در طراحى پلان ساختمان‌ها در بافت‌هاى سنتى مناطق خشک فعاليت‌ها روزانه مطابق با مسير خورشيد به تفکيک فضاهاى درون خانه جدا شده و منجر به صرفه‌جوئى بهتر در مصرف انرژى شده‌اند به گونه‌اى که داخل خانه‌ها دو فضاى گرم و سرد با استفاده از جهت و مسير آفتاب و کسب حرارت به صرفه‌جوئى در مصرف انرژى منتهى گرديده‌اند.


معمولاً بيشترين بار حرارتى در تابستان‌ها بر روى بام و ديوارهاى شرقى و غربى بوده (که ديوارها نصف بام مسح حرارت دريافت مى‌کند) و در مقابل ديوارهاى جنوبى ميزان نسبتاً کمترى حرارت را دريافت مى‌نمايند و در مقابل در زمستان‌ها که زاويه تابش خورشيد کم مى‌باشد بيشترين حرارت از ديوارهاى جنوبى دريافت مى‌شود. استفاده از ديوارهاى ضخيم با مصالح سنگين ايجاد دهليزهاى مسقف، ورودى درختکارى شده بسيارى از سکونتگاه‌هاى مناطق خشک را به‌ حالت قلعه‌اى درآورده است. در ساخت بناهاى سنتى شهرى اين مناطق از مصالحى چون خشت و گل که طرفيت حرارتى زيادى دارند استفاده مى‌شده و حتى در مناطقى که شدت گرما زياد است با قرار دادن خانه‌ها در دل‌ تپه‌ها با زير زمين از شرايط گرمائى متعادل عمق زمين بهره گرفته شده است. باتوجه به اينکه سطح خارجى ساختمان‌هاى مناطق خشک نسبت به حجم آنها کمتر مى‌باشد و درصد دريافت تابش خورشيدى آنها نيز کمتر مى‌شود حالتى متراکم و فشرده به هم داشته و در عين حال سطحى که آفتاب دريافت مى‌کنند کمتر مى‌شود بيشترين سايه نيز در سطح بافت‌هاى شهرى ايجاد مى‌شود.


غالب سقف‌هاى ساختمان‌ها به‌صورت طاق يا گنبد يا خرپشته ساخته شده و البته در بعضى مناطق که چوب در دسترس مى‌باشد در ساخت بام‌ها از چوب و حصير نيز استفاده شده و بام‌ها به‌صورت مسطح ساخته مى‌شوند. معمولاً ديوارهاى ساختمان‌ها با رنگ‌هاى روشن و پنجره‌ها در قسمت‌هاى فوقانى ديوارها با ابعاد کوچک نصب شده و عناصرى همچون بادگيرها ابزارى در جهت استفاده بهينه از پتانسيل‌هاى محيط اين مناطق مى‌باشند، که البته نوع و تعداد طرفه‌هاى اين بادگيرها (يک‌طرفه، چهارطرفه، چهارطرفه دواشکوبه، چندوجهي، استوانه‌اي، هشت طرفه و خيشخان)


تابع وجود بادهاى مطلوب در مناطق مختلف مى‌باشد. غالباً در مناطق خشک ابنيه با شيوه‌اى ”درونگرا“ ساخته مى‌شوند و سعى مى‌شود با قراردادن بخشى از ساختمان در درون زمين و محصور نمودن کل ساختمان از چهارطرف (يعنى ساخت ابنيه در چهارجهت جغرافيائى و به دور يک حياط مرکزي) که به ”خانه‌هاى چهارفصل“ معروف مى‌باشند آسايش اقليمى را در فضاهاى مسکونى اين مناطق ايجاد نمايند عمده‌ترين ويژگى‌هاى ابنيه مسکونى سنتى در مناطق خشک را مى‌توان به شرح ذيل بيان نمود:


- درونگرائى و محصور بودن فضاها

- دارا بودن اجزاء خاص ساختمانى همچون زيرزمين و سرداب، ايوان، بادگير و حياط مرکزي.

- طاق‌هاى غالباً قوسى شکل يا گنبدى با ارتفاع نسبتاً زياد و وجود ديوارهاى نسبتاً قطور.

- پائين‌تر بودن کف ابنيه و حياط‌ها از سطح معابر.


که البته اين ويژگى‌ها غالباً در مورد ساختمان‌هاى مختلف تجارى و مذهبى و خدماتى نيز صادق مى‌باشد بسيارى از عناصر همچون فضاهاى باز مرکزى و تعبيه حوض آب و باغچه در درون آن (همچون حياط‌هاى قديمي) باعث افزايش رطوبت در فضاهاى زيستى ساختمان شده و ديوارهاى خشتى و آجرى که با قطر و ضخامت نسبتاً زياد با طاق‌هاى قوسى شکل طراحى شده‌اند مانند يک خازن حرارتى نوسانات درجه حرارت شبانه روز را تعديل مى‌کند.


نحوه تعبيه بازشوها نيز به حياط يا فضاهاى باز مرکزى ارتباط فضاهاى زيستى داخلى را با فضاهاى خارجى قطع نموده و منجر به ايجاد ميکرو اقليم خاص مطلوب در معمارى سنتى آنها مى‌شود.


