برخلاف بافت‌هاى سنتي، بافت‌هاى مدرن تناسبى با شرايط محيطى نداشته و تقريباً بدون اتکاء به سيستم‌هاى تهويه مطبوع و صرف انرژى فراوان قادر به ايجاد محيط مناسب زيست نمى‌باشند. در ميان عناصر معابر بيش از هر بخش ديگرى نشان‌دهنده عدم تطابق بافت‌هاى مدرن و به‌ويژه معابر مدرن با محيط مى‌باشند.


در ميان معابر و خيابان‌هاى جديد به هيچ عنوان پياده‌رو مسقف مشاهده نمى‌شود زيرا چنين معابرى نمى‌توانند براى عبور و مرور اتومبيل‌ها مناسب باشند. احداث فضاى سبز مثل درختکارى در دو طرف معابر به‌علت عريض بودن آن سايه زيادى را ايجاد نمى‌کند که محيط مناسب براى عابرين پديد آيد. نکته مهم در مناطق خشک طولانى بودن زمان تابش عمودى بر سطح معابر مى‌باشد که در اين ساعات وجود درختان فقط سايه در پائين يا زير خود ايجاد کرده و کل خيابان در معرض تابش مستقيم خورشيدى قرار دارد که اين باعث تابش زياد خورشيد و دريافت گرماى بيشتر مى‌شود (مانند شهر جديد لار و شهرهاى جديد جنوب کشور مثل لامرد) از طرفى پوشش آسفالت براى کف معاب با رنگ تيره تأثير دريافت گرما را در طول روز مضاعف کرده و باعث گرماى طاقت‌فرسا در سطح معابر اصلى شهرهاى اين مناطق مى‌شود چيزى که شايد بارها در شهرهائى مثل تهران باعث احساس سوزش و التهاب کف پا در پياده‌روى‌هاى کوتاه در طول روزهاى تابستانى شده باشد. با دقت بيشتر در مصالح امروزه و مصالح سنتى در مناطق خشک دقت نظر گذشتگان در انتخاب بهترين و مناسب‌ترين مصالح کاملاً بارز و مبرهن مى‌باشد، به‌طورى که امروز در خيابان‌ها و مساکن از مصالحى چون آسفالت و قير و گوني، موزائيک و درهاى آهنى ... استفاده مى‌شود که سرعت جذب حرارت خورشيدى در آنها بسيار بالا مى‌باشد به‌گونه‌اى که در روزهاى گرم تابستان بعضاً باعث التهاب پاها يا غيرقابل لمس شدن درها و نرده مى‌شوند در حالى‌که در گذشته براى خيابان‌ها و حياط‌ها از آجر فرش و سنگ فرش استفاده مى‌شد که گرماى کمترى را نسبت به موزائيک و آسفالت جذب نموده و در شب‌ها هم ديرتر حرارت خود را از دست مى‌دهند. نرده‌هاى چوبى و در و پنجره‌هاى چوبى مانع نفوذ بيشتر گرما مى‌شدند.


ديگر مجموعه‌هاى مسکونى در برابر عناصر نامساعد محيطى مقاوم ساخته نمى‌شوند و نورگيرها و پنجره‌ها نه تنها براساس عرف و اعتقادات جامعه نيست بلکه منطبق بر محيط نيز ساخته نمى‌شود زيرا در ساخت پنجره‌هاى قديمى به‌ويژه پنجره‌هاى مشبک رنگى (ارسي) کمال دقت و توجه به محيط معطوف مى‌گرديد، و در واقع در عين تأمين نور جلو ورود نامناسب و نور آزاردهنده آن نيز گرفته مى‌شده است در حالى‌که پنجره‌هاى بزرگ و سرتاسرى امروز نه تنها انتقال‌دهنده گرما مى‌باشند بلکه عامل مهم در انتقال سرما نيز مى‌باشند و برخلاف مساکن سنتى که به سمت درون باز مى‌شوند و در واقع از آسيب بادهاى نامناسب حفظ مى‌شوند اين پنجره‌ها رو به خيابان‌هاى عريض باز شده و در معرض گرد و غبار و هواى آلوده نيز قرار مى‌گيرند.


از عمده ويژگى‌هاى ساخت مساکن قديمى مناطق خشک، ايجاد پوسته حرارتى و سايه در مقابل تابش خورشيد و تهويه طبيعى مى‌باشد و امروز متأسفانه توجه خاص به اين عناصر نشده و بيشتر عنصر مد در جامعه تعيين‌کننده مى‌باشد و فرآيند توسعه شهرها کاملاً در جهت منافع سود جويانه بدون توجه به شرايط محيطى و بعضاً در مقابله با محيط ساخته مى‌شوند.


