخى برخى شهرها مثل يزد - جندق و... به‌عنوان زندان اسکندر و يا زندان انوشيران و يا... برمى‌خوريم. اين مطلب بسيار قابل بحث است، اصلاً کلمه زندان چرا به اين مراکز جمعيتى اطلاق شده است احتياج دارد که بار ديگر مورد بازنگرى قرار گيرد. ولى آنچه که ما مى‌توانيم به آن توجه کنيم آن است که اطلاق اين کلمه به اين شهرها بيانگر شرايط سخت جغرافيائى آنها مى‌باشد. بدين ترتيب که مى‌تواند نشانگر اين نکته باشد که شرايط سخت طبيعى از جمله آب و هوا محيطى دهشتناک را براى مخالفين فراهم مى‌آورده و باتوجه به اين که بافت فشرده اوليه اين شهرها نشانى از زندان واقعى در برندارند، بنابراين مى‌توان گفت شايد اين مراکز به‌صورت تبعيدگاه‌هائى جهت مخالفين در نظر گرفته مى‌شده است که آب و هواى نامساعد آن تحمل دوران محروميت اجتماعى را سخت‌تر مى‌کرده و از طرف ديگر شرايط جغرافيائى حاکم بر اطراف اين شهرها خيال زندانيان را راحت مى‌کرده که فکر فرار به مخيله خويش راه ندهند، زيرا فرار از تبعيدگاه به منزله رفتن به‌کام مرگ براى آنان بوده است.


براى اينکه محيط گرم و خشکى که اين مراکز را در برگرفته بوده، خروج از اين محيط‌ها بدون تهيه و تدارک و وسايل ضرورى امکان‌پذير نبوده و هرگونه عمليات نجات و فرار را غيرممکن مى‌ساخته است، امنيتى که خيال زندانبانان را از فرار زندانيان راحت مى‌کرد، از طرف ديگر خيال حکمرانان را نيز تا حدى راحت مى‌نمود زيرا افرادى که قصد تجاوز به اين شهرها را داشتند مى‌بايستى سرزمين‌هاى خشک ولم يزرعى را طى کرده باشند، از طرف ديگر شرايط ژنومورفولوژيکى حاکم به اطراف شهرها امکان ديده‌بانى گسترده‌اى را فراهم مى‌ساخت و حضور دشمن را از فاصله‌هاى دور امکان‌پذير مى‌نمود و اين فرصت براى مدافعان فراهم مى‌شد که تا رسيدن دشمن به پاى ديوارهاى شهر خود را آماده سازند و چون مهاجمان فاصله‌هاى دور را در شرايطى سخت طى کرده بودند، در صورتى که خيانت از درون شهر نمى‌شد اغلب اين مهاجمان با شکست روبه‌رو مى‌شدند، بنابراين اينگونه شهرها چنانچه از امکانات تدافعى مناسبى برخوردار بودند و منابع آب نيز در داخل شهر موجود بود، معمولاً به شهرهاى غيرقابل تسخيرى تبديل مى‌شدند و مى‌توانستند مهاجمان را براى مدت‌ها در پاى ديوارها زمين گير نمايند. آثار باقى‌مانده از ديوارهاى تدافعى اين شهرها که تحت عنوان حصار يا بارو در برخى از شهرها به‌جامانده نشان‌دهنده نقش آنها در عمليات تدافعى مى‌باشد.

تأثير شرايط اقتصادى در ايجاد شهرهاى نواحى خشک

اين عامل گرچه به‌طور مستقل قادر به جذب جمعيت و استقرار آن در اينگونه نواحى نمى‌باشد، ولى خود يکى از علل پايدارى و دوام و استمرار و توسعه اين‌گونه شهرها مى‌باشد. عامل اقتصادى مهمى که در ايجاد اين‌گونه شهرها مؤثر است عامل سرراهى بودن آنها مى‌باشد اين شهرها معمولاً در مسير عبور کاروان‌ها غالباً تجارى و قديمى قرار دارند، مانند اکثر شهرهاى مسير جاده‌ ابريشم که حيات آنها به رونق جاده مذکور و حمل و نقل کالاهائى که در اين مسير جابه‌جا مى‌شد بستگى داشته است به همين علت است زمانى که جاده مذکور از رونق افتاد اکثر شهرهاى مسير آن مانند سرخس و... تا مرحله نابودى پيش رفتند. اين شهرها در مسير جاده‌هاى تجارتى مى‌توانستند چند نقش داشته باشند که اين نقش‌ها در برخى اوقات در رابطه با منابع طبيعى و امکانات محل ارزش بيشترى پيدا مى‌کرده‌اند. برخى از اين قبيل شهرها صرفاً به ارائه خدمات بين‌راهى به کاروانيان مى‌پرداخته‌اند که شامل تدارک غذا مسافران و دام‌هاى آنان بوده تأمين آب موردنياز کاروانيان برخى ديگر از اين شهرها علاوه بر ارائه خدمات مذکور در تأمين حيوانات جهت حمل کالاها ايفاء نقش مى‌نموده‌اند، براى مثال کاروان‌هائى که از بنادر خليج فارس به لبه جنوبى کويرى مى‌رسيده‌اند احتياج به تعويض شترهاى خود براى طى بقيه راه دانسته‌اند، لذا در اينجا کالاها که بايستى توسط شترهاى تازه نفس به مقاصد موردنظر حمل شود و کالاهاى رسيده از نواحى شمالى نيز مى‌بايستى به نواحى جنوبى حمل گردند، در حقيقت اين شهرها نقش بارانداز را بين نواحى جغرافيائى محاور ايفاء مى‌کرده‌اند.