بازار به‌عنوان معبر اصلى و شاهرگ ارتباطى - اقتصادى در شهرهاى مناطق خشک با داشتن پوشش پيوسته، فضائى محصور را ايجاد نموده که از طريق منافذ و روزنه‌ها نور موردنياز خود را تأمين مى‌کند. بازار در عين عملکرد نقش ارتباطى - اقتصادى خود داراى بار ارزشى فراوانى بوده و به تناسب شرايط محيطى در گذشته طراحى مى‌شده و به همين علت داراى پيوند کالبدى بناهاى اطراف خود مى‌باشد به‌گونه‌اى که بيانگر فضائى وحدت يافته در عين تنوع و کثرت مى‌باشند و با وجود تعدد عملکردها مناسب و سلسله مراتبى توسعه يافته است.

ويژگى‌هاى بازارها در مناطق خشک

شکل بازارها منعکس‌کننده خصايصى محيطى به‌ويژه اقليم آنها مى‌باشد و به‌نحوى که ارتفاع و سقف بلند آن تنظيم‌کننده ميزان دريافت نور و متناسب هوا مى‌باشد.


سطح معابر بازارها معمولً نسبت به خيابان‌ها و معابر اطراف پائين‌تر بوده که خود باعث گردش و جابه‌جائى بهتر هوا در سطح بازار مى‌شود و از طريق ايجاد مکش‌ هواى خنک تربدرون بازار، فضائى مطلوب فراهم مى‌شود.


سقف بازارها در اين مناطق غالباً با عايقى از کاه‌گل پوشيده مى‌شده، سقف بازارها از آجر و به‌صورت قوس‌هاى دورپوش، گهواره‌اى يا چند گوشه يا گنبدهائى بر چهارپايه لچکى ساخته مى‌شدند. شيوه نوررسانى بازارهاى غالباً از طريق منافذ سقفى و نور شکسته بوده است، بخش مهمى از تهويه و نور بازارهاى مسقف از طريق روزنه‌هائى که در وسط گنبدها و يا درياچه‌ها و شبکه‌هاى احداث شده در پايه گنبدهاى پنجره‌هاى ديوارهاى جانبى تأمين مى‌شده و بدين ترتيب ضمن تأمين نور کافى و يکسان در سرتاسر روز از تابش مستقيم آفتاب و ريزش باران به داخل بازار جلوگيرى مى‌شده و در ضمن تهويه نيز صورت مى‌گرفته است.


براى پوشش کف بازارها در اکثر موارد از خاک کوبيده استفاده مى‌شد ولى در برخى مواقع از آجر و يا سنگ نيز براى مفروش نمودن بازار استفاده مى‌شده است. متناسب با شرايط محيط، غالباً در وسط بازار با کمى شيب‌جوئى ساخته مى‌شده که در صورت ريزش‌هاى جوى آب در سطح بازارها نمانده و بدين‌وسيله از بازارها خارج گردد.


معابر اصلى و بازارهاى سنتى در عين دارا بودن انسجام فرم و رنگ و نوع مصالح از تنوع کافى نيز برخوردار بوده‌اند، از ويژگى‌هاى مهم معابر سنتى همچون بازار مى‌توان تناسب ميان فضا و عملکرد را اشاره کرد به گونه‌اى که مشخصات هر بخش از معابر‌ها و گذرها عابرين را از ويژگى‌هاى آن فضا مطلع ساخته و فراخور هر فضا معبرى تعبيه شده است، همچون راسته‌هاى مختلف بازارها که شکل و عرض معبر آنها بيانگر ويژگى‌هاى آن است، به‌طور مثال معابرى که به راسته‌هاى طلا فروشان منتهى مى‌گردد داراى عرض کمتر جهت حفظ امنيت بيشتر بوده و غالباً محصور در بافت‌هاى ديگر مى‌شده، بدين ترتيب عنصر اصلى تعيين‌کننده اهميت يک فضا در بازار عرض گذر يا معبر بوده و نوعى هم‌آوائى در عرض معابر با مقياس انسانى عابرين پياده در آن وجود داشته است، از طرف ديگر اندازه متغير عرض بازار در نقاط گوناگون و يا امتداد غيرمستقيم آن بيانگر اکثر راسته‌هاى بازار در مناطق خشک داراى طاق بوده و از لحاظ اقليمى مانع تابش آفتاب و نفوذ سرما و باد و گرما مى‌شوند، بيشتر طاق‌هاى راسته‌هاى بازارى با ارتفاع بلند در معابرى وجود دارد که عرض آنها بيشتر است و منافذ بالاى طاق‌هاى آنها بزرگ‌تر مى‌باشند، معمولاً بازشوهائى که در زير طاق‌هائى بازارها قرار دارند به تأمين نور و تهويه و کاهش حرارت در راسته‌ها کمک مى‌کنند و طاق مانند يک خازن حرارتى نه تنها جلوى گرما و سرما و... را مى‌گيرد بلکه مانع مزاحمت‌هاى صوتى نيز به حد زيادى مى‌گردند.