به عقيده گيونى در گزارش وى WMO/TD۳۴۹ الگوى مناسب براى طراحى خيابان‌ها و پارک‌ها در مناطق خشک بايد به‌گونه‌اى باشد که اثر باد در کاهش درجه حرارت مؤثر بر ساختمان در آن منظور شده باشد و الگوئى که وى ارائه مى‌دهد در توضيح انجام اين کار توجه به بادهاى ملايم را موردنظر قرار مى‌دهد.


بام‌ها مدور و ديوارها ضخيم به‌عنوان يک عامل محافظت در مقابل گرما و سرما کوچه‌هاى باريک در جهت مقابله با تابش مستقيم خورشيدى و بادهاى غبارآلود همه نمونه‌هاى توجه معماران سنتى به محيط و شرايط حاکم بر آن بوده است.


معابر جديد باز در مناطق خشک
معابر جديد باز در مناطق خشک

معابر محله‌اى با امتداد مستقيم
معابر محله‌اى با امتداد مستقيم

البته لبه‌هاى اصلى معابر جديد به واسطه رشد ساختمان‌هاى بلند تا حدودى تحت تأثير سايه آنها قرار دارند ليکن به دليل عريض بودن معابر نمى‌توانند جلوى بادهاى گرم و سوزان را گرفته و در هنگام حرکت در داخل اين خيابان‌ها وزش هواى گرم برخاسته از سطح آسفالت صورت عابرين را مى‌سوزاند.


در بافت‌هاى مدرن اجزاء به هم پيوستگى نداشته و به‌گونه‌اى در تضاد با يکديگر ساخته مى‌شوند به‌گونه‌اى که اصلاً ميان بناها و فضاها همچون سابق وحدت و تجانس وجود ندارد و تضاد و عدم سازگارى در اوج خود قابل مشاهده مى‌باشد.


در گذشته مصالح براساس ظرفيت حرارتى خود مورد استفاده قرار مى‌گرفتند در حالى‌که امروز بى‌توجهى به مصالح مناسب چه در ساخت ابنيه چه در تزئين آن به وضوح قابل رؤيت مى‌باشد و تبعيت از مد حتى در مواردى که محيط نامناسب ايجاد کند جايز به‌نظر مى‌رسد سقف‌هاى مسطح با پوشش‌ قيرگونى و آسفالت و ديوارهائى کم ضخامت نماى نامناسب حتى با پنجره‌ها و بازشوهاى فراوان و بزرگ و فضاهاى باز و خالى درون شهرى همه و همه باعث توسعه مکان‌هاى نامناسب در سطح شهرهاى ما مى‌شوند.


تعريض خيابان‌ها بدون توجه به ويژگى‌هاى محيطى عدم وجود ريتمى مناسب در ارتفاع ساختمان‌ها روز به روز چهره نامناسب ترى را به‌وجود مى‌آورد.


گيونى شرايط احداث شهرهاى مناطق خشک را به شرح ذيل پيشنهاد مى‌کند:


- انتخاب محل شهر در ته دره‌ها.


- انتخاب محل شهر در جائى که شدت جزيره حرارتى به حداقل برسد.


- فضاهاى باز شهرى و جهت خيابان‌ها طورى باشد که تهويه هوا در داخل شهر به‌راحتى صورت گيرد.


- نياز عابرين در پياد‌ه‌روها تأمين شود.


- از فضاهاى خالى بين ساختمان‌ها و از سطوح منعکس‌کننده استفاده شود.


- در مناطقى که تابستان‌هاى داغ و زمستان‌هاى سرد دارند بافت‌ها فشرده ابنيه و مساکن به هم متصل ساخته شوند تا حداقل دريافت آفتاب را داشته باشند و ارتفاع ساختمان‌ها هم خيلى بلند نباشد.


- سقف‌هاى بناها بلند ساخته شوند و از رنگ‌هاى روشن و سفيد که منعکس‌کننده هستند بيشتر استفاده شود و حتى بعضاً جهت محافظت از بناها بخشى از آنها داخل زمين ساخته شوند.


که همه اين موارد در ساخت شهرهاى سنتى ما رعايت گرديده است در حالى‌که در بافت امروزى توجه کمترى به اين اصول معطوف گرديده و ساختمان‌ها با اشکالى يکنواخت و متعارض و بى‌هويت شايد بتوان گفت در جدال با محيط خود ناموافق بوده‌اند در حالى‌که بافت‌ها و ساخت و سازهاى سنتى در سازگارى با محيط بسيار موفق عمل کرده‌اند.