تأمين آب يکى از عمده مشکلات عديده در مناطق خشک ايران بوده و هست و در گذشته‌هاى دور نياکان ما به طرف مختلف در جهت حل اين مشکل تلاش نموده‌اند که از نمونه‌هاى بارز اين تلاش ساخت آب‌انبارها و حفر قنوات مى‌باشد.


فرهنگ آب‌انبارسازى در محلات شهرى و در جوار مسيرهاى کاروان روى کشور به حدى در فرهنگ جامعه ايرانى رسوخ نموده که جايگاه و منزلتى خاص در فرهنگ وقف در کشورمان پيدا کرده است به گونه‌اى که هنوز هم در بعضى از مناطق ايران چون لارستان در جنوب فارس گروهى از مردم بخشى از اموال خود را وقف ساختن آب‌انبارها مى‌کنند هرچند که امروزه ديگر آب‌انبارها کاربرد زيادى نداشته و شبکه آبرسانى شهرى و همچنين تغيير مسير جاده‌هاى ترانزيتى خود عاملى براى اين کاهش ارزش کاربرى بوده‌اند؛ در دوره حاکميت اسلامى بر ايران آب‌انبار به‌عنوان يکى از بناهاى مهم شهرى در هر مرحله‌اى ساخته مى‌شد و يا گنبدهاى حجيم و بادگيرهاى بلند خود از فواصل بسيار دور در سيماى شهر قابل تشخيص بود؛ البته در گذشته در نواحى گرم و خشک آب‌انبارها از سازه‌هاى مهم محلات شهرى و روستائى به حساب آمده و در واقع مخزن اصلى تأمين آب شيرين بوده‌اند که کاملاً متأثر از ويژگى‌هاى محيطى و در واقع مخزن اصلى تأمين آب شيرين بوده‌اند که کاملاً متأثر از ويژگى‌هاى محيطى و در واقع در جهت رفع مشکل کم‌آبى به‌ويژه کمبود آب شيرين به‌وجود آمده است. عدم ريزش باران کافى و فصلى بودن رودخانه‌ها و عدم امکان دسترسى دائمى به آب شيرين منجر به ايجاد اين پديده به‌صورت شاخص در مناطق خشک کشور شده است؛ آب‌انبار محلى ذخيره آب در فصول پرآبى در جهت استفاده آن در بقيه سال مى‌باشد و تقريباً قديمى‌ترين آثار به جاى مانده از آب‌انبارها با پيدايش اولين تمدن‌هاى ايران همچون ايلام و هخامنشى همزمان بوده است به‌گونه‌اى که از آب‌انبارهاى شهر اورانتاش (شهر تمدن ايلامى مربوط به هزاره دوم قبل از ميلاد) هنوز هم بقايائى باقى است.


در دوره‌هاى پس از اسلام نيز اهميت آب‌انبارها کماکان حفظ گرديد. آب‌انبارها براساس نحوه قرارگيرى آنها نسبت به شهرها به دو دسته آب‌انبارهاى درون شهرى بيرون شهرى تقسيم مى‌شوند. معمولاً آب‌انبارها از اجزاء ذيل تشکيل مى‌شدند:


- مخزن يا تنوره يا خزينه

- گنبد

- سردر و راه پله و پاشير

- بادگير و خيشخان

مخزن‌ها يا تنوره‌ها

به‌صورت مکعب يا مکعب مستطيل و يا استوانه‌اى در داخل زمين تعبيه مى‌شدند و روى آنها با طاق‌هاى قوسى‌شکل يا گنبدى پوشانده مى‌شد.

راه‌پله، سردر، پاشير

- راه‌پله:

راه ورودى آب‌انبار براى برداشت آب از آن بوده است که با شيب تند و پهناى زياد ساخته مى‌شده و ارتفاع آن معمولاً بين ۲۵ تا ۳۰ متر بوده و در فاصله بين چند پله محلى براى استراحت برداشت‌کنندگان آب وجود داشته و قسمت انتهائى راه‌پله‌ها فضائى قرار داشته که به ”پاشير“ معروف بوده است.


- سردر:

سردرها يا ورودى‌هاى آب‌انبارها يکى يا ندرتاً دو تا بوده‌اند که معمولاً در آب انبارهاى مهم سردرها تزئين مى‌شدند.


سردرها به‌عنوان سمبل‌ها و نشانه‌ها گاهى از شاخص‌ترين تزئينات بهره‌مند بوده‌اند و اندازه آنها به بزرگى آب‌انبار و موقعيت آن در محلات وسعت‌گذارى که در آن قرار داشتند بستگى داشته است.


از عمده مسائل در انتخاب مکان آب‌انبارها نزديکى آنها به آب‌هاى جارى در فصول پرآبى مى‌باشد به‌طورى‌که معمولاً مخزن آب‌انبارها دريچه‌اى داشته که به جريان‌هاى سطحى يا قنوات متصل بوده است. به دليل تاريکى فضاى داخل آب‌انبارها امکان رشد و نمو ميکروب‌هاى غيرهوازى محتاج به نور وجود نداشته و به واسطه نيروى جاذبه زمين املاح و ذرات موجود در اين آب‌ها ته‌نشين مى‌شدند و از طرفى به دليل قرار گرفتن مخزن اصلى آب‌انبارها در داخل زمين آب در زمستان‌ها يخ نمى‌زده و در عين حال در تابستان بسيار خنک و گوارا نيز بود.


پلان و برشى از آب‌انبارهاى دو راه‌پله‌اى و يک راه‌پله‌اي
پلان و برشى از آب‌انبارهاى دو راه‌پله‌اى و يک راه‌پله‌اي

سقف آب‌انبار

روى مخازن آب‌انبارها سقف‌ها به‌صورت طاق يا قوسى يا گنبدى ساخته مى‌شد، خصوصاً روى مخازن کوچک‌تر غالباً از سقف‌هاى طاق و تويزه ۱ا ”طاق کلنبه“۲ستفاده مى‌شده و گاهى نيز ستونى جهت نگهدارى طاق‌ها در داخل مخزن احداث مى‌شده است.


(۱اق‌هاى شبيه به نيمه استوانه که با آجر يا خشت ساخته مى‌شده و داراى دنده‌هاى قوسى شکل در داخل خود بوده به‌نام تويزه معروف بوده است.


(۲رگاه چهار تويزه (دنده‌هاى قوسى شکل) را روى چهار پايه طاق بزنند و سپس مابين تويزه‌ها را با آجر خشت پرکنند اصطلاح ”طاق کلنبه“ به‌کار مى‌رود.


نمونه سقف کروى با هواکش در بالاى گنبد
نمونه سقف کروى با هواکش در بالاى گنبد

نمونه آب‌انبار با سقف پلکانى مخروطى در منطقه نائين و بادگير
نمونه آب‌انبار با سقف پلکانى مخروطى در منطقه نائين و بادگير

در مناطق کوهستانى سقف آب‌انبارها مسطح و با چوب و کاه‌گل پوشيده شده و غالباً شکل مکعب و مکعب مستطيل دارند و در جنوب نيز روى گنبد و ديوارهاى برکه‌ها ۳ا با گلى مخصوص که طوسى متمايل به سفيد مى‌باشد اندود مى‌کردند تا سقف در مقابل رطوبت مقاومت بيشترى داشته باشد و بتواند بخشى از تابش خورشيدى را منعکس نمايد.


(۳ر بعضى از مناطق به‌جاى آب‌انبار از برکه استفاده مى‌شود مثل سواحل جنوبى کشور