عرض معابر بازار در مکان‌هائى که در مقابل سراها، تيمچه‌ها، مساجد و... قرار دارند عريض‌تر شده و غالباً سقف بازار در اين قسمت‌ها گنبدى مرتفع مى‌باشد.


نمونه‌اى از راسته‌هاى اصلى بازار در نائين
نمونه‌اى از راسته‌هاى اصلى بازار در نائين

بخش قيصر در بازار اصفهان
بخش قيصر در بازار اصفهان

ضرورت تطابق شکل بازارها با شرايط اقليمى و محيطي

با مراجعه به مواردى که در اقصى نقاط کشور وجود دارد و مقايسه اشکال سنتى معمارى و بازارها به اشکال مدرن عدم کارآئى اشکال مدرن در مقابل فرم سنتى به وضوح قابل رؤيت مى‌باشد به‌طور مثال در جزيره کيش در دهه پنجاه که بوميان جزيره به شهرک جديد سفين انتقال يافتند از روى مدل بازار قديم در رژيم سابق براى اهالى بخش جديد بازار جديدى با پلان صليبى شکل احداث گرديد که به ”بازار عرب‌ها“ معروف شد و داراى طاقى مرتفع مانند ساير بازارهاى سنتى بود منتهى با بتن ساخته شده و جهت تهويه هوا و تأمين نور بين طاق يا سقف مغازه و طاق راسته بازار فاصله‌اى حدود ۷۵ سانتى‌متر به‌صورت منافذى تعبيه گرديده که وجود سايه‌بان مرتفع سقف و منافذ زير آن باعث کاهش درجه حرارت و فراهم نمودن شرايط آسايش تا حد قابل قبولى گرديده است، ليکن در نقطه مقابل اين بازار بازارهاى جديدالاحداثى چون بازار پرديس و مرجان وجود دارند که با وجود صرف هزينه فراوان از لحاظ اقليمى مناسبتى با اقليم منطقه نداشته و فضاى مطلوبى را حداقل در شش ماه گرم سال به‌وجود نمى‌آورند.


به‌طور مثال در بازار مرجان راسته‌ها کاملاً سرپوشيده بوده و هيچ‌گونه امکان تهويه هوا وجود ندارد در نتيجه در طول ماه‌هاى گرم سال طول راسته‌ها گرم و مرطوب مى‌باشد و جزء داخل مغازه‌ها که به واسطه کولر گازى خنک مى‌شوند هواى نامطلوب داخل راسته تا حدودى غيرقابل تحمل بوده و خريداران کمتر قادر هستند در فضاى راسته با تعمق به ويترين مغازه‌ها توجه کنند و معمولاً با مراجعه به داخل مغازه و خنک شدن خود به دنبال کالاى موردنظر مى‌گردند، يا بازار پرديس به واسطه سيستم‌هاى تأسيساتى خنک‌کننده و تنظيم رطوبت خود شرايط آسايش را فراهم نموده، ليکن در صورت از کار افتادن اين تأسيسات از نظر آسايش اقليمى بسيار نامطلوب مى‌گردند. بدين ترتيب در مى‌يابيم که مدل‌هاى پيشرفته و مدرن غربى با وجود صرف هزينه فراوان به اندازه معمارى سنتى در ايجاد شرايط مطلوب محيطى موفق نبوده‌اند.


روشنائى طبيعى از بالاى طاق علاوه بر تأمين نور، يک ريتم و هنجار مناسب در کل فضاى راسته‌ها ايجاد مى‌کند و مقياس انسانى را در بعد سوم راسته‌ها به‌وجود مى‌آورد و در بعضى از مناطق جلوى ورودى گرد و غبار و بادهاى گرم را به بازار گرفته و حتى در مواردى سقف‌هاى طاقى شکل جلوى اصوات مزاحم را نيز مى‌گيرند. به‌طورکلى اثرات بازارهاى سنتى و بومى را مى‌توان در موارد زير خلاصه کرد:


- جلوگيرى از تابش مستقيم نور خورشيد

- کاهش نوسانات شديد حرارتى در طول شبانه روز

- ايجاد کوران و هواى مطبوع در طول روز در بازار.

- ايجاد محيطى مناسب براى حرکت عابرين در طول روز

- جلوگيرى از ورود هواى گرم و گرد و غبار

- مصرف حداقل انرژي