در گذشته به دليل استفاده مداوم و روزمره از فضاهاى باز شهرى به‌عنوان محل تجمع و رفت و آمد و خريد و فروش (به‌ويژه حيوانات اهلي) فضاهاى باز مرکزى شهرها کمتر محوطه‌سازى مى‌شدند مگر در مواردى خاص که ميدان‌ها جنبه تفرجگاهى مى‌يافتند، اما در مورد فضاهاى درونى مساکن وضع به گونه‌اى ديگر بود و معمولاً فضاهاى باز داخلى خانه‌ها محوطه‌‌سازى مى‌شدند، خانه معمولاً داراى يک حوض در وسط حياط با يک يا چند باغچه به دور آن بودند که در آنها درختان ميوه چون پسته و انار و انجير و انگور کاشته مى‌شد و ديوارهاى بلند و حياط‌هاى گود برداشته شده آنها امکان اشراف بر آنها را بسيار کم مى‌کردند و تقريباً فضائى امن و مصون در برابر عوامل بيرونى را به‌وجود مى‌آوردند.


نسبت فضاهاى باز درونى به فضاهاى ساخته شده نسبت ثابتى بوده و به شرايط ساکنين، به‌ويژه تمکن مالى آنها بستگى داشت. دسترسى به اتاق‌ها در بعضى از مساکن ايرانى از طريق دالان‌ها و بعضاً مستقيماً از طريق حياط انجام مى‌گرفت، نکته مهم در رابطه با حفظ حريم خانه‌ها عدم ارتباط مستقيم غالب حياط‌هاى سنتى با فضاهاى بيرونى بوده است به‌گونه‌اى که معمولاً ميان حياط خانه تا در اصلى دالان‌ها و هشتى‌ها حدفاصل حياط و فضاهاى بيرونى بوده و مانعى در مقابل اشراف به درون و ورود گرد و غبار بوده است.


فضاهاى وروردى اکثر خانه‌هاى ايرانى داراى عمق متوسط نيم تا دومتر بوده و به اسامى مختلفى چون جلو خان و مدخل و درگاه معروف بوده‌اند که بعد از حياط بيرونى يا اصلى خانه قرار داشته و در مورد خانه‌هاى متمکنين حياط داخلى نيز ”به‌‌نام اندروني“ ديده مى‌شود و خانه‌ها داراى ترکيبى فشرده و متراکم با حياط‌هاى گود و کوچه‌هاى باريک و ايوان‌هاى پشت به آفتاب بعدازظهر تابستان بوده‌اند که ترکيب بسته و پرسايه‌اى را ايجاد مى‌نموده است (به‌ويژه در مورد حياط‌هاى کوچک اين سايه بيشتر محسوس بوده است) حياط‌هاى گود که با ديوارهاى بلند و قطور محصور شده‌اند در ساعت گرم روز سايه گير و خنک بوده و در شب‌هاى تابستان به‌علت سنگينى هواى سرد در حياط‌هاى گود قديمى هواى سرد در پائين نشسته و تا طلوع خورشيد هواى حياط‌ها کاملاً خنک باقى مى‌مانده است. حياط‌ها در ساختما‌ن‌هاى چهارفصل غالباً در وسط قرار داشته و چهار طرف آنها را بخش‌هاى مختلف بنا دربر مى‌گرفت.


فقدان پوشش گياهى کافى در محيط و انگيزه جبران اين کمبود در حريم شخصى و ايجاد هواى مناسب و مطبوع در داخل خانه‌ها و ايجاد سايه در روزهاى گرم منجر به ساخت حياط‌‌هاى مرکزى مشجر شده است که اين حياط‌هاى مشجر باعث کاهش دماى ناشى از تشعشعات خورشيدى شده و از راه تعريق در گياهان باعث خنکى هواى حياط نسبت به بيرون شده و ميکرو اقليمى خاص ايجاد نموده‌اند.


درختان و پوشش گياهى که در مجاورت اتاق‌هاى خانه‌هاى سنتى ايجاد مى‌شده گرماى تابشى را جذب نموده و از انعکاس آن به داخل اتاق جلوگيرى مى‌نمودند و بدين ترتيب مساکن با جريان جريان خفيف هوائى که از ميان شاخ و برگ درختان عبور کرد خنک مى‌شدند، البته در ميان عناصر حوض‌ها نيز به‌عنوان جزء لاينفک نه تنها در حياط‌هاى مسکونى بلکه در ساير فضاها باز مرکزى شهرى نيز ديده مى‌شدند. در مورد حياط‌هاى مناطق خشک اشاره به اين نکته ضرورى است که غالباً حياط‌ها در سطحى پائين‌تر از معابر ساخته مى‌شدند و اتاق‌هاى آنها در سطحى بالاتر از حياط‌ها، که اين خود با ملاحظات خاص اقليمى انجام مى‌گرفته است.