ساخت خانه‌هاى چهارفصل نمونه بارزى از تابعيت اين بناها و بافت‌هاى سنتى از شرايط اقليمى محيط بوده و همان‌طورى که از نام آنها مشخص مى‌باشد اتاق‌هاى اطراف حياط اين ساختمان‌ها بنا به فصل مورد استفاده قرار مى‌گيرند، بدين معنا که سمت شمالى حياط‌ها که در زمستان آفتاب مايل را دريافت مى‌کنند و از ساير نقاط ساختمان گرماى بيشترى را دريافت مى‌نمايند به قسمت ”زمستان نشين“ معروف بوده و در تابستان‌ها اتاق‌هاى سمت جنوب حياط که در سايه قرار دارند و خنک‌تر هستند و به ”تابستان نشين“ معروف مى‌باشند مورد استفاده قرار مى‌گيرند که البته به اين قسمت ”سنار“ يا سايه گير (جائى‌که آفتاب کمتر دريافت مى‌کند) نيز مى‌گويند نمونه جالب آن در خانه بروجردى‌هاى کاشان قابل مشاهده مى‌باشد. بخشى از ساختمان‌هاى مناطق خشک که در طول فصول گرم سال مورد استفاده قرار مى‌گيرند ”سرداب‌ها“ يا زيرزمين‌هائى خنک هستند بعضاً شاخه‌اى از مسير قنوات از زير آنها رد شده و حتى در بعضى موارد آب قنات از يک طرف وارد حوض کوچک داخل سرداب شده و از طرف ديگر از آن خارج مى‌شود که معمولاً به اين فضا در گذشته ”حوضخانه“ مى‌گفتند که وجود اين حوض‌هاى آب و مجارى ورودى بادگير‌ها و قرار گرفتن بخشى از اين سرداب‌ها در داخل زمين باعث خنکى و مطلوبيت داخل آنها در فصول گرم سال مى‌شده است.


در بافت سنتى اين مناطق هيچ بازشوئى يا پنجره‌اى به بيرون خانه باز نشده و تنها بازشوئى که با بيرون ارتباط داشته در ورودى بوده که آن هم به‌طور مستقيم و بلاواسطه به بخش‌هاى بيرونى ساختمان منتهى نشده و از طريق دالان‌هاى نسبتاً بلند و ”هشتى‌ها“ اين درها به حياط خانه منتهى مى‌گرديده‌‌اند.


يکى از عمده ويژگى‌هاى مساکن در مناطق خشک پائين‌تر بودن سطح حياط‌هاى مسکونى نسبت به معابر شهرى بود، که خود نتيجه عوامل مختلفى همچون مقابله با نيروى زلزله و کاهش تبادل حرارتى بين دالان و خارج ساختمان، استفاده از خاک موجود براى تهيه خشت و احداث ساختمان و همچنين مهم‌ترين اصل تأمين آب بوده که از طريق نهرها يا قنواتى که در سطح جوى‌هاى شهرى جارى بوده‌اند تأمين مى‌شده و معابر نيز بالاتر از سطوح حياط قرار مى‌گرفتند تا ساکنين بتوانند از اين آب براى آبيارى و تأمين آب انبارهاى خود استفاده کنند و از اين‌رو در مناطق خشک حياط‌ها به‌گونه‌اى ساخته مى‌شدند که آب به‌طور طبيعى سوار بر آنها باشند. گودتر بودن فضاهاى مسکونى از طرف ديگر ضريب امنيتى و تدافعى آنها را در مقابل افراد مهاجم و بيگانگان افزايش مى‌داد.


يکى از اصول مهم طراحى فضاهاى سنتى اصل محرميت بوده که منجر به ايجاد حياط‌هاى داخلى تحت عنوان ”حياط اندروني“ ناميده مى‌شده که متأثر از ويژگى‌هاى محيطى فرهنگى جامعه مى‌باشد در ساخت مساکن ايرانى انتخاب جهت قرارگيرى مساکن بسيار مهم و کاملاً جغرافيائى بوده به‌گونه‌اى که با توجه به شرايط اقليمى و جهت تابش خورشيد و جهت وزش بادها (چه مطلوب چه نامطلوب) و جنس زمين مکان قرارگيرى مشخص مى‌شده است.


به گفته استاد پيرنيا در فرهنگ معمارى سنتى ايران به نحوه قرارگيرى يا جهت خانه‌ها ”رون“ گفته مى‌شد و مساکن ايرانى نيز داراى سه جهت يا رون اصلى در ساخت خود بود:


۱. جهت شمال شرقي، جنوب غربى که به” رو به قبله“ نیزمعروف بوده و در شهرهای مرکزی ایرانو شمالغرب متداول می باشدو بدان” روان راسته“ می گفتند.


۲. جهت شمال‌غربي، جنوب شرقى که در منطقه فارس و به‌ويژه اصفهان بيشتر خانه‌ها را بدين جهت مى‌ساختند و به ”رون اصفهان“ معروف بود.


۳. جهت غربي، شرقى که در بيشتر مناطق ايران اين جهت نامرغوب و نامطلوب تلقى مى‌شد (زيرا در زمستان سرد و در تابستان گرم مى‌باشد) که اين جهت به ”رون کرمان“ معروف بود و بيشتر در کرمان و مناطق سرد چون همدان و آذربايجان ساختمان‌ها به اين جهت ساخته مى‌شدند (در مورد کرمان اگر جهت شهر غير از اين بود به دليل وجود ”طوفان سياه“ عملاً مساکن غير قابل استفاده بوده و دائماً در معرض اين طوفان‌ها قرار داشته و در همدان نيز دليل انتخاب اين جهت جلوگيرى از نفوذ بادهاى سرد و سوزان سرماى زمستان به داخل خانه بوده.


گذشتگان ما معتقد بودند که اگر جهت شمالى شهر يا آبادى گرفته شود فضا تب خيز مى‌شود و دليل آن هم راکد شدن هوا در آن قسمت بود، چيزى که امروز ما در شهرهائى مثل تهران با آن مواجهم هستيم؛ (در روند طراحى‌هاى جديد به ضرورت توسعه منطبق بر محيط توجه نشده و اساساً در شهرهاى بزرگ امروز همچون تهران مشکلات آلودگى‌هاى مضاعف ناشى از بى‌توجهى است).